حضرت حساب كرده است كه در خزانه معنوى خدا ، چه گوهرى از همه گوهرها گرانبهاتر است ، آن را در وصيت جلو انداخت و البته آن را تكرار كرد :
» اوصيكما بتقوى الله «
حسن جان ! حسين جان ! شما را وصيت مىكنم كه در اين دنيا ، زلف خود را با هيچ گناهى گره نزنيد .
سلمان مىگويد :
اگر به حرف حضرت على عليه السلام گوش مىداديم ، با كف پا روى آب دريا راه مىرفتيم و فرو نمىرفتيم . هر پرنده حلال گوشتى مىآمد برود ، مىگفتيم : پرنده ! بيا پايين ، مىكشتيم و مىخورديم و بعد استخوانها را در پوستش جمع مىكرديم و به او مىگفتيم : برو ، زنده مىشد و مىرفت . اين حرف سلمان است كه در مسجد گفت .
هيچ كدام از كسانى كه تشكيل حكومت دادند ، حرف سلمان را رد نكردند ، معلوم مىشود كه آنها نيز قبول داشتند كه هر كس به حقيقت حرف اميرالمؤمنين عليه السلام را گوش دهد ، زمين و آسمان به فرمانش درمىآيند . اين معنى تقوا است .
دل گفت مرا علم لدنّى هوس است
تعليمم كن ! اگر تو را دسترس است
گفتم كه الف ، گفت دگر، گفتم هيچ
در خانه اگر كس است ، يك حرف بس است
همين يك حرف : » اوصيكما بتقوى الله « بس است .