منابع مقاله:
کتاب : عرفان اسلامى جلد پنجم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
به هر اندازه كه انسان آشناى به سازمان وجودى عالميان و حداقل دنياى كيهان و نبات و حيوان و انسان مىشود، از نظم آفرينش آنان و منافع بىشمارشان بيشتر حيرتزده مىشود و لزوم و وجوب حمد و اينكه ستايش و شكر و مدح و حمد مخصوص مالك و پرورش دهنده عالميان است روشنتر مىگردد.
در اينجا لازم است به گوشهاى بسيار محدود و ميدانى ناچيز از اوضاع عالم كيهان و عالم نبات و عالم حيوان و عالم انسان اشارت رود، تا نياز ما به حمد و ثبوت آن براى حق بيش از پيش آشكار گردد.
عالم كيهان
فيزيك نجومى به ما مىآموزد كه آسمان صاف و بىابر، مجموعه پهناورى است مركب از خورشيدهاى بىشمار كه مانند مولكولهاى گازى در جهات بسيار متفاوت شتابان رفت و آمد دارند.
نسر واقع با سرعت ثانيهاى 13 كيلومتر به ما نزديك مىشود، الدبران ثانيهاى 53 كيلومتر از ما دور مىشود، سماك رامح با سرعت ثانيهاى 135 كيلومتر مسير موربى را مىپيمايد، دو ستاره آخرين دب اكبر به يك سو مىروند، در عين اينكه ستارگان ديگر اين صورت فلكى با سرعت غير قابل تصورى به جهت مخالف روانند.
منظومه شمسى ما نيز از اين سرنوشت مستثنى نيست، خورشيد با سرعت ثانيهاى 19 كيلومتر واله و حيران به سوى كناره كهكشان ما روان است و در اين راه بىپايان زمين و سيارات ديگرى كه موكب او را تشكيل مىدهند با خود مىبرد و در همين حين دستگاه منظومه شمسى همراه كهكشان كه يك پارچه مانند چرخ و فلك آتش بازى عظيمى، به دور خود مىچرخند، قوس عظيمى به سرعت ثانيهاى 240 كيلومتر طى مىكند!!
عالمى كه ما در اين لحظه مىبينيم آنچنان نيست كه در واقع وضع كنونى آن باشد، بلكه دورنمايى است از وضع گذشته.
خورشيدى كه هم اكنون مقابل ديدگان ماست، در حالى است كه نسبت به عمر كهكشان يا عالم هشت دقيقه پيش بوده، با توجه به اينكه زمين خيلى جوانتر از خورشيد است و 2 ميليارد و پانصد ميليون سال از عمرش گذشته!!
شعراى يمانى نه سال جوانتر به نظر مىرسد، خوشه پروينى كه تماشا مىكنيم منظره پانصد سال پيش اوست.
در شب صاف بىماه با چشم بىسلاح در صورت مرأة المسلسله قطعه ابر مانندى به بزرگى قرص ماه مىتوان تشخيص داد كه نور ضعيفى مىپراكند، اين توده ابر، مانند ستارگان سحابى است خارج از كهكشانها.
وضعى كه اكنون از آن به نظر ما مىرسد، آنچنان است كه در دو ميليون سال پيش داشته، از آن زمان تاكنون بر ستارگان بىشمار آنچه گذشته در اين باره هيچچيز نمىتوان گفت، كهكشان مرأة المسلسلة آخرين مرز ديد بشر است، اما با كمك تلسكوپ مىتوانيم ميلياردها سال نورى پيش برويم.
انوارى كه اجرام اين عالم دور مىپراكنند به نور فسيل موصوف شدهاند، البته اين انوار بر بيشتر فسيلهايى كه در زمين به دست آمدهاند مقدمند، شگفت آنكه نورى آنچنان ضعيف كه ورقه شفاف نازكى، يا ذره غبارى مانع تابش آن مىشود با سرعت سيصد هزار كيلومتر در ثانيه صد ميليون راه پيموده، ظهور همين انوار كه از بسيار دور به ما مىرسند خلأ نسبى فضا را ثابت مىكند و تصويرى از عظمت دستگاه آفرينش را آشكار مىسازد، در اينجاست كه بايد سر تعظيم و تكريم و سپاس و شكر و مدح و حمد به پيشگاه او برداشت و با همه وجود فرياد زد.
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ] «1».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.
با تقسيم آسمان به چندين بخش و عكسبردارى از هر بخش ممكن خواهد بود كه ستارگان گنبد نيلگون را شماره كرد.
