پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

توجه به عالم موجب توجه به حمد

توجه به عالم موجب توجه به حمد

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد پنجم 

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

با بيان اين حقيقت كلمه حمد به اندازه پهناى جهان بزرگ توسعه دارد و هر چه بيشتر اسرار جهان باز شود و خرد انسان پيش رود، مجهولات نظام طبيعت و حيوانات ريز و درشت و بعد اختران و سازمان درونى و بيرونى جانداران معلوم گردد، حقيقت حمد و توجه به ربوبيت جهان بيشتر تحقق مى‏يابد و معنا و واقعيت آن عميق‏تر و وسيع‏تر مى‏گردد.

به هر اندازه كه انسان آشناى به سازمان وجودى عالميان و حداقل دنياى كيهان و نبات و حيوان و انسان مى‏شود، از نظم آفرينش آنان و منافع بى‏شمارشان بيشتر حيرت‏زده مى‏شود و لزوم و وجوب حمد و اين‏كه ستايش و شكر و مدح و حمد مخصوص مالك و پرورش دهنده عالميان است روشن‏تر مى‏گردد.

در اينجا لازم است به گوشه‏اى بسيار محدود و ميدانى ناچيز از اوضاع عالم كيهان و عالم نبات و عالم حيوان و عالم انسان اشارت رود، تا نياز ما به حمد و ثبوت آن براى حق بيش از پيش آشكار گردد.

 

عالم كيهان‏

فيزيك نجومى به ما مى‏آموزد كه آسمان صاف و بى‏ابر، مجموعه پهناورى است مركب از خورشيدهاى بى‏شمار كه مانند مولكول‏هاى گازى در جهات بسيار متفاوت شتابان رفت و آمد دارند.

نسر واقع با سرعت ثانيه‏اى 13 كيلومتر به ما نزديك مى‏شود، الدبران ثانيه‏اى 53 كيلومتر از ما دور مى‏شود، سماك رامح با سرعت ثانيه‏اى 135 كيلومتر مسير موربى را مى‏پيمايد، دو ستاره آخرين دب اكبر به يك سو مى‏روند، در عين اين‏كه ستارگان ديگر اين صورت فلكى با سرعت غير قابل تصورى به جهت مخالف روانند.

منظومه شمسى ما نيز از اين سرنوشت مستثنى نيست، خورشيد با سرعت ثانيه‏اى 19 كيلومتر واله و حيران به سوى كناره كهكشان ما روان است و در اين راه بى‏پايان زمين و سيارات ديگرى كه موكب او را تشكيل مى‏دهند با خود مى‏برد و در همين حين دستگاه منظومه شمسى همراه كهكشان كه يك پارچه مانند چرخ و فلك آتش بازى عظيمى، به دور خود مى‏چرخند، قوس عظيمى به سرعت ثانيه‏اى 240 كيلومتر طى مى‏كند!!

عالمى كه ما در اين لحظه مى‏بينيم آنچنان نيست كه در واقع وضع كنونى آن باشد، بلكه دورنمايى است از وضع گذشته.

خورشيدى كه هم اكنون مقابل ديدگان ماست، در حالى است كه نسبت به عمر كهكشان يا عالم هشت دقيقه پيش بوده، با توجه به اين‏كه زمين خيلى جوان‏تر از خورشيد است و 2 ميليارد و پانصد ميليون سال از عمرش گذشته!!

شعراى يمانى نه سال جوان‏تر به نظر مى‏رسد، خوشه پروينى كه تماشا مى‏كنيم منظره پانصد سال پيش اوست.

در شب صاف بى‏ماه با چشم بى‏سلاح در صورت مرأة المسلسله قطعه ابر مانندى به بزرگى قرص ماه مى‏توان تشخيص داد كه نور ضعيفى مى‏پراكند، اين توده ابر، مانند ستارگان سحابى است خارج از كهكشان‏ها.

وضعى كه اكنون از آن به نظر ما مى‏رسد، آن‏چنان است كه در دو ميليون سال پيش داشته، از آن زمان تاكنون بر ستارگان بى‏شمار آنچه گذشته در اين باره هيچ‏چيز نمى‏توان گفت، كهكشان مرأة المسلسلة آخرين مرز ديد بشر است، اما با كمك تلسكوپ مى‏توانيم ميلياردها سال نورى پيش برويم.

