اما فهميدهها و مؤمنان اين گونه نيستند . بعد از نماز صبح ، مانند امام زين العابدين عليه السلام كه دستمالى از خاك قبر پدر را به مدينه آورده بود ، صورت روى خاك مىگذاشت ، در سجده هزار مرتبه مىگفت :
» الهى ! عبيدك بفنائك «
خدايا ! بنده كوچكت به پيشگاهت آمده است :
» مسكينك بفنائك، فقيرك بفنائك، سائلك بفنائك «
اينها آباد كنندگان آخرت خود و ايمان آورندگان واقعى بودند كه واقعاً مىگفتند :
» وَقَالُواْ سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا «
بايد به امام زين العابدين عليه السلام عرض كنيم : يابن رسول الله ! اين سجدههايى كه شما مىكرديد ، به خاطر اين بود كه شاهد سجدهاى بوديد كه سجده كننده با پيشانى شكسته ، صورت خون آلود ، دلى كه هفتاد و يك داغ ديده ، با تشنگى و گرسنگى ميان گودال قتلگاه به سجده رفت ، سجدهاى كه براى هيچ پيغمبر و امامى ميسّر نشد ، در مقابل اين سجده كننده هفتاد و دو بدن قطعه قطعه افتاده بود و از يك طرفِ اين سجده كننده ، صداى ناله زنان حرم به گوش مىخورد ، بين آن بدنها و نالهها صورت روى خاك گذاشت ، عرض كرد :
» الهى ! رضاً بقضائك ، صبراً على بلائك ، تسليماً لامرك «
اين خيلى براى من عجيب است كه در حال آن سجده عرض مىكرد :
» يا غياث المستغيثين «