احتياج كل انسانها به امام كل
دانشمندى سنّى درباره اميرالمؤمنين عليه السلام جملهاى دارد كه چقدر عالى است . پروردگار عالم ساخت اين جمله را مانند برقى به مغز اين سنى زده است . مىگويد : اميرالمؤمنين عليه السلام در اين عالم چنين است كه فرض كنيد ايشان را ميان جامعه انسانى قرار دادهاند و تمام انسانها گرد او مىگردند .
مىگويد : ما بياييم وضع اميرالمؤمنين عليه السلام و كل انسانها را ، در همه چيز تحليل كنيم ، به اين نتيجه مىرسيم :
»احتياج الكل اليه و استغنائه عن الكلّ دليل على انّه امام الكل «(157)
مىگويد : اميرالمؤمنين عليه السلام در هيچ برنامهاى ، به انسانها نيازى ندارد ، ولى انسانها در دنيا و آخرت به حضرت محتاج هستند . اين بىنيازى حضرت از كل و احتياج كل به حضرت : دليل بر اين است كه اميرالمؤمنين عليه السلام پيشواى كل انسانها است .
نيازمندى ما به چهارده معصوم عليهم السلام
ما به آنها نيازمنديم ، و گر نه پيغمبر اكرم صلى الله عليه وآله به مردم زمانش چه نيازى داشت ؟ نياز علمى ، عقلى ، تدبيرى ، نقشه ، طرح و راهنمايى ؟! ما به آنها نيازمنديم .
همچنين نيازى نيست كه همه پيغمبر باشند . خدا به آن يك نفر به قدرى سرمايه معنوى داده است كه تمام جهانيان ، از زمان بعثت تا صبح برپا شدن قيامت از او تغذيه شوند .(158) به اين شخص به قدرى سرمايه داده است كه پروردگار در قرآن فرموده است :
» وَ مَآ أَرْسَلْنَكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَلَمِينَ «(159)
تخريب بنيان منزل دوم
اين دنيا منزل دوم است . در اين منزل عدهاى خرابكار هستند . چه چيزى را خراب مىكنند ؟ بناى انسانيت خود را . مانند ديوانهاى كه تيشهاى برداشته و درب اتاق را بسته ، پنجرهها را قفل زده و چهار ديوارى اتاق خود را ويران مىكند .
ببينيد تعبير قرآن در اين زمينه چقدر زيبا است :
» يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُم بِأَيْدِيهِمْ «(160)
با دست خود خانههاى خود را روى سر خودشان خراب مىكنند . خرابكارى اينها اين است كه تيشهاى به نام مخالفت با خدا به دست مىگيرند ، مىگويند : طرحى كه تو دادى و پيغمبرت ابلاغ كرده ، نمىخواهيم . ما چيزى مىخواهيم كه به ما لذت بدهد .
با تيشه معصيت چهار ديوار بنيانى خود را خراب مىكنند و خرابههاى آن روى سر خودشان مىآيد . با اولين آجرى كه از ديوار انسانيت در مىآورند ، منزل سوم نيز رو به خرابى مىرود ؛ چون زلف منزل سوم به زلف منزل دوم گره خورده است .
3 - قبر با ويژگى باغهاى بهشتى
تعبير پيغمبر صلى الله عليه وآله از منزل سوم چقدر زيباست :
» القبر روضة من رياض الجنة «(161)
منظور از قبر ، اين چاله قبرستانها نيست بلكه منظور عالم سوم است . كارى به اين چالهها نداريم . اين چاله ، چاله بدن شماست .
پيغمبر صلى الله عليه وآله كه عالم و منزل سوم را ديده است ، مىفرمايد :
» القبر روضة من رياض الجنة «
براى آنهايى كه در منزل دوم ، بخش مربوط به خود را كه خدا به آنها آزادى و اختيار داده بود ، مطابق با طرح خدا ساختهاند ، مانند ضربان منظم قلب كه به دست خدا است ، اينها نيز طرح خدا را به دست مىگيرند و مطابق آن طرح زندگى مىكنند .
حلال خور ، بنده رب و خدمتگزار به خلق هستند ، نه اهل نيرنگ و ظلم . آنها مطابق طرح خدا زندگى مىكنند . زندگى خوش ، آرام ، بىدغدغه و زندگيى كه هر شب يا روز خوشحال هستند ؛ چون مىبينند به هيچ كسى بدى نكردهاند و مىبينند كه طرح خدا را رها نگذاشتهاند .
