با توجه به جايگاه مسجد و عظمت آن و انتسابش به پروردگار مهربان، و اين كه مركزى براى هدايت انسانها، و تعليم علوم دينى و محلى براى تربيت مردم و تزكيه نفوس آنان است، و جائى است كه مؤمنان از بركت آن به شناخت و زيارت يكديگر نايل مىشوند و گره از مشكلات هم مىگشايند، و غبار رنج و ناراحتى از چهره يكديگر مىزدايند، يقيناً كسى كه بر اساس هوا و هوس و طغيان غرائز حيوانى و حسدورزى نسبت به حقايق و اهل ايمان، و به سبب دشمنى و كينه از اين كه مردم در آن مكانهاى مقدس به ياد خدا مشغول شوند و به زبان و قلب ذكر حق گويند و به جوارح و جوانح به عبادت خالصانه بپردازند، و به تعليم و تعلم مسائل الهى بنشينند، و نفوس خود را از آلودگىها تزكيه نمايند، جلوگيرى نمايد و عاشقان حق و حقيقت را از ورود به آن مراكز الهى منع كند و به اين صورت دست به تخريب معنوى آن دراز كند، يا بناى ظاهر آن را ويران نمايد از همه ستمكارتر و ظالمتر است.
بىشك چنين ظلمى كه از طرفى ظلم به حق خداست و از جانب ديگر ستم به بندگان الهى است، گناهى بسيار بزرگ و يقيناً موجب خوارى در دنيا و عذاب عظيم در آخرت براى ستم كننده است.
به راستى بسيار شگفتآور و تعجبآميز است كه گروهى از مردم با تكيه بر خردورزى و استدلال، و انديشه و تفكر حقيقت را مىپذيرند، و حق را به جان و دل قبول مىكنند، و به آئين راستين الهى آراسته مىشوند، آنگاه با هزينه خود به نحوى عاشقانه و خالصانه بنائى را بنام مسجد بنا مىكنند تا در آن گرد هم آيند و زبان و دل غرق ياد خدا كنند، و به قرائت آيات الهى و فهم آن اقدام نمايند، و همه وجود خويش را در فضاى عبادت و بندگى بياورند، و باطن از شوائب شرك تصفيه نمايند، و تبديل به مردمى با تربيت و با وقار و منبعى از معرفت و كرامت و منفعت گردند، و چراغ درستى و سلامت و صفا و صميميت، و شرف و حقيقت را در جامعه روشن كنند، و فضائى از امنيت به وجود آورند ولى گروهى ديگر با اين مكانها و با چنين مردمى به جنگ و ستيز برخيزند و درب مساجد را به روى آنان ببندند، و جمع ايشان را پريشان و پراكنده كنند، و حق مساجد را كه حق خداست و حق عبادت و بندگى را كه حق انسانهاست پايمال نمايند و از اين طريق به خود و ناموس خود و به ديگران خسارتهاى غير قابل جبران بزنند!!
به حق بايد گفت اينان در ميان ستمكاران جهان از همه ستمكارتر و در جمع ظالمان تاريخ از همه ظالمترند، و قطعاً مستحق خوارى در دنيا و عذاب عظيم در آخرتاند، و بايد گفت چنين طايفهاى يقيناً حزب شيطان و از گروه ابليس و بدترين مردماند.
اميرمؤمنان دربارهى چنين گروهى مىفرمايد:
«اتَّخَذُوا الشَّيْطَانَ لِاءَمْرِهِمْ مِلَاكا وَ اتَّخَذَهُمْ لَهُ اءَشْرَاكا، فَباضَ وَ فَرَّخَ فِى صُدُورِهِمْ وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِى حُجُورِهِمْ فَنَظَرَ بِاءَعْيُنِهِمْ وَ نَطَقَ بِاءَلْسِنَتِهِمْ فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ وَ زَيَّنَ لَهُمُ الْخَطَلَ فِعْلَ مَنْ قَدْ شَرِكَهُ الشَّيْطَانُ فِى سُلْطَانِهِ وَ نَطَقَ بِالْبَاطِلِ عَلَى لِسَانِهِ.»
