منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد پنجم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
انسان نمازگزار، ظرف ارزش الهى است و از آنجا كه در آيات قرآن، از نماز، به عنوان يك عمل بسيار پر قيمت الهى ياد شده و در روايات، از نماز به عنوان محبوبترين عمل در پيشگاه حضرت عزت ياد شده، بايد گفت كه متصل به نماز و بپا دارنده آن از اين فيض عظمى و چشمه الهى كسب ارزش مىكند.
نمازگزار از دو ناحيه واجد عالىترين ارزش است: از طرفى به خاطر برپاداشتن نماز واجد شرايط، مجبور است كه بسيارى از محرمات ظاهرى از قبيل مال حرام، لباس غصبى، مكان غصبى، آب و خاك غير مباح و لقمه حرام را ترك كرده و از جهت ديگر ملزم است قسمت اعظمى از محرمات باطنى، از قبيل كبر و حسد و ريا و نفاق و خدعه و شر و عجب و حقد و كينه را ترك نمايد.
و از طرفى با اتصال به آداب قلبيه و روحيه نماز، به كسب حسنات و فضايل از قبيل مراقبه، محاسبه، توجه، ذكر، خلوص، پاكى، صافى نايل مىگردد و اين بهرهها كه از بركت نماز نصيب او مىشود بهرههاى الهى است؛ پس با ترك محرمات، واجد تقوا و با اقامه نماز، دارنده نيكىها مىگردد و تقوا باعث اين است كه، گرامىترين بنده شود و نيكىها باعث اين است كه، به مقام «لى مع اللهى» برسد و چه ارزشى در عالم وجود بالاتر از مقام تقوا و مقام «لى مع اللهى» است؟
[إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ] «1».
بىترديد گرامىترين شما نزد خدا پرهيزكارترين شماست.
[إِنَّ اللَّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَوْا وَ الَّذِينَ هُمْ مُحْسِنُونَ] «2».
بىترديد خدا با كسانى مىباشد كه پرهيزكارى پيشه كردند و كسانى كه [از هر جهت] نيكوكارند.
آرى، به فرموده قرآن مجيد، نماز بازدارنده انسان از فحشا و منكرات «3» و به فرموده معصوم عليه السلام نماز معراج مؤمن است «4».
توجه به حقيقت نماز
توجه واقعى به حقيقت و آداب و شرايط نماز، از طرفى انسان را از تمام گناهان كبيره و صغيره حفظ مىكند و با توفيق الهيه آدمى را به مرتفعترين قله تقوا و خويشتندارى از گناه مىبرد و از طرفى به خاطر حقايقى كه در نيت و تكبير و حمد و سوره و ركوع و سجود و قنوت و تشهد است، آدمى را به معراج واقعيتها سوق مىدهد و اين دو طرف نماز است كه بالاترين ارزشها را نصيب نمازگزار مىكند و طبق محاسبه دقيق بر اساس آيات و روايات و تحقيقات اولياى كامل و عرفاى جامع و بينايان راه و دانايان دلآگاه اگر گفته شود كه نمازگزار واقعى وجودش از تمام امت پر ارزشتر است، سخنى به گزاف گفته نشده است.