در رصدخانهها اين كار مىشود، در رصدخانه كالج هاروارد كليشهاى كه 35 در 45 سانتىمتر مساحت دارد، بيش از دو هزار كهكشان را نمايان مىسازد اما عده كهكشانهايى كه جهان را تشكيل مىدهند از حدود پانصد ميليون متجاوز است.
در هر كهشكان چند ستاره است؟ قطاعهاى چندى از كهكشان منظومه شمسى را شمردهاند، يك منجم جوان هاروارد، بيش از دو ميليون ستاره جدا از يكديگر را شمرده است و به موجب اين رصدها و آزمايشهاى دقيق شماره ستارههاى كهكشان ما فقط بالغ بر صدها ميليارد مىباشد كه تمام اين امور در زندگى ما دخيل است و در حيات ما سهمى از منافع عالم بالا وجود دارد، آيا جا دارد كه با تمام هويت خود علماً و عملًا فرياد برآريم.
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ] «2».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.
تمام انسانها، اگر بخواهند، به بررسى وضع ظاهر و كلى موجوداتى كه در حيات ما سهيماند اقدام كنند بدون شك عمر همه آنها و قدرت عملىشان كفاف اين برنامه را نمىكند چه رسد به اينكه بخواهند نظام باطن و ظاهر موجودى را موشكافى كنند و نعمت وجود او را به تحقيق آورند!!
جواب سؤالات زير، درباره وضع كلى پارهاى از عناصر كه در زندگى ما دخالت ضرورى يا مستقيم يا بواسطه دارند، هزاران سال عمر و هزاران هزار كتاب لازم دارد.
هوا از چه چيزهايى تشكيل شده است؟
چرا اجسام مىسوزند؟
چگونه هوا براى ما كار مىكند؟
آب به چه شكلهايى يافت مىشود؟
آب از چه چيز تركيب شده؟
چگونه آب براى ما كار انجام مىدهد؟
چگونه آب در هوا وارد مىشود و چگونه از آن خارج مىگردد؟
موجبات وزش باد چيست؟
چگونه رطوبت هوا در وضع جوى تأثير مىكند؟
موجب اختلاف آب و هوا در نقاط مختلف چيست؟
عمر زمين چقدر است؟
چه نيروهايى باعث تخريب زمين مىگردد؟
چه نيروهايى باعث پيدايش كوهها مىشود؟
خاك چگونه تشكيل مىگردد؟
چه فلزات سودمندى از زمين به دست مىآيند؟
چه سوختهايى از زمين بدست مىآوريم؟
كدام مصالح ساختمانى را از زمين به دست مىآوريم؟
حرارت چطور به وجود مىآيد و چگونه اندازه گرفته مىشود؟
چگونه حرارت از جايى به جاى ديگر منتقل مىشود؟
حرارت چگونه اداره مىشود؟
نور چيست؟
اشيا را چگونه مىبينيم؟
چرا اشيا رنگ دارند؟
الكتريسيته ساكن از كجا مىآيد؟
چگونه از مغناطيس استفاده مىكنيم؟
جريان برق چگونه توليد مىشود؟
چگونه جريان برق به ما مىرسد؟
چگونه صوت به وجود مىآيد؟
صداها با هم چه تفاوتهايى دارند و چرا تفاوت دارند؟
چگونه مىتوانيم بشنويم؟
چگونه در خشكى و روى آب مسافرت مىكنيم؟
موجب پيدايش فصول چيست؟
گياهان و جانوران از چه ساخته شدهاند؟
بدن گياهان و جانوران چگونه ساخته شده است؟
جانوران و گياهان چه كارهايى مىتوانند انجام دهند؟
گياهان چگونه براى انسان مفيدند؟
جانوران چگونه براى انسان مفيدند؟
گياهان چگونه تكثير مىشوند؟
جانوران چگونه توليد مثل مىكنند؟
چرا ما به غذا احتياج داريم؟
به چه نوع غذاهايى نيازمنديم؟
چگونه گياهان سبز غذاى ما را مىسازند؟
غذاى ما چگونه هضم مىشود؟
غذاى هضم شده چگونه به تمام اعضاى بدن ما مىرسد؟
انرژى چگونه در بدن توليد مىشود؟
جواب هر يك از اين سؤالات، كتاب يا كتابهاى مفصلى لازم دارد و به قول فخر رازى «3» دانشمند قرن پنجم، تنها براى برشمردن نعمتهاى خدا يك ميليون كتاب هم كفاف نمىكند و اين سخن فقط مربوط به شمارش نعمتهاست كه در قرن پنجم گفته شده، امروزه كه تا حدى علوم مختلفه گسترش پيدا كرده براى شمردن و براى تحقيق در نظام تكوينى موجودات و عناصر شناخته شده چه اندازه زمان و چه مقدار كتاب لازم است؟
وظيفه ما در برابر اين همه عنايت و رحمت چيست و پس از شناخت نعمت و مصرف كردن آن، براى عطاكنندهاش چگونه بايد سپاس گفت: حداقل شكر و سپاس حق، مراعات كامل تقوا و رعايت جانب عبادت و با تمام وجود اين جمله مبارك را فرياد زدن است:
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ] «4».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.
