پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

سوره حمد، مركز بركات الهى‏

سوره حمد، مركز بركات الهى‏

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد پنجم 

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

مكلف چون آراسته به قيام شد، بايد بداند كه قيام او اشاره به عالم عقل است، و قرائت او اشاره به عالم نفس كليه الهيه كه تنزل اول عقل است.

و چون مرتبه نفس كليه الهيه كه تعبير از آن به عالم ارواح مى‏شود مرتبه دوم عقل است، از اين جهت سوره حمدى كه اشاره به آن است به سبع المثانى مسمى شده و چون همه خيرات در آن مندرج و همه بركات در تحت آن مندرج است مسمى به كليه الهيه شد. پس حمدى كه اشاره به اوست نيز جامع جوامع خير و حكمت است.

چنانچه فضل بن شاذان از حضرت على بن موسى الرضا عليهما السلام روايت نموده كه آن جناب در علت وجود سوره مباركه حمد در نماز فرموده‏اند:

اين‏كه در نماز ابتداى به سوره حمد شده و ساير سوره‏ها را اين مزيت نيست، به خاطر اين است كه جوامع خير و حكمت در اين سوره جمع است و در ساير سوره‏ها نيست‏ «1».

 [الْحَمْدُ لِلَّهِ‏].

همه ستايش‏ها، ويژه خدا.

براى شكر حضرت او نسبت به تمام نعمت‏ها.

[رَبِّ الْعالَمِينَ‏].

مالك و مربّى جهانيان است.

توحيدى است از براى او و تحميد و اقرارى است به اين‏كه او خالق و مالك است نه غير او.

[الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏].

رحمتش بى‏اندازه و مهربانى‏اش هميشگى است.

استعطاف و ذكر آلاء و نعماى اوست بر همه خلق او.

[مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏].

مالك و فرمانرواى روز پاداش و كيفر است.

اقرار است از براى او به بعث و حساب و مجازات و ايجاب ملك آخرت از براى او مثل ايجاب ملك دنيا.

[إِيَّاكَ نَعْبُدُ].

[پروردگارا!] تنها تو را مى‏پرستيم.

رغبت و تقرب به سوى اللّه تعالى است و اخلاص است در عمل از براى او نه غير او.

[وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏].

وتنها از تو كمك مى‏خواهيم.

طلب زياده نمودن توفيق از جانب حضرت اوست، جهت عبادت و استدامه نعمتى كه بر بنده مرحمت فرموده و درخواست كمك و يارى از جناب اوست.

[اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ‏].

ما را به راهِ راست راهنمايى كن.

طلب رشد و راهنمايى دين او و اعتصام به حبل او و طلب زياده نمودن معرفت حضرت اوست.

[صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ‏].

راه كسانى [چون پيامبران، صدّيقان، شهيدان و صالحان كه به خاطر لياقتشان‏] به آنان نعمتِ [ايمان، عمل شايسته و اخلاق حسنه‏] عطاكردى.

تأكيد در سئوال و رغبت است و ياد نمودن ما تقدم از نعمت‏هاى اوست بر اوليا و ميل كردن در اين نعمت‏ها.

[غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ‏].

هم آنان كه نه مورد خشم تواند.

پناه به اوست از اين‏كه از طايفه معاندان و كافران و استخفاف كنندگان به اوامر او باشد.

[وَ لَا الضَّالِّينَ‏].

و نه گمراه‏اند.

طلب عصمت، از اين‏كه از گمراهان باشد و از طايفه جاهلان و بى‏معرفتان به حساب آيد.

روى اين حساب در سوره حمد، انواع خير و حكمت از امر دنيا و آخرت، جهت انسان جمع است.

آرى، چون‏ [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] گويد، ملتفت باشد كه چه كسى را ستايش و اثبات ربوبيت از براى كه مى‏نمايد؟ براى كسى كه مستحق جميع محامد است، وشايسته حمد و ثناى هر ممدوح و حامد است.

