درباره شيطان سه مسئله بيان شد:
مسئله اول: شياطين چه شياطين ناديدنى و چه شياطين انسى غير از وسوسه و دعوت و امر به فحشا و منكرات، برنامه ديگرى ندارند.
مسئله دوم اينكه: خداى متعال در چهار آيه قرآن در سوره مباركه حجر، اسراء و ابراهيم و نحل مىفرمايد: هيچ شيطانى بر شما تسلط ندارد، براى او حكومت و قدرتى نيست كه شما را با حكومت و قدرت و سلطهاش بتواند در چاه گناه بيندازد.
مسئله سوم: هر انسانى آنقدر نيرو و توان باطنى و ظاهرى به او عنايت شده است كه يك نفره مىتواند با تكيه به آن نيروهاى بيرونى و الهى در برابر تمام شياطين بايستد و همه را مغلوب كند و خودش پيروز بشود.
اشكالاتى كه در زمينه وجود شيطان است تقريباً تمامش جواب داده شد و فكر نمىكنم ايرادى در ذهن كسى باقى مانده باشد. اگر به عمق آياتى كه قرائت شد توجه كرده باشيد براى شياطين كه غير از وسوسه و دعوت و امر به فحشا و منكرات وجود ندارد و سلطه و قدرتى هم نيست، ما مىتوانيم به وسوسههاى آنها گر چه سينه ما را و دل ما را در اوج وسوسهها قرار بدهند گوش نكنيم، اگر به وسوسهها جامه عمل نپوشانيم خود وسوسه پاى ما حساب نخواهد شد، اين هم عنايت و لطفى است كه وجود مقدس حق به بندگانش كرده، گرچه يك عمرى شما در معرض امواج تاريك وسوسه هاى شيطانى باشيد.
رسول خدا مىفرمايد:
هر كدامتان كه از دنيا مىرويد چند هزار شيطان كار خودشان را نسبت به شما تمام شده مىدانند و شما كه مؤمن از دنيا خارج مىشويد و اين چند هزار شيطان وسوسه هايشان در شما كارگر نيفتاده، به خاطر اينكه شما اهل خدا شديد، به آنها سخت مىگذرد و رنجيده مىشوند.