عالم نبات
عالم اعجابانگيز نباتات، راستى عالم عجيبى است و پاى علم هنوز كه هنوز است در ابتداى راه آن است و شرح هر زاويهاى از وضع يك نبات كتابى جداگانه مىخواهد، در اين قسمت فقط و فقط به عناوين كلى مسئله اشاره مىرود، تا با
توجه به اين عناوين به مالك و مربى نباتات و اينكه وجود مقدس او از اين طريق چه احسان و عنايتى به بشر نموده توجه شود:
حس و حيات نباتات- سلول نبات- عناصر تشكيل دهنده سلول- خاصيت هر يك از عناصر- تركيب هسته- غشا و سلول- اعمال فيزيكى آن- كيفيت توليد نيرو- چگونگى تغذيه- اسرار مرموز نمو متناسب- توليد و تكثير- نسوج نباتى- جهازات داخلى هر يك- خواص طبيعى آنها- كيفيت ساختمان ريشهها- طبقات ريشهها- استوارى آنها- كيفيت جذب آب و املاح- جريان شيره خام- دفع مواد زائد- كيفيت دفع و مبارزه ريشهها با هم- ساختمان كلاهك يا سپر بر سر آنها- عناصر تركيب كننده آنها- عمليات فيزيكى هر يك- تأثير خاص رطوبت و حرارت و نور در نباتات- دستگاههاى گيرايى اين قوا در گياه- وسايل تنفس گياه- ساختمان برگ- تركيبات و طبقات و انواع آنها- برگهاى خاردار- عمل لقاح- ابزار و وسايل لقاح- كيفيتهاى گوناگون آن در انواع آنها- حشرات و مگسهاى مأمور لقاح- بادها و امواج مأمور- حساسيت خاص برخى از نباتات- تعاون گياهها نسبت به هم- درختهاى گوشتخوار- نظام توارث در نباتات- اسرار ميوهها- اشكال گلها و گلبرگها و شكوفهها و گياهان آبى و صحرايى- مقاومت گياهان در برابر امراض- امراض گياه- مرگ گياه كه هر يك از اين عناوين موضوع علم خاصى است و داراى ميلياردها قانون و نظام مستحكم مىباشد، نقشى كه گياهان در زندگى شما دارند چه نقش عظيمى است و شما در برابر استفاده كردن از اين سفره و صاحب آن چه وظايفى داريد؟
حداقل وظيفه شما شكر است و شكر عبارت از خرج كردن نعمت در راه حق است و حداقل آن با دل و جان گفتن:
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ] «5».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.
و به جاست چون فيض شوريده حال به پيشگاه مقدس او عرضه بداريم:
|
خواهم كه خاك راه شوم زير پاى تو |
تا ذره ذرهام همه گيرد هواى تو |
|
|
آيم چو گرد بر سر راه تو اوفتم |
شايد كه بوسهاى بربايم زپاى تو |
|
|
جان در رهت فدا كنم و منتت كشم |
اى صد هزار جان گرامى فداى تو |
|
|
جان صد هزار كاش بود هر دمى را |
تا جمله را نثار كنم از براى تو |
|
|
خوش آن دمى كه سوى من آيى زروى لطف |
تا جان زمن طلب كنى و من لقاى تو |
|
|
يابم حيات تازه به هر جان فشاندنى |
گر صد هزار بار بميرم براى تو |
|
|
هر چند لطف بيشتر كنى تشنهتر شوم |
سيراب كى شوم زشراب لقاى تو |
|
عالم حيوانات
در قسمت حشره، تنها تاكنون حشرهشناسان نزديك به هفتصد هزار قسم حشره احصا كردهاند.
شماره حشرات به اندازهاى است كه ارقام براى بيان آن قاصر است، يك روز تابستانى كه هوا صاف باشد، شماره حشراتى كه در بريدگىهاى تپهاى براى نظام حيات در تكاپو هستند، از عده نفوس يك قاره بيشتر است، اگر ناگهان نژاد بشر به كلى از روى زمين معدوم شود، مخلوقات ديگرى كه به روى زمين مىلولند به زحمت متوجه غيبت او خواهند شد.