آرى، اى مقصود پويندگان! اى سرمايه عاشقان! اى نواى ناله داران! اى راز و نياز نيازمندان! اى سرور مشتاقان! اى انيس دل باختگان! اى مونس عارفان! آنان كه تو را مىطلبند، پس از معرفت به مقام تو بايد با قدرت نماز به سوى تو حركت كنند كه بدون نماز رسيدن به وصال تو ميسر نيست؛ آنان كه طالب راز و نياز عاشقانه با تو هستند، با تمام وجود خود بايد در نى نماز بدمند كه بدون اين دميدن روزگار وصل به دست نمىآيد، آرى، اى محبوب محبان با معرفت!:
|
اى در دل مشتاقان از عشق تو داستانها |
وز حجت بىچونى در صنع تو برهانها |
|
|
در ذات لطيف تو حيران شده فكرتها |
بر علم قديم تو پيدا شده پنهانها |
|
|
در بحر كمال تو ناقص شده كاملها |
در عين قبول تو كامل شده نقصانها |
|
|
اى كرده دوا بخشى لطف تو به هر دردى |
من درد تو مىخواهم دور از همه درمانها «5» |
|
ارزش نمازگزاران در احاديث قدسى
در احاديث قدسيه در بيان ارزش وجود نمازگزاران چنين آمده است:
لَوْ لاشُيُوخٌ رُكَّعٌ وَشَبابٌ خُشَّعٌ وَصِبْيانٌ رُضَّعٌ وَبَهائِمُ رُتَّعٌ لَصَبَبْتُ عَلَيْكُمُ الْعَذابَ صَبّا «6»:
اى ملتهاى نافرمان و مردم عاصى و جمعيتهاى گنهكار! اگر پيران ركوع كننده و جوانان اهل تضرع و زارى و كودكان شيرخوار و چهارپايان علفخوار نبودند، همانا به جرم گناهانتان عذابى بر شما فرو مىريختم كه حق فرو ريختنش ادا شود!!
يا اهْلَ مَعْصِيَتى لَوْلا مَنْ فيكُمْ مِنَ الْمُؤمِنينَ الْمُتَحابيّنَ بِجَلالى الْعامِرينَ بِصَلَاتِهِمْ ارْضى وَمَساجِدى وَالْمُسْتَغْفِرينَ بِالْاسْحارِ خَوْفاً مِنّى لَانْزَلْتُ عَذابى ثُمَّ لاابالى «7»:
اى اهل معصيت! اگر در بين شما اهل ايمان نبودند، آن انسانهايى كه به واسطه جلال من دوستدار يكديگرند و زمين و مساجد من با نمازشان آباد است و از خوف من به وقت سحر در حال استغفارند، همانا عذابم را بر شما نازل مىكردم و هيچ باكى هم نداشتم.
اين دو روايت دلالت دارند كه ارزش نمازگزار واقعى در حدى است كه به احترام او عذاب دنيا بر يك ملت بخشيده مىشود.
زكريا بن آدم و احترام او
درباره زكريا بن آدم كه از اصحاب بزرگوار حضرت رضا عليه السلام است مىخوانيم كه:
على بن مسيب به حضرت رضا عليه السلام عرضه داشت: راهم به شما دور است و هر وقت بخواهم دسترسى به شما ندارم، معالم دينم را از چه كسى تعليم بگيرم؟
حضرت فرمودند: از زكريا بن آدم قمى كه بر دين و دنياى شما از جانب من امين است «8».
زكريا بن آدم به حضرت رضا عليه السلام عرضه داشت:
يابن رسول اللّه! تصميم دارم از مردم شهرم جدايى كرده و به جاى ديگر روم؛ زيرا در ميان آنان نادان زياد است. حضرت فرمود: اين كار را نكن؛ زيرا به احترام تو بلا از اهل قم دفع مىشود، چنانچه به احترام حضرت موسى بن جعفر بلا از اهل بغداد دفع مىگردد «9».
زكريا بن آدم انسان بزرگوار و با كرامتى است كه از جانب ائمه بزرگوار عليهم السلام بسيار احترام و اكرام مىشد و ائمه دين براى او هديهها و تحفهها و كفن فرستادند «10».
آرى، مؤمن در پيشگاه حضرت حق و انبيا و ائمه بزرگوار داراى كرامت و احترام خاصى است، در حدى كه خداوند مهربان به خاطر او بركاتش را بر مردم نازل و عذابش را از آنان دفع مىكند.
چه نيكوست كه همه ما، آهنگ زندگى خود را در همه شؤون، هماهنگ با انبيا و ائمه و اوليا و اهل كرامت قرار دهيم.