ويژگى دوم قبر ؛ حفره آتش
پس قبر و برزخ باغى از باغهاى بهشت است ، كه اين باغ را همين اجراى طرح ساخته است:
» أو حفرة من حفر النيران «
يا گودالى از گودالهاى آتش جهنم است .
چه كسى اين آتش افروزى را برپا كرده است ؟ در سوره بقره مىفرمايد :
» فَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِى وَ قُودُهَا النَّاسُ «(162)
»وقود « يعنى هيزم . خود را از آتشى كه هيزمش خود مردم هستند ، حفظ كنيد . يعنى مردم به جاى اين كه خود را با طرح خدا به درخت سرسبز شجره طيبه تبديل كنند ، خود را خشك كرده ، به هيزم تبديل كردهاند .
از اينرو خدا در قرآن مىفرمايد :
» فَكَانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَبًا «(163)
اينها هيزم جهنم هستند كه خودشان ، درخت وجود خودشان را خشك كردهاند . بله ، بىنمازى ، ظلم ، بخل ، حرامخورى ، روزهخوار ، بىحجابى و معصيت انسان را خشك مىكند .
اما شجره طيّبه اين گونه نيست :
» و َأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الِْمحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا «(164)
اينها سرسبز هستند و بعد از ورود به منزل سوم ، آنها را در بهشت مىكارند ؛ چون جاى آنان در آنجاست . به قدرى ريشه دارند كه ابدى هستند ؛ يعنى چون در دنيا نگذاشتند كه خشك شوند ، آنجا ديگر خشك نمىشوند .
4 - قيامت(165)
منزل دوم سازنده منزل سوم است . اما منزل چهارم : اسم اين منزل در قرآن زياد آمده است . حدود نود اسم دارد . از اسامى آن قيامت ، ساعت و آخرت است . در اين منزل چهارم كه منزل ابدى ، اقامت و هميشگى است ، انسان دوباره به بدن نيازمند مىشود .
زنده كردن مردگان در آخرت
سؤال : بدنى كه در قبر كاملاً خاك شده است ، آيا مىشود كه دوباره به همين حالت زنده برگردد ؟ خدا در قرآن مىفرمايد : ما يكبار اين كار را كرديم ؛ شما خاك بوديد ، من از آن خاك ، انسانى مانند شما را ساختم ، بار ديگر خاك مىشويد و من دوباره شما را مىسازم .
امروز با فردا چه فرقى مىكند ؟ من كه يكبار همه موجودات زنده را از خاك درست كردم ، دفعات ديگر نيز درست مىكنم . من هر روز دارم مرده را زنده مىكنم ، شما نمىبينيد .
شما گوسفند را مىكشيد ، قطعه قطعه مىكنيد و مىخوريد ؛ يعنى گوشت را زير دندان خود مىگذاريد ، آن را له مىكنيد و بعد از گلو پايين مىدهيد و به معده مىرسد ، معده اسيد پاشى مىكند و آن را به ماده رقيقى تبديل مىكند ، من اين غذاى مرده را مدتى بعد به گلبولهاى سفيد و قرمز تبديل مىكنم كه باعث حيات شما است . من در بدن شما روزى چند ميليون مرده را زنده مىكنم .(166)
» وَ ضَرَبَ لَنَا مَثَلاً وَ نَسِىَ خَلْقَهُ قَالَ مَن يُحْىِ الْعِظَمَ وَ هِىَ رَمِيمٌ × قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِى أَنشَأَهَآ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ هُوَ بِكُلِّ خَلْقٍ عَلِيمٌ «(167)
مدت زمان حشر انسانها در قيامت
چقدر طول مىكشد تا در قيامت آن خاكها را جمع كند و دوباره همين بدن شود ؟ آيه را ببينيد :
» وَ نُفِخَ فِى الصُّورِ فَإِذَا هُم مِّنَ الْأَجْدَاثِ إِلَى رَبِّهِمْ يَنسِلُونَ «(168)
فقط با يك صدا كه به قبرها دميده مىشود ، بايد حتماً با اين صدا برخيزيد . در يك چشم به هم زدن ، تمام بدنهاى خاك شده ، بدنِ زنده مىشود . به روح شما مىگويم : سريع به سر جاى اول برگرد .(169)
همگى به طرف خدا راه مىافتيد . وقتى حاضر شديد ، اگر عيب و نقصى در كار هر كدام از شما باشد ، براى آن پنجاه دادگاه برپا مىكنند . اگر هيچ عيبى نداشته باشيد ، هيچ دادگاهى برپا نمىكنند .