ژان هانرى فابر دانشمند نامى فرانسه هميشه مىگفت: تدبر در ساختمان پيكر يك حيوان كوچك چون مور و تشكيلات منظم حياتى آن ميلياردها انسان را به سوى خدا رهبرى مىكند.
همان تحير و اعجابى كه در جهان فضا و كواكب و عالم نباتات بر آدمى چيره مىشود، چندين برابر آن در جهان حيوانات به آدمى دست مىدهد اينكه مىگوييم چندين برابر آن، به خاطر آن است كه خورشيد با آن همه عظمت فاقد عنصر حيات و حس و اراده است.
اما در جهان حيوان عنصر ناشناخته حيات با همه پيچيدگى و ابهامش و با تشكيلات وسيع و عظيمش بر ساير عجايب عالم ماده، افزون گرديده و در جهان حيوان تشكيلات وسيع موجوداتى ذره بينى چون:
ويروسها و باكترىها و ساير موجودات ديگر ذرهبينى و گروههاى گوناگون آنها- آثار مختلف حياتى آنها- نقش يكايك اصناف آنها در سازمان اين عالم خاصه در وضع حالات بشرى- ميكربهاى امراض- ميكربهاى زحمت كش و خدمتگزار- حشرات ريز- سازمان حياتى آنها- قدرت احساس آنها- كيفيت توالد و تناسل گوناگون تمام جانداران- تخمگذارى- تلقيح يا تركيب تخم نر و ماده- حمل با تقسيم- اسرار اسپرماتوزوييد- اسرار پستانداران- حيوانات آبى- چهارپايان- سازمان و ساختمان يكايك آنها- نظام زندگى آنها- عواطف و احساسات آنها- و ميلياردها ميليارد موضوع ديگر كه هر يك از اينها رشتهاى است طولانى و بس پر پيچ و خم كه علوم گوناگونى به بيان اسرار و نظام اين موجودات و سازمانهاى آنها پرداختهاند كه اداى حق صاحب و خالق و مالك آنان حداقل اين است كه با تمام خلوص و فروتنى به پيشگاهش ايستاد و با همه هستى و وجود فرياد زد:
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ] «6».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.
و چه نيكوست كه در برابر اين همه عنايت و نعمت، تسليم او شده و اوامر او را اطاعت كرده و از محرمات او كنارهگيرى نماييم و قلب را از آلودگى پاك كرده و نفس را از بدخلقىها پيراسته نموده و به صفات حضرت او آراسته شويم و با زبان حال در كوى آن جناب عرضه بداريم:
اى خداى بزرگ! بر اثر عدم درك حقايق و به خاطر دور افتادن از وادى معرفت و به علت اسارت در دام شيطان، از شناخت حقيقى تو عاجز مانديم و نعمتهايى كه به ما لطف فرمودى در غير خواسته تو مصرف كرديم و اكنون براى توبه و انابه و عذرخواهى به درگاه لطفت ملتجى شده و از تو درخواست عفو و گذشت داريم.
عالم انسان
شاهكارها و تمامى اسرار خلقت انسان را، تنها آفريدگار جهان مىداند و اين مقدارى كه دانش وسيع بشر موفق به كشف آن شده، از صدها هزار كتاب قطور متجاوز است، به گوشهاى از عناوين دستگاه وجودى بشر توجه كنيد و ببينيد خالق عالميان در خلقت اين موجود شگفتانگيز چه صنعتى به خرج داده.