چه نيكوست كه ما قدر خود را شناخته و از استعدادهاى عالى درون خود آگاه شويم و با ايمان و عمل صالح به رشد و كمال عقل و قلب و نفس اقدام كرده و خويش را از اين ظلمتكده جهل و غفلت و بىخبرى نجات داده به ميدان نور و مقام قرب و نقطه با عظمت وصال برسانيم.
ارزش نمازگزار
در ارزش اهل نماز و كرامت و هويت آن بزرگواران در حديث با عظمت قدسى مىخوانيم:
انَّ احَبَّ الْعِبادِ الَىَّ الْمُتَحابُّونَ بِجَلالى الْمُتَعَلِّقَةُ قُلُوبُهُمْ بِالْمَساجِدِ وَالْمُسْتَغْفِروُنَ بِالْاسْحارِ اولئِكَ الَّذينَ اذا ارَدْتُ بِاهْلِ الْارْضِ عُقُوبَةً ذكَرْتُهُم فَصَرَفْتُ الْعُقُوبَةَ عَنْهُمْ «11»:
به حقيقت كه محبوبترين بندگان نزد من، آنان هستند كه در پرتو جلال من با يكديگر دوستى دارند؛ دلهاى آنان تعلّق به مساجد دارد و در سحرها در حال توبهاند، اينان كسانى هستند كه به وقت عقوبت اهل زمين به خاطر آنان عقوبت را بر گنهكاران مىبخشم.
در اين روايت آمده:
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وارد مسجد شد، گروهى از اصحاب آنجا بودند، فرمودند:
مىدانيد كه خداى شما چه مىگويد؟ عرضه داشتند: خدا و پيغمبر بهتر مىدانند. فرمود: پروردگار شما مىفرمايد:
اين است نمازهاى پنجگانه، هر كس آنها را به وقتش به جاى آورد و بر آن محافظت كند، مرا در قيامت ملاقات مىكند، در حالى كه از او عهدى بر من است كه به سبب آن عهد، او را داخل در بهشت مىكنم و هر كس به وقتش آن نمازها را به جاى نياورد و بر آن محافظت نكند، بر من است كه اگر بخواهم او را عذاب كنم يا بيامرزم «12».
در روايت مهمى كه در «الأمالى» شيخ صدوق آمده چنين مىخوانيم:
براى خداوند، ملكى است به نام «سخائيل» كه براى نمازگزاران از پيشگاه حضرت حق برات آزادى مىگيرد.
چون مردم مؤمن وارد صبح شوند و وضو بگيرند و نماز صبح را به جاى آورند، از خداوند مهربان براى آنان براتى مىگيرد كه بر آن نوشته:
من خداى ابدى و باقى هستم. بندگان و كنيزان من! شما را در حفاظت خود قرار مىدهم، قسم به عزت و جلالم شما را منكوب نمىكنم، گناهان شما را تا ظهر بخشيدم.
وقتى نماز ظهر را مىخوانند براتى براى آنان مىگيرد كه بر آن نوشته شده:
من خداى قادرم. بندگان و كنيزان من! سيئات شما را به حسنات تبديل كردم و گناهانتان را آمرزيدم وبا رضا و خشنودى خود شما را به خانه جلالم وارد كردم.
چون عصر شود و براى وضو و نماز عصر برخيزند و نماز را بجاى آرند براى آنان براتى مىگيرد كه روى آن نوشته شده:
من خداوند بزرگم، نامم و حكومتم بزرگ است، بندگانم و كنيزانم! بدنهاى شما را بر آتش جهنم حرام كردم و شما را در جايگاه نيكان جاى دادم و به رحمتم شر اشرار را از شما دفع كردم.
چون مغرب شود و براى وضو و نماز برخيزند و نماز را به جاى آرند براى آنان براتى مىگيرد كه بر آن نوشته:
من خداى جبار بزرگ متعالم. بندگان و كنيزانم! ملائكه من با خشنودى از نزد شما به نزد من آمدند، بر من است كه شما را خشنود كنم و در قيامت شما را به آرزوهايتان برسانم.