انوارى كه اجرام اين عالم دور مى‏پراكنند به نور فسيل موصوف شده‏اند، البته اين انوار بر بيشتر فسيل‏هايى كه در زمين به دست آمده‏اند مقدمند، شگفت آن‏كه نورى آن‏چنان ضعيف كه ورقه شفاف نازكى، يا ذره غبارى مانع تابش آن مى‏شود با سرعت سيصد هزار كيلومتر در ثانيه صد ميليون راه پيموده، ظهور همين انوار كه از بسيار دور به ما مى‏رسند خلأ نسبى فضا را ثابت مى‏كند و تصويرى از عظمت دستگاه آفرينش را آشكار مى‏سازد، در اينجاست كه بايد سر تعظيم و تكريم و سپاس و شكر و مدح و حمد به پيشگاه او برداشت و با همه وجود فرياد زد.

[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] «1».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.

با تقسيم آسمان به چندين بخش و عكسبردارى از هر بخش ممكن خواهد بود كه ستارگان گنبد نيلگون را شماره كرد.

در رصدخانه‏ها اين كار مى‏شود، در رصدخانه كالج هاروارد كليشه‏اى كه 35 در 45 سانتى‏متر مساحت دارد، بيش از دو هزار كهكشان را نمايان مى‏سازد اما عده كهكشان‏هايى كه جهان را تشكيل مى‏دهند از حدود پانصد ميليون متجاوز است.

در هر كهشكان چند ستاره است؟ قطاع‏هاى چندى از كهكشان منظومه شمسى را شمرده‏اند، يك منجم جوان هاروارد، بيش از دو ميليون ستاره جدا از يكديگر را شمرده است و به موجب اين رصدها و آزمايش‏هاى دقيق شماره ستاره‏هاى كهكشان ما فقط بالغ بر صدها ميليارد مى‏باشد كه تمام اين امور در زندگى ما دخيل است و در حيات ما سهمى از منافع عالم بالا وجود دارد، آيا جا دارد كه با تمام هويت خود علماً و عملًا فرياد برآريم.

[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] «2».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.

تمام انسان‏ها، اگر بخواهند، به بررسى وضع ظاهر و كلى موجوداتى كه در حيات ما سهيم‏اند اقدام كنند بدون شك عمر همه آن‏ها و قدرت عملى‏شان كفاف اين برنامه را نمى‏كند چه رسد به اين‏كه بخواهند نظام باطن و ظاهر موجودى را موشكافى كنند و نعمت وجود او را به تحقيق آورند!!

جواب سؤالات زير، درباره وضع كلى پاره‏اى از عناصر كه در زندگى ما دخالت ضرورى يا مستقيم يا بواسطه دارند، هزاران سال عمر و هزاران هزار كتاب لازم دارد.