نظامات و قوانين استخوانها- اشكال گوناگون استخوان- استخوانهاى مسطح- استخوانهاى دراز و كوتاه با مفصل و بىمفصل- مفصلها- حفرات استخوانى- جدارهاى استخوانى- نسج اسفنجى استخوانها- تغذيه استخوانها- تركيبات شيميايى آنها- غضروفها- شكلهاى گوناگون و عناصر تركيبى آنها- شرح يكايك عضلات بدن- ماهيچهها- كيفيت عمل انقباض و انبساط در عضلات- عضلات جبههها- عضلات بالا كشنده يا جمع كننده ابروان- عضله پلكها- عضلات دماغ- عضلات لبها- عضلات سينه- سلولهاى تشكيل دهنده عضلات- نوع سلولها- شرح نظامات و سازمان گيرايى حواس پنجگانه- قوه لامسه:
برجستگىهاى زير پوست- يا مراكز قوه لامسه- اسرار درون اين برجستگىها پاپيلها- حس ذائقه و مراكز گيرايى آن- پاپيلهاى زبان- قوه سامعه: تشكيلات گوش خارجى- خيمه گوش- لاله گوش- سوراخ متناسب گوش- پرده صماخ- مايع سمى درون آن- عناصر تركيبى اين مايع- دريچههاى گوش وسطى- مجراى شيپور استاش- استخوانهاى چكشى- سندانى عدسى- ركابى- گوش داخلى- دهليز آن- سه نيم دايره استخوانى- لوله مارپيچى- مايعات درون هر يك- عناصر تركيب كننده هر يك از مايعات- قوه شنوايى- صوت- اسرار صوتى- امواج- ارتعاشات موجى- قوه باصره: تشكيلات ظاهرى چشم- پلك- صفوف مژه- غدد اشك- مجارى ده گانه اشك- انتراشك- شست و شوى چشم با اشك- كره چشم- حلبيه- قرنيه- شفافى قرنيه- كيفيت عبور نور- مشيميه- عنبيه- پرده مدور عنبيه- سوراخ مجراى عبور نور- مردمك- رنگ عنبيه- اسرار اين رنگ و رنگها- شبكيه- جليديه- نقش مايع زلاليه- مايع زجاجيه- عناصر تركيب كننده مايعات- اسرار درون يكايك طبقات چشم- كيفيت ديد- بحث نور- معماى نور- قوه شامه: و سلولهاى تشكيل دهنده آن- شكل ظاهرى بينى- دستگاه عظيم گوارش- معده- رودهها- غدههاى ترشحى مركز صفرا- دهان- حلق- لوله هاضمه- تشكيلات يكايك آنها- كيفيت جذب اكسيژن- علل احتراق- توليد حرارت- مقدار حرارت- اسرار و تشكيلات يكايك آنها- خون- اسرار خون- كيفيت پيدايش خون- گلبولهاى سفيد- گلبولهاى قرمز- عدد هر يك- دستگاههاى گردش خون- قلب- اسرار قلب- شريانها- وريدها- مويرگها- گردش بزرگ خون- گردش كوچك خون- دستگاه دفع مواد زايد- سازمان آن- لولهكشى بدن- دستگاه توليد نطفهسازى- ماهيت نطفه و...
كه هر يك موضوع علم خاصى است و تشكيل دهنده ميلياردها ميليارد اسرار.
البته آنچه مىبينيم و مىخوانيم عبارت است از ظاهرى از بدن و جسم، ولى قواى كارگران اين جسم كه عبارت از نفس و روح و وجدان و انديشه و هزاران قدرت نامرئى است و در هيچ لابراتوارى قابل تجزيه و با هيچ ميكروسكوپى قابل رؤيت نيست، براى ما قابل شرح و درك نمىباشد، تنها در برابر اين دستگاههاى با عظمت بدن و روح و نفس كه قرار مىگيريم، به قدرت كامله صاحب اين عالم پى برده و به گوشهاى از عدل و حكمت و علم او آشنا شده و در برابر اين همه احسان او با همه وجود فرياد برمىآوريم:
[الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ] «7».
همه ستايشها، ويژه خدا، مالك و مربّى جهانيان است.* رحمتش بىاندازه و مهربانىاش هميشگى است.
تكرار «الرحمن الرحيم» در سوره حمد
با اينكه دو كلمه مباركه «الرحمن الرحيم» در «بسم اللّه» بود، ولى تكرارش بعد از «رب العالمين» لطف مخصوصى دارد كه ربوبيت حق از جهت قهر و غلبه و فشار بر موجودات نيست، بلكه از جهت رحمت عام و خاص است، به اين معنى كه تمام موجودات در پرتو اين دو حقيقت پرورش مىيابند و اين مسئله معلوم است كه هر مربى و معلم و حاكمى آن گاه تربيتش به ثمر مىرسد كه با مهر و محبت توأم باشد. ربوبيت حق نسبت به موجودات و به خصوص انسان كه اتصالى است دائم و هميشگى و شامل دنيا و آخرت نه بر سبيل قهر و غلبه بلكه از راه عنايت و لطف و مرحمت و محبت است، پس مدح و شكر آن وجود مقدس در حقيقت پاسخ گويى به نداى فطرت است در برابر رحمانيت و رحيميت او.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- فاتحة (1): 2.
(2)- فاتحة (1): 2.
(3)- التفسير الكبير: 1/ 229، الفصل الثانى.
(4)- فاتحة (1): 2.
(5)- فاتحة (1): 2.
(6)- فاتحة (1): 2.
(7)- فاتحه (1): 2- 3.