و چون‏ [الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏] گويد، متذكر گردد كه هر چه سواى اوست، پيوسته پرورده قدرت اوست و خوان احسانش نزد هر دشمن و دوست گسترده و رحمت واسعه او در دنيا و آخرت دستگير ضعيفان است و عنايتش فرياد رس هر ناتوان.

چون‏ [مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏] گويد، خود را در قيامت در محضر آن جناب و در دادگاه عدل آن حضرت حاضر بيند و مشاهده ثواب و عقاب نمايد.

چون‏ [إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏] گويد، متوجه اين معنا باشد كه دل و جان و قلب و زبان و ساير اعضا و جوارحش در عبوديت داراى توحيد و در درخواست توفيق و كمك از حضرت او داراى هماهنگى باشند.

و چون‏ [اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ، صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ‏] گويد، نظرى دقيق به تمام انبيا و اوليا و امامان عليهم السلام اندازد و فاصله بين خود و آنان را سنجيده، با كمال وجود وجديت سعى در رساندن خويش به آنان نمايد.

و چون‏ [غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ‏] گويد: درون كافران و گمراهان و زنديقان و فاسقان و يهوديان و مسيحيان را بنگرد و به اعمال قبيحه آنان نظرى بيندازد و عذاب برزخ و آخرت آنان را مشاهده كند، به نحوى كه ترس از گمراهى و ضلالت تمام وجود او را پر كند و اين ترس براى هميشه مانع از افتادن او در دامن پليدى و گمراهى گردد.

 

تفسيرى ديگر از سوره حمد

در تفسير «تيسير» آورده كه:

تمامى معانى كلماتش به دو چيز باز مى‏گردد:

[الْحَمْدُ لِلَّهِ‏]: حمد، دو حمد است: يكى بر صفات الهى و يكى بر نعما و آلاى نامتناهى، يا يكى به واسطه و ديگرى بدون واسطه.

[رَبِّ الْعالَمِينَ‏]: عالم دو عالم است: يكى عالم بقا و يكى عالم فنا، يا يكى عالم علوى و ديگرى عالم سفلى.

[الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏]: رحمت دو رحمت است، يكى در دنيا و ديگرى در عقبى يا يكى شامل همه خلقان و ديگرى خاص به مؤمنان.

[مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ‏]: جزاست و جزا دو چيز است، يكى بر وفا و يكى بر رجا، يا يكى در رجعت صغرى و ديگرى در رجعت كبرى.

[إِيَّاكَ نَعْبُدُ]: عبادت دو عبادت است، يكى پوشيده و ديگرى پيدا، يا يكى عبادت اجرا و بندگان و ديگرى عبادت احرار و مخلصان.

[إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ‏]: استعانت بر دو مرحله است، يكى بر آداب امر و ديگرى بر تحمل قضايا، يكى استعانت در امور دنيا و ديگرى طلب اعانت در يوم نشور و جزا.

[اهْدِنَا]: هدايت بر دو مرتبه است، يكى ابتداى آن و دوم ثبات بر آن، يا يكى هدايت صورى و ديگرى هدايت معنوى.

[الصِّراطَ]: دو صراط است، يكى راه اهل سعادت و دوم طريق ارباب شقاوت كه اول طريق مستوى و ثانى طريق منحنى است.

[الْمُسْتَقِيمَ‏]: مستقيم راه راست است و راه راست نيز دو راه است، يكى راه اصحاب شريعت و ديگرى ارباب طريقت، يا يكى راه كوتاه و آبادان و ديگرى راه دور و بيابان.

[أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ‏]: سعدائند و ايشان دو فرقه‏اند: يكى انبيا و ديگرى اوليا و يا يكى سيد ابرار و ديگرى اهل بيت آن بزرگوار.

[غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لَا الضَّالِّينَ‏]: اشقيائند و ايشان نيز دو گروهند، يكى يهود و ديگرى نصارى يا يكى علماى معاند و ديگرى مقلدان آن بى‏دينان و چون هر يك از اين‏ها به دو قسم انقسام يافته بدين سبب او را مثانى گويند.

پی نوشت :

 

______________________________

(1)- وسائل الشيعة: 6/ 38، باب 1، حديث 7282.

 

منبع
  • پایگاه عرفان