شخصى بود كه وقتى با هر كسى برخورد مىكرد ، در هر جايى مىنشست و به هر جلسهاى وارد مىشد ، با خنده مىگفت : ما داريم به بهشت مىرويم ، تمام شد . به او مىگفتند : چرا به بهشت ؟ مىگفت : براى اين كه ما با خدا اختلاف نداريم و به مردم نيز قرضى بدهكار نيستيم . پس كجا بايد برويم ؟ كسى كه با پروردگار اختلاف ندارد ، حقّ مردم را ضايع نكرده است ، او را كجا مىبرند ؟
او عاشق خدا ، اهل نماز ، كرم ، بخشش ، خوش اخلاقى ، خوش برخوردى و اهل گذشت بوده است ، پس معلوم مىشود هر كسى با خدا درگير باشد و حق مردم را پايمال كند ، اهل عذاب است . بهشت جاى اين گونه انسانها و جهنّم جاى آن گونه انسانها است . ديگر ما در قيامت جاى سومى نداريم : يا بهشت است ، يا دوزخ .