پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 معرفت اهل تقوا

معرفت اهل تقوا

 اهل تقوا اول گناهان را شناخته‏اند ، كه در اين باره قرآن مى‏فرمايد :

  » إِنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ‏قَلْبٌ أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ «

 يعنى عالم و آگاه شده است و بعد از معرفت به فحشا و منكر ، خود را از آلوده شدن به آنها حفظ مى‏كند و حقيقت تقوا را نشان مى‏دهد .

 پرهيزكاران ، معرفت دينى نيز در وجود آنها تبادر به ذهن مى‏كند ، چون بدون شناخت ، تقوا معنا ندارد .

 اين معرفت براى قبل از تقواست كه آنان موارد فحشا و منكرات را شناخته‏اند ، آياتى كه گناه را مطرح مى‏كند و بلافاصله وعده عذاب مى‏دهد ، منظور از آن گناه ، گناه كبيره است و آياتى كه بعد از بيان گناه ، وعده عذاب نمى‏دهد ، منظور گناه صغيره و معمولى است .

 آياتى كه به حالات زشت اشاره مى‏كند ، گناهان باطنى مانند حسد است ، كه كيفيتى باطنى و زشت است . بخل ، ريا ، كبر و حالاتى كه فقط باطن انسان صفحه وجوديش است ، نه اعضا و جوارح ظاهرى ، البته هنگامى كه اين آتش‏هاى جهنمىِ باطنى ، ميدان ظهور پيدا كنند ، بدن را به كمك مى‏گيرند . بدن ، يار و كمك كار گناهان باطنى است ، و الا بدون حركات فيزيكى گناه باطنى نمى‏تواند ظهور كند .

 شخص رياكار بايد همه بدن را در استخدام نماز يا كار خير و عمل مثبت بگيرد كه مردم آن حركات فيزيكى را ببينند و بعد قلب او شاد شود كه : مرا ديدند و من چه قيمتى نزد آنها پيدا كردم . اين گناه باطنى است .

 اهل تقوا بين دو معرفت هستند . اين ملاك قرآنى دارد ، چون در سوره توبه مى‏فرمايد :

  »وَمَا كَانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنفِرُواْ كَآفَّةً فَلَوْلَا نَفَرَ مِن كُلِّ فِرْقَةٍ مِّنْهُمْ طَّائِفَةٌ لِّيَتَفَقَّهُواْ فِى الدِّينِ وَ لِيُنذِرُواْ قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُواْ إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ«

 براى اين كه عده‏اى از شما دين شناس شويد و دين را به مردم ياد بدهيد ، زمينه‏سازى كنيد . اين معرفتِ قبل از تقواست . اما بعد از تقوا ، ديگر معلم معرفت ، عالم ربانى و امام مسجد نيست ، معلم معرفت بعد از تقوا فقط خداست :

  » يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِن تَتَّقُواْ اللَّهَ يَجْعَل لَّكُمْ فُرْقَانًا وَيُكَفِّرْ عَنكُمْ سَيَِّاتِكُمْ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ «

  پروردگار اسم اين معرفت را كه مايه تشخيص و تميز همه امور است و زشت را از زيبا جدا مى‏كند، فرقان گذاشته است . نه اين كه زيبا را زشت و زشت را زيبا ببيند . حق را باطل و باطل را حق ببيند . اين از بركات تقواست . با اين معرفت دوم در حقيقت اهل تقوا در محاصره آگاهى و در پوشش معرفت هستند .

 درباره اين معرفت نيز حرفهاى زيبايى مى‏زنند . مى‏گويند : حروف »ميم ، عين ، راء ، فاء و تاء« معرفت ، هر كدام اشاره به واقعياتى دارد . مانند حروف مقطعه قرآن كه مى‏گويند : »الم « الف يعنى الله ، لام يعنى جبرييل ، ميم يعنى محمد صلى الله عليه وآله .

منبع
  • پایگاه عرفان