هوا از چه چيزهايى تشكيل شده است؟

چرا اجسام مى‏سوزند؟

چگونه هوا براى ما كار مى‏كند؟

آب به چه شكل‏هايى يافت مى‏شود؟

آب از چه چيز تركيب شده؟

چگونه آب براى ما كار انجام مى‏دهد؟

چگونه آب در هوا وارد مى‏شود و چگونه از آن خارج مى‏گردد؟

موجبات وزش باد چيست؟

چگونه رطوبت هوا در وضع جوى تأثير مى‏كند؟

موجب اختلاف آب و هوا در نقاط مختلف چيست؟

عمر زمين چقدر است؟

چه نيروهايى باعث تخريب زمين مى‏گردد؟

چه نيروهايى باعث پيدايش كوه‏ها مى‏شود؟

خاك چگونه تشكيل مى‏گردد؟

چه فلزات سودمندى از زمين به دست مى‏آيند؟

چه سوخت‏هايى از زمين بدست مى‏آوريم؟

كدام مصالح ساختمانى را از زمين به دست مى‏آوريم؟

حرارت چطور به وجود مى‏آيد و چگونه اندازه گرفته مى‏شود؟

چگونه حرارت از جايى به جاى ديگر منتقل مى‏شود؟

حرارت چگونه اداره مى‏شود؟

نور چيست؟

اشيا را چگونه مى‏بينيم؟

چرا اشيا رنگ دارند؟

الكتريسيته ساكن از كجا مى‏آيد؟

چگونه از مغناطيس استفاده مى‏كنيم؟

جريان برق چگونه توليد مى‏شود؟

چگونه جريان برق به ما مى‏رسد؟

چگونه صوت به وجود مى‏آيد؟

صداها با هم چه تفاوت‏هايى دارند و چرا تفاوت دارند؟

چگونه مى‏توانيم بشنويم؟

چگونه در خشكى و روى آب مسافرت مى‏كنيم؟

موجب پيدايش فصول چيست؟

گياهان و جانوران از چه ساخته شده‏اند؟

بدن گياهان و جانوران چگونه ساخته شده است؟

جانوران و گياهان چه كارهايى مى‏توانند انجام دهند؟

گياهان چگونه براى انسان مفيدند؟

جانوران چگونه براى انسان مفيدند؟

گياهان چگونه تكثير مى‏شوند؟

جانوران چگونه توليد مثل مى‏كنند؟

چرا ما به غذا احتياج داريم؟

به چه نوع غذاهايى نيازمنديم؟

چگونه گياهان سبز غذاى ما را مى‏سازند؟

غذاى ما چگونه هضم مى‏شود؟

غذاى هضم شده چگونه به تمام اعضاى بدن ما مى‏رسد؟

انرژى چگونه در بدن توليد مى‏شود؟

جواب هر يك از اين سؤالات، كتاب يا كتاب‏هاى مفصلى لازم دارد و به قول فخر رازى‏ «3» دانشمند قرن پنجم، تنها براى برشمردن نعمت‏هاى خدا يك ميليون كتاب هم كفاف نمى‏كند و اين سخن فقط مربوط به شمارش نعمت‏هاست كه در قرن پنجم گفته شده، امروزه كه تا حدى علوم مختلفه گسترش پيدا كرده براى شمردن و براى تحقيق در نظام تكوينى موجودات و عناصر شناخته شده چه اندازه زمان و چه مقدار كتاب لازم است؟

وظيفه ما در برابر اين همه عنايت و رحمت چيست و پس از شناخت نعمت و مصرف كردن آن، براى عطاكننده‏اش چگونه بايد سپاس گفت: حداقل شكر و سپاس حق، مراعات كامل تقوا و رعايت جانب عبادت و با تمام وجود اين جمله مبارك را فرياد زدن است:

[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] «4».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.

 

عالم نبات‏

عالم اعجاب‏انگيز نباتات، راستى عالم عجيبى است و پاى علم هنوز كه هنوز است در ابتداى راه آن است و شرح هر زاويه‏اى از وضع يك نبات كتابى جداگانه مى‏خواهد، در اين قسمت فقط و فقط به عناوين كلى مسئله اشاره مى‏رود، تا با

توجه به اين عناوين به مالك و مربى نباتات و اين‏كه وجود مقدس او از اين طريق چه احسان و عنايتى به بشر نموده توجه شود:

حس و حيات نباتات- سلول نبات- عناصر تشكيل دهنده سلول- خاصيت هر يك از عناصر- تركيب هسته- غشا و سلول- اعمال فيزيكى آن- كيفيت توليد نيرو- چگونگى تغذيه- اسرار مرموز نمو متناسب- توليد و تكثير- نسوج نباتى- جهازات داخلى هر يك- خواص طبيعى آن‏ها- كيفيت ساختمان ريشه‏ها- طبقات ريشه‏ها- استوارى آن‏ها- كيفيت جذب آب و املاح- جريان شيره خام- دفع مواد زائد- كيفيت دفع و مبارزه ريشه‏ها با هم- ساختمان كلاهك يا سپر بر سر آن‏ها- عناصر تركيب كننده آن‏ها- عمليات فيزيكى هر يك- تأثير خاص رطوبت و حرارت و نور در نباتات- دستگاه‏هاى گيرايى اين قوا در گياه- وسايل تنفس گياه- ساختمان برگ- تركيبات و طبقات و انواع آن‏ها- برگ‏هاى خاردار- عمل لقاح- ابزار و وسايل لقاح- كيفيت‏هاى گوناگون آن در انواع آن‏ها- حشرات و مگس‏هاى مأمور لقاح- بادها و امواج مأمور- حساسيت خاص برخى از نباتات- تعاون گياه‏ها نسبت به هم- درخت‏هاى گوشت‏خوار- نظام توارث در نباتات- اسرار ميوه‏ها- اشكال گلها و گلبرگ‏ها و شكوفه‏ها و گياهان آبى و صحرايى- مقاومت گياهان در برابر امراض- امراض گياه- مرگ گياه كه هر يك از اين عناوين موضوع علم خاصى است و داراى ميلياردها قانون و نظام مستحكم مى‏باشد، نقشى كه گياهان در زندگى شما دارند چه نقش عظيمى است و شما در برابر استفاده كردن از اين سفره و صاحب آن چه وظايفى داريد؟

حداقل وظيفه شما شكر است و شكر عبارت از خرج كردن نعمت در راه حق است و حداقل آن با دل و جان گفتن:

 [الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] «5».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.

و به جاست چون فيض شوريده حال به پيشگاه مقدس او عرضه بداريم:

خواهم كه خاك راه شوم زير پاى تو

 

تا ذره ذره‏ام همه گيرد هواى تو

آيم چو گرد بر سر راه تو اوفتم‏

 

شايد كه بوسه‏اى بربايم زپاى تو

جان در رهت فدا كنم و منتت كشم‏

 

اى صد هزار جان گرامى فداى تو

جان صد هزار كاش بود هر دمى را

 

تا جمله را نثار كنم از براى تو

خوش آن دمى كه سوى من آيى زروى لطف‏

 

تا جان زمن طلب كنى و من لقاى تو

يابم حيات تازه به هر جان فشاندنى‏

 

گر صد هزار بار بميرم براى تو

هر چند لطف بيشتر كنى تشنه‏تر شوم‏

 

سيراب كى شوم زشراب لقاى تو

     

عالم حيوانات‏

در قسمت حشره، تنها تاكنون حشره‏شناسان نزديك به هفتصد هزار قسم حشره احصا كرده‏اند.

شماره حشرات به اندازه‏اى است كه ارقام براى بيان آن قاصر است، يك روز تابستانى كه هوا صاف باشد، شماره حشراتى كه در بريدگى‏هاى تپه‏اى براى نظام حيات در تكاپو هستند، از عده نفوس يك قاره بيشتر است، اگر ناگهان نژاد بشر به كلى از روى زمين معدوم شود، مخلوقات ديگرى كه به روى زمين مى‏لولند به زحمت متوجه غيبت او خواهند شد.

ژان هانرى فابر دانشمند نامى فرانسه هميشه مى‏گفت: تدبر در ساختمان پيكر يك حيوان كوچك چون مور و تشكيلات منظم حياتى آن ميلياردها انسان را به سوى خدا رهبرى مى‏كند.

همان تحير و اعجابى كه در جهان فضا و كواكب و عالم نباتات بر آدمى چيره مى‏شود، چندين برابر آن در جهان حيوانات به آدمى دست مى‏دهد اين‏كه مى‏گوييم چندين برابر آن، به خاطر آن است كه خورشيد با آن همه عظمت فاقد عنصر حيات و حس و اراده است.

اما در جهان حيوان عنصر ناشناخته حيات با همه پيچيدگى و ابهامش و با تشكيلات وسيع و عظيمش بر ساير عجايب عالم ماده، افزون گرديده و در جهان حيوان تشكيلات وسيع موجوداتى ذره بينى چون:

ويروس‏ها و باكترى‏ها و ساير موجودات ديگر ذره‏بينى و گروه‏هاى گوناگون آن‏ها- آثار مختلف حياتى آن‏ها- نقش يكايك اصناف آن‏ها در سازمان اين عالم خاصه در وضع حالات بشرى- ميكرب‏هاى امراض- ميكربهاى زحمت كش و خدمت‏گزار- حشرات ريز- سازمان حياتى آن‏ها- قدرت احساس آن‏ها- كيفيت توالد و تناسل گوناگون تمام جانداران- تخم‏گذارى- تلقيح يا تركيب تخم نر و ماده- حمل با تقسيم- اسرار اسپرماتوزوييد- اسرار پستانداران- حيوانات آبى- چهارپايان- سازمان و ساختمان يكايك آن‏ها- نظام زندگى آن‏ها- عواطف و احساسات آن‏ها- و ميلياردها ميليارد موضوع ديگر كه هر يك از اين‏ها رشته‏اى است طولانى و بس پر پيچ و خم كه علوم گوناگونى به بيان اسرار و نظام اين موجودات و سازمان‏هاى آن‏ها پرداخته‏اند كه اداى حق صاحب و خالق و مالك آنان حداقل اين است كه با تمام خلوص و فروتنى به پيشگاهش ايستاد و با همه هستى و وجود فرياد زد:

[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏] «6».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.

و چه نيكوست كه در برابر اين همه عنايت و نعمت، تسليم او شده و اوامر او را اطاعت كرده و از محرمات او كناره‏گيرى نماييم و قلب را از آلودگى پاك كرده و نفس را از بدخلقى‏ها پيراسته نموده و به صفات حضرت او آراسته شويم و با زبان حال در كوى آن جناب عرضه بداريم:

اى خداى بزرگ! بر اثر عدم درك حقايق و به خاطر دور افتادن از وادى معرفت و به علت اسارت در دام شيطان، از شناخت حقيقى تو عاجز مانديم و نعمت‏هايى كه به ما لطف فرمودى در غير خواسته تو مصرف كرديم و اكنون براى توبه و انابه و عذرخواهى به درگاه لطفت ملتجى شده و از تو درخواست عفو و گذشت داريم.

 

عالم انسان‏

شاهكارها و تمامى اسرار خلقت انسان را، تنها آفريدگار جهان مى‏داند و اين مقدارى كه دانش وسيع بشر موفق به كشف آن شده، از صدها هزار كتاب قطور متجاوز است، به گوشه‏اى از عناوين دستگاه وجودى بشر توجه كنيد و ببينيد خالق عالميان در خلقت اين موجود شگفت‏انگيز چه صنعتى به خرج داده.

نظامات و قوانين استخوان‏ها- اشكال گوناگون استخوان- استخوان‏هاى مسطح- استخوان‏هاى دراز و كوتاه با مفصل و بى‏مفصل- مفصل‏ها- حفرات استخوانى- جدارهاى استخوانى- نسج اسفنجى استخوان‏ها- تغذيه استخوان‏ها- تركيبات شيميايى آن‏ها- غضروف‏ها- شكل‏هاى گوناگون و عناصر تركيبى آن‏ها- شرح يكايك عضلات بدن- ماهيچه‏ها- كيفيت عمل انقباض و انبساط در عضلات- عضلات جبهه‏ها- عضلات بالا كشنده يا جمع كننده ابروان- عضله پلك‏ها- عضلات دماغ- عضلات لب‏ها- عضلات سينه- سلول‏هاى تشكيل دهنده عضلات- نوع سلول‏ها- شرح نظامات و سازمان گيرايى حواس پنج‏گانه- قوه لامسه:

برجستگى‏هاى زير پوست- يا مراكز قوه لامسه- اسرار درون اين برجستگى‏ها پاپيل‏ها- حس ذائقه و مراكز گيرايى آن- پاپيل‏هاى زبان- قوه سامعه: تشكيلات گوش خارجى- خيمه گوش- لاله گوش- سوراخ متناسب گوش- پرده صماخ- مايع سمى درون آن- عناصر تركيبى اين مايع- دريچه‏هاى گوش وسطى- مجراى شيپور استاش- استخوان‏هاى چكشى- سندانى عدسى- ركابى- گوش داخلى- دهليز آن- سه نيم دايره استخوانى- لوله مارپيچى- مايعات درون هر يك- عناصر تركيب كننده هر يك از مايعات- قوه شنوايى- صوت- اسرار صوتى- امواج- ارتعاشات موجى- قوه باصره: تشكيلات ظاهرى چشم- پلك- صفوف مژه- غدد اشك- مجارى ده گانه اشك- انتراشك- شست و شوى چشم با اشك- كره چشم- حلبيه- قرنيه- شفافى قرنيه- كيفيت عبور نور- مشيميه- عنبيه- پرده مدور عنبيه- سوراخ مجراى عبور نور- مردمك- رنگ عنبيه- اسرار اين رنگ و رنگ‏ها- شبكيه- جليديه- نقش مايع زلاليه- مايع زجاجيه- عناصر تركيب كننده مايعات- اسرار درون يكايك طبقات چشم- كيفيت ديد- بحث نور- معماى نور- قوه شامه: و سلولهاى تشكيل دهنده آن- شكل ظاهرى بينى- دستگاه عظيم گوارش- معده- روده‏ها- غده‏هاى‏ ترشحى مركز صفرا- دهان- حلق- لوله هاضمه- تشكيلات يكايك آن‏ها- كيفيت جذب اكسيژن- علل احتراق- توليد حرارت- مقدار حرارت- اسرار و تشكيلات يكايك آن‏ها- خون- اسرار خون- كيفيت پيدايش خون- گلبول‏هاى سفيد- گلبول‏هاى قرمز- عدد هر يك- دستگاه‏هاى گردش خون- قلب- اسرار قلب- شريان‏ها- وريدها- مويرگها- گردش بزرگ خون- گردش كوچك خون- دستگاه دفع مواد زايد- سازمان آن- لوله‏كشى بدن- دستگاه توليد نطفه‏سازى- ماهيت نطفه و...

كه هر يك موضوع علم خاصى است و تشكيل دهنده ميلياردها ميليارد اسرار.

البته آنچه مى‏بينيم و مى‏خوانيم عبارت است از ظاهرى از بدن و جسم، ولى قواى كارگران اين جسم كه عبارت از نفس و روح و وجدان و انديشه و هزاران قدرت نامرئى است و در هيچ لابراتوارى قابل تجزيه و با هيچ ميكروسكوپى قابل رؤيت نيست، براى ما قابل شرح و درك نمى‏باشد، تنها در برابر اين دستگاههاى با عظمت بدن و روح و نفس كه قرار مى‏گيريم، به قدرت كامله صاحب اين عالم پى برده و به گوشه‏اى از عدل و حكمت و علم او آشنا شده و در برابر اين همه احسان او با همه وجود فرياد برمى‏آوريم:

[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏] «7».

همه ستايش‏ها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.* رحمتش بى‏اندازه و مهربانى‏اش هميشگى است.

 

تكرار «الرحمن الرحيم» در سوره حمد

با اين‏كه دو كلمه مباركه «الرحمن الرحيم» در «بسم اللّه» بود، ولى تكرارش بعد از «رب العالمين» لطف مخصوصى دارد كه ربوبيت حق از جهت قهر و غلبه و فشار بر موجودات نيست، بلكه از جهت رحمت عام و خاص است، به اين معنى كه تمام موجودات در پرتو اين دو حقيقت پرورش مى‏يابند و اين مسئله معلوم است كه هر مربى و معلم و حاكمى آن گاه تربيتش به ثمر مى‏رسد كه با مهر و محبت توأم باشد. ربوبيت حق نسبت به موجودات و به خصوص انسان كه اتصالى است دائم و هميشگى و شامل دنيا و آخرت نه بر سبيل قهر و غلبه بلكه از راه عنايت و لطف و مرحمت و محبت است، پس مدح و شكر آن وجود مقدس در حقيقت پاسخ گويى به نداى فطرت است در برابر رحمانيت و رحيميت او.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- فاتحة (1): 2.

(2)- فاتحة (1): 2.

(3)- التفسير الكبير: 1/ 229، الفصل الثانى.

(4)- فاتحة (1): 2.

(5)- فاتحة (1): 2.

(6)- فاتحة (1): 2.

(7)- فاتحه (1): 2- 3.

 

منبع
  • پایگاه عرفان