تذكر و بصيرت ، دومين راه كسب تقوا است . پس روح تقوا در انسان ، يقيناً به وجود مىآيد ، اما با دو مرحله :
اول : علم به گناهان كبيره و صغيره
دوم : وقتى گناه رخ نشان مىدهد ، هر چقدر كه زيبا باشد ، شخص بگويد : نمىخواهم . اين نمىخواهم اگر چند سال طول بكشد ، وجود ما محل ظهور روح تقوا مىشود .
بيان قرآن در مورد تذكر و بصيرت اينگونه است :
» إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «
اينجا صحبت از »الذين آمنوا « نيست . ايمان عام است . اگر سؤال شود كه ما چه مقدار مذهبى هستيم ؟ جواب مىدهيم : مؤمن هستيم .
امام صادق عليه السلام مىفرمايد : ايمان درجاتى دارد . ما نيز مؤمن هستيم ، هر چند ضعيف .(217)
ولى در اين آيه صحبت از مردم مؤمن نيست ، بلكه صحبت از مؤمنان داراى تقواست ، يعنى انسانهاى ويژه بين مردمِ مؤمن . مىتوانست بگويد : »ان الذين آمنوا و اتقوا « اما نه ، اينان كلاس ايمان را طى كرده ، به جاده تقوا رسيده و جاده تقوا را نيز طى كردند . به فعل ماضى بيان مىكند ، يعنى راه را رفتند و روح تقوا در آنها هست .
اينان ، هنگامى كه گروهى طواف كننده شيطانى مىآيند و دور اهل تقوا مىچرخند. اهل تذكّر و بصيرت هستند :
» إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «
تا شياطين طواف كننده به آنها مىرسند - »مسّ « يعنى رسيدن - و به آنها نزديك مىشوند ، آنها توجه مىكنند و به ناگهان ، موارد هلاكت را درك مىكنند و با اين تذكر و بصيرت ، دشمن خلع سلاح مىشود .