پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

كعبه در آيينه قرآن‏

كعبه در آيينه قرآن‏

منابع مقاله:

کتاب  : عرفان اسلامى جلد هفتم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

در كتاب باعظمت الهى مى‏خوانيم:

[إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ‏] «1».

يقيناً نخستين خانه‏اى كه براى [نيايش و عبادت‏] مردم نهاده شد، همان است كه در مكه است كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است.

در توضيح اين آيه بايد گفت:

ارزيابى عظمت، واهميت برنامه‏هاى اسلامى و نقشى كه براى به پا داشتن يك نظام عادلانه در مجتمع انسانى قواعد و مقررات الهى دارند، تنها از طريق دقت در آيات قرآن مجيد و رواياتى كه در معتبرترين مدارك دينى تدوين شده ميسر است.

مى‏توان از نتايجى كه از عمل به اصول الهى عايد جامعه بشرى مى‏گردد به اصالت و حقيقت حقوق اسلامى در تمام جوانب حيات پى برد.

قرآن مجيد حاوى كليات مسائل اسلامى و روايات و اخبار شرح و توضيح آن كليات است.

حفظ حقوق انسان در تمام زمينه‏هاى زندگى و تأمين سعادت دنيا و آخرت بشر از عمل به برنامه‏هاى الهى به دست مى‏آيد.

مسئله حج و روى آوردن به كعبه به شرط خلوص و معرفت، از مسائلى است كه درد دنيا و آخرت مسلمانان را دوا مى‏كند.

در آيه‏اى كه ذكر شد مى‏خوانيم:

همانا اول خانه‏اى كه براى مردم به جهت عبادت و بندگى قرار داده شد خانه‏ايست كه در مكه برپاست، آنجا مركز خير و بركت و منبع نفع و سود و محور هدايت و راهنمايى است.

آرى، هدف حق از قراردادن آن خانه در شهر مكه و در وسط مسجد الحرام براى اجراى مراسم بندگى و عبوديت از طرف مردم است و براى اين كه مردم در اتصال به آن جايگاه عظيم خود را به مقام قرب برسانند و از تمام علايق و وابستگى‏هاى غلط برهانند و حاكميت معبودهاى باطل را از زندگى خود ريشه‏كن كرده، تمام توجه خود را متوجه حضرت حق نمايند.

اى خوشا دل كاندر او از عشق تو جانى بود

 

شادمان جانى كه او را چون تو جانانى بود

خُرّم آن خانه كه باشد چون تو مهمانى در او

 

مقبل آن كشور كه او را چون تو سلطانى بود

زنده چون باشد دلى كز عشقِ تو بويى نيافت‏

 

كى بميرد عاشقى كو را چو تو جانى بود

     

هر كه رويت ديد و دل را در سر زلفت نبست‏

 

در حقيقت آدمى نبود كه حيوانى بود

در همه عمر ار بر آرم بى‏غم تو يك نفس‏

 

زان نفس بر جان من هر لحظه تاوانى بود

آفتاب روىِ تو گر بر جهان تابد دمى‏

 

در جهان هر ذره‏اى خورشيد تابانى بود

آتش رخسار خوبت گر بسوزاند مرا

 

اندر آن آتش مرا هر سو گلستانى بود

روزى آخر از وصالِ تو به كام دل رسم‏

 

اين شبِ هجرِ تو را گر هيچ پايانى بود «2»

     

نشانه‏هاى روشن كعبه‏

در كعبه نشانه‏هاى روشنى از خداوند قرار دارد، مقام ابراهيم آنجاست، آن كس كه خود را بدان جايگاه برساند در حريم امن قرار گرفته، بر بندگان است كه در حال توانايى به سوى آن مكان بشتابند و اعمال و مناسك آنجا را طبق دستور الهى با خلوص و معرفت به جاى آرند، هر كس از اجراى اين دستور سعادتبخش سر باز زند، به دايره ناسپاسى قدم گذاشته، همانا خداى بى‏انباز از همه عالميان بى‏نياز است.

