پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 غفلت از مرگ

غفلت از مرگ

 يكى از وعاظ تهران مى‏گويد:

 يكى از دوستانم به من زنگ زد و گفت: خيابان تجريش تهران، يك ختم در يك منزل  است. از من يك روحانى خواستند. اين آدرس، شما برو. گفتيم كه حتماً يكى از تجريشى‏هاى قديمى است. هزينه مسجد نداشتند، خواستند ختم را در منزل بگيرند. قديمى‏هاى تهران خانه‏هايشان لابه لاى كاخ‏ها هست، گفت: رفتم. طبق آدرس نزديك منزل كه رسيدم، ديدم چه خانه‏اى است.

 نزديك دو سه هزار متر است. با يك ستون آن مى‏توانم براى فرزندم يك خانه بسازم. گفت: صاحبخانه هم دم در بود. با يك كت و شلوار اروپايى شيك احترام كرد.

 گفت: شما را حاج محمدتقى فرستاده، گفتم: بله. گفت: مهمانهاى مرد و زن من در سالن هستند. پدرم فوت كرده‏است. محبت كنيد در اين جلسه راجع به مرگ صحبت نكنيد كه مهمانها ناراحت شوند. ده دقيقه صحبت كنيد. گفتم: اشكالى ندارد. برگشتم. گفت آقا كجا مى‏رويد.

 گفتم: من در مجالسى كه مردمش مى‏ميرند سخنرانى مى‏كنم. شما كه براى ابد در دنيا مى‏مانيد.

 يادشان مى‏رود، شيطان مرگ را از يادشان مى‏برد، خدا را از يادشان مى‏برد، كربلا را از يادشان مى‏برد، شهدا را از يادشان مى‏برد. دور و برشان را اينقدر شلوغ مى‏كند كه اصلاً وقت نداشته باشند، خدا را ياد كنند.

 » أُوْلئِكَ حِزْبُ الشَّيْطَنِ «

 حبيب من، اينهايى كه اينطور زندگى مى‏كنند كه فقط پول و اولاد را مى‏خواهند و نه هيچ چيز ديگر. و آنهايى كه زندگيشان غرق در پشت هم اندازى و دروغ است و نه هيچ چيز ديگر. و آنهايى كه ياد من و شئون من نمى‏كنند، از حزب شيطان‏اند.

 » أَلَآ إِنَّ حِزْبَ الشَّيْطَنِ هُمُ الْخَسِرُونَ «

 گروه شيطان در خسارت است.

منبع
  • پایگاه عرفان