بحث در يكى از آيات سوره مباركه اعراف بود. در اين آيه شريفه خداوند متعال به اهل تقوا اشاره مىكند ، البته كسانى كه اين كلاس با عظمت را ، با معرفت به محرّمات الهى و با تمرين بر ترك محرّمات طى كردند، در نهايت اهل تقوا شدند .
مطلب اول:
اين معنا را از كجاى آيه برداشت مىكنيم ؟ از اين كه خداوند متعال تقوا را در اين آيه با فعل ماضى استعمال كرده است :
» إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «
آنان كه راه تقوا را طى كردند .
از كجا مىگوييم : كسانى كه با معرفت و با ترك محرمات راه را طى كردند ؟ از آنجا كه بدون شناخت حرام و ترك آنها ، تقوا حاصل نمىشود . اين تقوايى كه حاصل مىشود ، در حقيقت قدرت معنوى و نيروى عظيم باطنى براى انسان به وجود مىآورد كه مىتواند در مقابل هجوم فتنهها ، فسادها و خطرات مقاومت كند ، شكست نخورد همه اين حقايق از همين » إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ « استفاده مىشود .
مطلب دوم:
بنا بر آيات قرآن كريم ، شياطين جنّى و انسى ، مخصوصاً شياطين انسى از ضربه زدن به اهل تقوا نااميد نيستند . با اين كه مىدانند اينها نيروى معنوى قوى و قدرت باطنى بالايى دارند و شايد احتمال قريب به يقين بدهند كه در حمله به اهل تقوا پيروزى ندارند ، ولى به قدرى گستاخ و بىحيا هستند كه از ضربه زدن به اهل تقوا نااميدى ندارند . اين است كه چشم از اهل تقوا نمىپوشند و هميشه حمله مىكنند.
لذا پروردگار مىفرمايد :
» إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ «
هنگامى كه گروهى از شياطين به آنها مىرسند ، يعنى از اهل تقوا فاصله نمىگيرند و وقتى كه به اهل تقوا مىرسند ، اهل تقوا نسبت به كار ، حرف و تبليغ شياطين جاهل نيستند ، مىدانند كه شياطين از طريق قلم ، تبليغ ، وسوسه ، كتاب ، فيلم و ماهواره پيش مىآيند و ابزار شياطين در زمان ما نيز همينها است ، لذا شياطين را مىشناسند . آنها همه بر ضد ارزشها ، انسانيت و فرهنگ خدا هستند . اهل تقوا اين را آگاه هستند و مىدانند .
» إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ «
به محض اين كه با شياطين برخورد مىكنند ، از طريق ضدّيت فرهنگ شياطين با فرهنگ خدا ، حقايق را به ياد مىآورند كه اينان در مقام تخريب ايمان ، اخلاق ، قيامت و سعادت هستند ، پس با چشم باز شياطين را دفع و تبليغ آنان را خنثى مىكنند . اين مفهوم متن آيه است .
درباره شيطان سخن بسيار است، ولى بحث كامل و تمام نشد ، چون تمام ميدانهاى حمله او بيان نشد. اما براى اين كه سود و نفع ما از آيه شريفه بيشتر شود ، بحث را در مسأله تقوايى كه در اول آيه مطرح است ، توضيح مىدهم .