شيطان را ملاك و پشتوانه زندگى خود گرفتند، او هم از آنان به عنوان دام استفاده كرد، در درونشان لانه گرفت، و در دامنشان رشد يافت، ديدنشان با ديده شيطان و زبانشان در گفتن زبان شيطان شد، بر مركب لغزشها سوارشان كرد، و امور فاسد را در ديدگانشان جلوه داد، كارشان كار كسى است كه شيطان او را شريك سلطنت خود قرار داده و با زبان او به ياوهسرائى پرداخته است.
بايد به اين نكته مهم توجه داشت كه «ظاهر آيه شريفه را نمىتوان ناظر به واقعه مخصوصى دانست، و هيچ قرينهاى براى چنين تطبيقى در ميان نيست، اين آيه بيان حقيقتى است كلى و شامل حوادث گذشته مانند خرابىهاى بيتالمقدس و زمان نزول آيه مانند منع مشركين از ورود مسلمين به مسجدالحرام در واقعه حديبيه و آينده مانند خرابىهاى صليبىها و قرامطه از مساجد، و همچنين بىرونق شدن معابد و مساجد امروز كه همه نتيجه و آثار شوم اختلاف و تضاد منتسبين به اديان است كه معابد و مساجد را سنگرى براى انشاء و ابراز اختلافات و تأمين هواها و منافع خود ساختهاند.
سبب مهم بىرونقى مساجد و معابد و رميدگى مردم از آئين، در آوردن آئين خدا و دعوت پيامبران به صورت انديشههاى بىپايه و آرزوهاى غير برهانى و نفى و اثباتها و تضادها مىباشد، يهود و نصارى نخست در برابر هم صفآرائى كردند و آئين و معابد يكديگر را بىپايه و ناحق شمردند، آنگاه هر دو دست در دست هم داده در برابر آئين اسلام و دعوت آن همصف و همصدا شدند.
نتيجه اين شد كه در اثر پيشرفت دانش و بالا آمدن سطح عقول از مطالب محدود و خودساخته طرفداران اديان و تناقضگوئى و تحميل آنان، بيشتر مردم از دين رميدند و دست از هر آئينى برداشتند، تا آنجا كه در برابر همه اديان صف فشردهاى تشكيل دادند.»
راستى ظالمانهترين عمل نسبت به دين از طرف طرفداران جاهل اديان، و دشمنان عنود و كفرپيشه اين بود كه يا با ايجاد ارعاب و ساختن جوّ وحشت و ترس، و به ميدان آمدن اسلحه مردم را از ورود به مساجد منع كردند و در برابر ياد خدا در مساجد و عبادت عابدان ايستادند، يا با آميختن خرافات در اصول و فروع دين، و تحميل هواهاى نفس، بر معارف و مسائل دينى قلوب نسلهاى روشن ضمير و درس خوانده و بيدار شده را نسبت به مساجد بىميل و زمينه خرابى آن خانههاى خدا را از نظر معنوى فراهم، و گاهى چنان بلاى هولناكى بر سر معابد آوردند كه جز اندكى از كار افتاده و بىخاصيت در آن مكانها شركت نمىكنند.
«مگر جز اين است كه غرائز و قواى حيوانى در آدمى منشأ هر ستم وتجاوز است؟
و تنها محيطى كه اين غرائز را محدود و وجدان حقجوئى و عدالتخواهى را بيدار و فعال مىگرداند همان محيطهائى است كه به نام خدا و حق و عدل برپا گشته و بنام مسجد كه محل سجده براى خدا و اخضاع سركشىهاست ناميده شده است، اگر خودبينى و امتيازجوئى آدمى و صورتها و انديشههاى ناشى از آن در حريم مساجد راه يافت صورت و معناى خدائى مساجد را ويران مىكند و ظاهر آن را از رونق مىاندازد.
چون مساجد ويران گرديد بند و حدى براى سركشى غرائز نمىماند و جلوى هر ستمى بازمىگردد.
پس آنان كه ديگران را از مساجد ممنوع و به خود محدود مىسازند و نور فطرت خدائى را خاموش و نام غير خدا را بلند مىكنند از هر ظالمى ظالمترند.