پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حج يا معراج ملكوتى‏

حج يا معراج ملكوتى‏

چون با ديده بصيرت به عمل حج بنگرى، آن را معراجى ملكوتى براى روح خواهى يافت كه از بركت آن معراج به فيوضات عالى الهى مى‏رسى.

يكى از بينايان راه مى‏گويد:

عمل حج را نمى‏توان با ساير مقررات دين مقايسه نمود، چه براى بسيارى از عبادات مانند: نماز و روزه و ذكر خداوند و مانند اين‏ها اگر چه تأثير و نتيجه نيكو در روحيه شخص دارد، وليكن آن اثر به هر اندازه كه باشد محدود به حد معينى است، ولى عمل حج اگر از روى التفات و داراى اركان و شرايط مقرره باشد و به علت عدم توجه به حقيقت آن تباه نشود، كارزارى است كه انسان را به تمامى آنچه به شرح رفت مى‏رساند.

حج در روان انسان نيرويى ايجاد مى‏كند كه تا انسان زنده است در پنهان و آشكار نگهبان او خواهد بود و اين همان فيض الهى است كه از بركت اين معراج نصيب آدمى مى‏گردد.

قاصد حج هنگامى كه مهيا مى‏شود از خانه‏اش خارج گردد، اگر به مقصود خويش و رفعت شأن خود دانا باشد و آن را چنان كه سزاوار است دريابد و به نور الهى به آن نظر افكند و خواسته باشد، آن راه را بر طبق هدايت و راهنمايى حضرت پروردگار طى نمايد، دل او متوجه عالم ديگرى خواهد شد و از ظواهر ناپايدار به حقايقى استوار بينا مى‏شود.

در آن هنگام است كه خواهان بى‏نيازى و توانايى خود مى‏گردد، نه آنچه تاكنون خواهنده آن بوده است و مهياى آن مى‏شود كه همه خواهش‏ها و تاريكى‏هاى طبيعت را از خود پاك سازد!!

اين نخستين انديشه است كه قاصد حج احساس مى‏كند، يعنى تأثير اين حقيقت ملكوتى را در شناسايى مقام نفس انسانى و برترى روح از بستگى به ظواهر زندگى دنيايى.

هنگامى كه حاضر ميقات شد، غسل كرد و جامه احرام در بر نمود، دل او از جلال آن انديشه‏ها و ملكاتى كه در نفس او پيدا شده است پر گشته و زندگى و همه شؤون آن را از خود دور مى‏افكند.

در آنجا نمى‏بيند خود را، مگر فردى از لشگريان خداوند متعال كه آنان را خوانده و به اجابت موفق گشته‏اند.

بقول الهى آن عارف شوريده حال:

خوشا جانى كه سازند آگه از اسرار پنهانش‏

 

خوشا چاهى كه بيرون آيد از وى ماه كنعانش‏

خوشا قلبى كه پاك از كينه و كبر و نفاق آيد

 

خوشا عقلى كه عشق آرد بكوى دوست مهمانش‏

     

خوشا بزمى كه آنجا درس عشق و عاشقى گويند

 

خوشا جمعى كه زلف يار گرداند پريشانش‏

خوشا مرغى كه مى‏نالد بباغى هم چو مشتاقى‏

 

كه دور افكنده دوران سپهر از وصل جانانش‏

خوشا شادان دلى هم چون الهى با خيال او

 

كه عشق روى يارى مى‏كند سر در بيابانش‏

     

هنگامى كه حاجى پوشش و كيفيت خود را تغيير داد و خوارى موقف و بيچارگى خود را آشكار نمود، بر خود لازم مى‏داند كه دلش پاك و كردارش پاكيزه و گفتارش راست و بى‏آلايش باشد و كسى را از خود نرنجاند و براى خشنودى حضرت پروردگار از روى صفا و حقيقت از خود بگذرد و هستى خود را از هرگونه آلودگى و آميختگى به اغراض دور و متوجه حق تعالى سازد.

در نتيجه هنگامى كه عملش را تمام نموده نور معرفت، دل او را گرفته و روشن ساخته و گوشه‏هاى قلب او از همه رخنه‏هاى ريز و باريك شرك و كفر پاك شده است و فايده عملش در همه قوا و سپاهيان و دسته‏هاى مددكار آن‏ها سرايت نموده، همه را اسلام آورنده و در راهى كه خداوند متعال مقرر فرموده پشتيبان يكديگر و همدست و هم‏آهنگ و يگانه و خرسند مى‏بيند و نفس او به روح تبديل گشته و گمان و انديشه بى‏جاى او را تعقل و دانش‏هاى بى‏حقيقت او را حكمت و برهان جايگزين گشته و صفات زشت او نيكو و پسنديده و شهوات او عفت و پاك دامنى و خشم او بردبارى و عزم بركارهاى خير و لذت شخصى او دوستى و محبت و نوميدى او از خير و رحمت خداوندى اميدوارى و ناسپاسى او نعمت را سپاس‏گزارى و آز او توكل بر خداى و توانايى او مهربانى و حماقت او فهم و زيركى و بى‏پروايى و رسوايى او راه نيكى و پرستش خداوندى و خودخواهى او فروتنى‏ و نرمى و بيهوده‏گويى او خاموشى و برترى خواستن و گردنكشى او تسليم بودن و از هر گزندى پاك شدن و جز اين‏ها از فضائل ديگرى كه نتيجه و اثر حج است.

منبع
  • پایگاه عرفان