برپايى اولين دادگاه براى نماز
اولين دادگاهى كه برپا مىكنم و همه شما را از زن و مرد ، اروپايى و آمريكايى ، غربى و شرقى ، در آن اولين دادگاه براى رسيدگى به پرونده دعوت مىكنم ، دادگاه نماز است ؛(170) چون در قرآن بارها »يا ايها الناس « گفتم . نه براى اين كه بگويم : چرا نماز خواندهايد ؟ آنهايى كه نماز خواندند ، وارد آن دادگاه نمىشوند ؛ چون آنها پرونده نمازشان كامل است . اما بىنماز را به دادگاه مىآورند و مىپرسند : چرا عمرى نان و نمك مرا خوردى و نماز نخواندى ؟ بايد جواب بدهيد .
خدا در چند آيه مىفرمايد : اينها نه عذر قابل قبولى دارند كه به من ارائه دهند و نه عذرخواهى آنان قبول مىشود .
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته
157) المسترشد، محمد بن جرير الطبري )الشيعى(: پاورقى 497 - 496؛ »لله در العالم الجليل الا وهو: الخليل بن أحمد العروضي من كلمته القيمة في علي عليه السلام، حيث يقول احتياج الكل إليه واستغنائه عن الكل دليل على أنه إمام الكل.«
158) كشف الأسرار و عدة الأبرار: 306/4؛ »قال تعالى: »وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ« و قال النبى صلى الله عليه وآله: »انّما انا رحمة مهداة« و قيل: فضل اللَّه قوله حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ و رحمته كَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ و قيل: فضله، اظهار الجميل. و رحمته، ستر القبيح.«
159) انبياء (107 : (21؛ »و تو را جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم .«
160) حشر (2 : (59؛ »به گونهاى كه خانههايشان را به دست خود و به دست مؤمنان ويران كردند .«
161) بحار الأنوار: 214/6، باب 8، ذيل حديث حديث 2؛ »وَ قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ عليه السلام: إِنَّ الْقَبْرَ رَوْضَةٌ مِنْ رِيَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّيرَانِ.«
162) بقره (24 : (2؛ »بنابراين از آتشى كه هيزمش مردم و سنگهايند ، بپرهيزيد .«
163) جن (15 : (72؛ »ولى منحرفان هيزم دوزخاند.«
164) آل عمران (37 : (3؛ »و به طرز نيكويى نشو و نما داد ، و زكريا را كفيلِ ] رشد و تربيت معنوى [ او قرار داد . هر زمان كه زكريا در محراب ] عبادت [ بر او وارد مىشد ، رزق ويژهاى نزدش مىيافت .«
165) بحار الأنوار: 127/7، باب 6، حديث 5؛ »قَالَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ فِي قَوْلِهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ قَالَ إِنَّ الْقِيَامَةَ خَمْسِينَ مَوْقِفاً لِكُلِّ مَوْقِفٍ أَلْفُ سَنَةٍ.«
166) البرهان في تفسير القرآن: 583/4، حديث 8946؛ »عن موسى بن جعفر عليه السلام، عن أمير المؤمنين عليه السلام، و قد سأله يهودي، فقال: إن إبراهيم قد بهت كافرا ببرهان نبوته. قال له علي عليه السلام: لقد كان كذلك، و محمد صلى الله عليه وآله أتاه مكذب بالبعث بعد الموت، و هو أبي بن خلف الجمحي، معه عظم نخرففركه، ثم قال: يا محمد، من يحيي العظام و هي رميم؟ فأنطق الله محمدا صلى الله عليه وآله بمحكم آياته، و بهته ببرهان نبوته، فقال: يحييها الذي أنشأها أول مرة و هو بكل خلق عليم، فانصرف مبهوتا.«
الاحتجاج: 350/2؛ »عنأبي عبد اللّه الصّادق عليه السلام: قال السّائل: أ فيتلاشى الرّوح بعد خروجه عن قالبه، أم هو باق؟ قال: بل هو باق إلى وقت ينفخ في الصّور.فعند ذلك، تبطل الأشياء، و تفنى فلا حسّ و لا محسوس. ثمّ أعيدت الأشياء كما بدأها، مدبّرها. و ذلك أربعمائة سنة يسبت فيها الخلق.و ذلك بين النّفختين قال: و أنّى له بالبعث، و البدن قد بلى، و الأعضاء قد تفرّقت؟ فعضو ببلدة يأكلها سباعها! و عضو بأخرى تمزّقه هو امّها! و قد عضو قد صار ترابا يبنى به مع الطّين حائط ! قال: إنّ الّذي أنشأه«