چون وقت عشا رسد و برخيزند و وضو گرفته و نماز را به جاى آرند براتى براى آنان مىگيرد كه بر آن نوشته:
من خدا هستم و خدايى جز من نيست و پروردگارى غير من نمىباشد. بندگان و كنيزانم! در خانههاى خود طهارت كرديد و به مساجد آمديد و در ياد من غرق شديد و حقم را شناختيد و واجب مرا ادا كرديد. اى سيخائيل! تو را و ساير ملائكه را به شهادت مىگيرم كه از بندگان و كنيزانم راضى و خشنود شدم «13»!
خوشا به حال آن انسانهايى كه به حضرت حق معرفت پيدا كرده و پس از عرفان به وسيله عمل به پيشگاه آن جناب شتافتهاند.
آنان كه در راه عبادت حضرت معبود سر از پا نمىشناسند و لذتى همانند لذت عبادت نمىچشند.
آنان كه به وقت رسيدن نماز، از همه چيز دست مىكشند و با كمال اشتياق به سوى پيشگاه آن حضرت روانه مىشوند و با تمام هستى خود به مملكت نماز وارد مىشوند و در محضر حضرت حق به وسيله نماز با زبان حال عرضه مىدارند:
|
ساقيا بده جامى زان شراب روحانى |
تا دمى برآسايم زين حجاب جسمانى |
|
|
بهر امتحان اى دوست گر طلب كنى جان را |
آن چنان بر افشانم كز طلب خجل مانى |
|
|
بىوفا نگار من مىكند به كار من |
خندههاى زير لب عشوههاى پنهانى |
|
|
دين و دل به يك ديدن باختيم و خرسنديم |
در قمار عشق اى دل كى بود پشيمانى |
|
|
ما زدوست غير از دوست مطلبى نمىخواهيم |
حور و جنت اى زاهد بر تو باد ارزانى |
|
|
رسم و عادت رندى است از رسوم بگذشتن |
آستين اين ژنده مىكند گريبانى |
|
|
زاهدى به ميخانه سرخ رو زمى ديدم |
گفتمش مبارك باد بر تو اين مسلمانى |
|
|
زلف و كاكل او را چون به ياد مىآرم |
مىنهم پريشانى بر سر پريشانى |
|
|
خانه دل ما را از كرم عمارت كن |
پيش از آن كه اين خانه رو نهد به ويرانى |
|
|
ما سيه گليمان را جز بلا نمىآيد |
بر دل بهايى نه هر بلا كه بتوانى «14» |
|
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- حجرات (49): 13.
(2)- نحل (16): 128.
(3)- «إِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ» عنكبوت (29): 45.
(4)- بحار الأنوار: 79/ 303، باب 4.
(5)- سنايى غزنوى.
(6)- كلمة اللّه: 76.
(7)- الأمالى، شيخ صدوق: 199، المجلس السادس والثلاثون؛ بحار الأنوار: 80/ 383، باب 8، حديث 57.
(8)- وسائل الشيعة: 27/ 146، باب 11، حديث 33442؛ سفينة البحار: 3/ 470، باب الزاء بعده الكاف.
(9)- الاختصاص: 87؛ بحار الأنوار: 49/ 278، باب 18، حديث 32؛ سفينة البحار: 3/ 471، باب الزاء بعده الكاف.
(10)- سفينة البحار: 3/ 471، باب الزاء بعده الكاف.
(11)- مكارم الأخلاق: 467، الفصل الخامس فى وصية رسول اللّه صلى الله عليه و آله؛ بحار الأنوار: 74، 88، باب 4، حديث 3.
(12)- كلمة اللّه: 263.
(13)- الأمالى، شيخ صدوق: 67، المجلس السادس عشر، حديث 2.
(14)- شيخ بهايى.