آرى ذات مقدسى كه احد و واحد است، و شريك و انباز ندارد، و ذاتش مركب از بخشها و اجزاء نيست آنچه كه در آسمانها و زمين است يعنى همه آفريدهها در سيطره مالكيت و فرمانروائى او هستند، و در تحقق وجودشان و ادامه هستى و بودشان، و در مسير رشد و كمالشان محتاج به اويند، و معنا ندارد قدرت بىنهايتى كه هستى و ميليارها ميليارد موجود متنوع آفريده، در حالى كه نه به آفريدن آنها و نه به خود آنها نياز داشته براى خود انتخاب فرزند كند، ذات بىنهايت و غنى مطلق و فرمانرواى هستى، و به وجود آورنده همه موجودات به چه سبب و براى چه اتخاذ فرزند نمايد؟! راستى انديشه يهود و نصارى و مشركين نسبت به حضرت او چه انديشه سخيف و بىپايهاى است.
آن كه انديشه و انديشنده در سيطره مالكيت و فرمانروائى اوست و هر آنچه در آسمانها و زمين است مسخر اراده و فرمان و خالقيت اوست چه احتياجى به فرزند دارد؟!
همه و همه كه ذاتشان عين فقر و نياز و تهيدستى و احتياج است بر درگاه ربوبيت و يكتائىاش به طور دائم در حال درخواست و گدائى و بندگى و فروتنىاند، و نسبت به مشيت و اراده ازلى و ابدىاش خاضع و خاكسار، و در برابر مالكيت و سلطنت و فرمانروائىاش منقاد و فرمانبردارند، با اين حساب او را چه نيازى به فرزند است، كه فرزند داشتن او منافى با ذات و سلطنت و مالكيت و الهيت و يگانه بودنش در معبوديت است، معبوديت او كه ناشى از ذات و قدرت و سلطنت مطلقه اوست ملاك بىنيازىاش از همه موجودات غيبى و شهودى است، و ولادت شيئى از ديگر شيئى يا اتخاذ فرزند ملاك نيازمندى و احتياج است و ملاك بىنيازى و ملاك احتياج ضد يكديگر و قابل اجتماع در حضرت واحد و احد نيست، پس همه ما سواى او به منزه بودنش از داشتن فرزند شاهد و گواه است، و ادعاى يهود و نصارى و مشركين از نظر علمى و منطقى و طبيعى پشيزى ارزش ندارد و ادعائى باطل و ريشه در ضلالت و گراهى و كفر و شرك و جهل محض دارد.