من غير شيء، و صوّره على غير مثال كان سبق إليه، قادر على أن يعيده كما بدأه.. . . .«
167) يس (79 - 78 : (36؛ »در حالى كه آفرينش نخستين خود را از ياد برده براى ما مثلى زد ] و [گفت : چه كسى اين استخوانها را در حالى كه پوسيدهاند ، زنده مىكند ؟ × بگو : همان كسى كه نخستين بار آن را پديد آورد . زندهاش مىكند ، و او به هر چيزى داناست.«
168) يس (51 : (36؛ »و در صور دميده شود ، ناگاه همه آنان از قبرها به سوى پروردگارشان مىشتابند .«
169) بحار الأنوار: 184/79، باب 20، النوادر، ذيل حديث 30؛ »وَ عَنْ أَنَسٍ قَالَ تَلَا رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله هَذِهِ الآْيَةَ وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلَّا مَنْ شاءَ اللَّهُ قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ اسْتَثْنَى اللَّهُ قَالَ صلى الله عليه وآله جَبْرَئِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ فَإِذَا قَبَضَ اللَّهُ أَرْوَاحَ الْخَلَائِقِ قَالَ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِيَ قَالَ يَقُولُ سُبْحَانَكَ رَبِّي تَبَارَكْتَ رَبِّي وَ تَعَالَيْتَ رَبِّي ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ بَقِيَ جَبْرَائِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ إِسْرَافِيلُ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ قَالَ فَيَقُولُ خُذْ نَفْسَ إِسْرَافِيلَ فَيَأْخُذُ نَفْسَ إِسْرَافِيلَ قَالَ فَيَقُولُ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِيَ قَالَ فَيَقُولُ سُبْحَانَكَ رَبِّي تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ رَبِّي ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ بَقِيَ جَبْرَائِيلُ وَ مِيكَائِيلُ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ قَالَ فَيَقُولُ خُذْ نَفْسَ مِيكَائِيلَ قَالَ فَيَأْخُذُ نَفْسَ مِيكَائِيلَ فَيَقَعُ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ فَيَقُولُ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ مَنْ بَقِيَ فَيَقُولُ تَبَارَكْتَ رَبِّي وَ تَعَالَيْتَ بَقِيَ جَبْرَئِيلُ وَ مَلَكُ الْمَوْتِ قَالَ فَيَقُولُ مُتْ يَا مَلَكَ الْمَوْتِ فَيَمُوتُ قَالَ فَيَقُولُ يَا جَبْرَئِيلُ مَنْ بَقِيَ فَيَقُولُ تَبَارَكْتَ رَبِّي وَ تَعَالَيْتَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ وَجْهُكَ الْبَاقِي الدَّائِمُ وَ جَبْرَئِيلُ الْمَيِّتُ الْفَانِي قَالَ يَا جَبْرَئِيلُ لَا بُدَّ مِنَ الْمَوْتِ فَيَخِرُّ سَاجِداً فَيَخْفِقُ بِجَنَاحَيْهِ فَيَقُولُ سُبْحَانَكَ رَبِّي تَبَارَكْتَ وَ تَعَالَيْتَ ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه وآله فَعِنْدَ ذَلِكَ يَمُوتُ جَبْرَئِيلُ وَ هُوَ آخِرُ مَنْ يَمُوتُ مِنْ خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ.«
170) ثواب الأعمال: 229؛ أمالي الصدوق: 641 المجلس الثالث و التسعون؛»عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ عليه السلام مَنْ صَلَّى الصَّلَاةَ لِغَيْرِ وَقْتِهَا رُفِعَتْ لَهُ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ تَقُولُ ضَيَّعَكَ اللَّهُ كَمَا ضَيَّعْتَنِي وَ أَوَّلُ مَا يُسْأَلُ الْعَبْدُ إِذَا وَقَفَ بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ U عَنِ الصَّلَاةِ فَإِنْ زَكَتْ صَلَاتُهُ زَكَى سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِنْ لَمْ تَزْكُ لَمْ يَزْكُ عَمَلُه.«