آرى، هدف حضرت حق از قرار دادن آن خانه در شهر مكه، جهت اجراى مراسم بندگى و عبوديت در آن شكل خاص از طرف مردم است و اين كه‏ خداخواهان و حق‏پرستان و حق‏جويان و اهل عشق آن را وسيله‏اى براى تحصيل بندگى قرار دهند و به واسطه اجراى مقررات و مناسك آن، به پرستش خداوند و عبادت خالصانه برخاسته و رسوم بندگى را در محضر حضرت دوست به جاى آرند. مگر نه اين است كه تاريخ حيات بشر نشان داده كه به دست آوردن سلامت دو جهان و خوشبختى و سعادت در تمام زواياى حيات از طريق درك توحيد و توجه به شؤون حق ميسر است، مگر جز از راه آشنايى با حق و حفظ حقوقى كه براى حفظ كيان انسان و انسانيت بر عهده آدمى نهاده شده خيرى به دست مى‏آيد، كعبه و شؤون آن جهتى است براى نشان دادن عمق توحيد و به دست آوردن فضايل انسانى و اخلاق الهى از طريق اداى مناسك آن.

عاشقانه به آن وادى سفر كنيد و عاشقانه در آن حريم قدم بگذاريد و عارفانه در آن جايگاه كه جاى سر به خاك گذاشتن انبيا و امامان و اوليا بوده قرار بگيريد و چون به كعبه نزديك شديد خالصانه در مطاف قرار گرفته و دور خود او بگرديد و با زبان حال در محضر آن جناب عرضه بداريد:

اى راحت روانم دور از تو ناتوانم‏

 

بارى بيا كه جان را در پاىِ تو فشانم‏

اين هم روا ندارم كآيى براى جانى‏

 

بگذار تا برآيد در آرزوت جانم‏

بگذار تا بميرم در آرزوى رويت‏

 

بى‏روى خوبت آخر تا چند زنده مانم‏

گيرم كه من نگويم لطف تو خود نگويد

 

كين خسته چند نالد هر شب بر آستانم‏

     

بارى عراقى اين دم بس ناخوشست و درهم‏

 

حال دلش دگر دم تا چون شود چه دانم‏ «3»

     

كعبه، مركز بركات و هدايت‏

[مُبارَكاً وَ هُدىً لِلْعالَمِينَ‏] «4».

كه پر بركت و وسيله هدايت براى جهانيان است.

آن روز كه ابراهيم بزرگ آن قهرمان توحيد و معنى، هاجر و اسماعيل را به سرزمين مكه آورد، از قطره‏اى آب و ذره‏اى علف سبز در آن منطقه خبرى نبود، بنا به نقل قرآن مجيد عرضه داشت:

پروردگارا! من زن و فرزندم را نزد خانه تو، در سرزمينى خشك و غير قابل كشت، سكونت دادم، خداوندا! به خاطر اين كه نماز به پاى دارند، تو اى آگاه بر تمام احوال، دل مردمان را به ايشان توجه ده و از انواع ميوه‏ها و نعمت‏هايت آن مردم را بهره ده تا به شكر تو برخيزند.

نتيجه مبارك بودن آن جايگاه و قبول شدن خواسته ابراهيم را در مسافرت ميليونى مسلمانان به آن جايگاه مى‏بينيد.

اين مسئله از يك جهت و از جهت ديگر مبارك بودن اين خانه در اين است كه با كشش معنويش هزاران دل را منقلب كرده و هزاران نفس را از آلودگى پاك و هزاران معصيت كار را به صحنه باعظمت توبه مى‏كشد.

هدف از هادى بودن آن جايگاه هم در اين است كه مردم در آن محل و محيط مسجد الحرام و مقامات ديگر، به شرط اجراى مناسك به طور صحيح، راه تحصيل خير دنيا و آخرت را يافته و به مقام قرب حق و خشنودى آن جناب نزديك مى‏شوند.

مسلم است كه از زمان بناى كعبه كه همزمان شروع حيات آدم در كره خاك بوده، اين مركز مبدأ و منبع پخش نور و بركت و مركز هدايت بندگان و راهنمايى ايشان به سوى حقايق عالى بوده و همان جاست كه قرآن مجيد براى هدايت بشر و دستگيرى انسان و ايجاد تحول همه جانبه در حيات، نازل شده و راه بينش وسيع به وسعت ظاهر و باطن جهان را به روى آنان گشوده است.

كعبه، آرى كعبه، همان مركزى كه در آن و از بركت و هدايت آن مناسك عالى حج انجام مى‏گيرد و با توجه به مناسك آن و دقت در اسرارش، آدمى از شرك و زندقه، نفاق و دورويى، قوميت و عصبيت، تكبر و نخوت، اسارت و ذلت، وساير پليدى‏ها دور شده و به جميع مراتب هدايت اگر بخواهد مى‏رسد.

كعبه، به آدمى مى‏آموزد كه بنده پاك از شوائب محبوب خداست، تعليم مى‏دهد كه جامعه اسلامى بايد در تمام شؤون زندگى داراى وحدت كلمه باشد و به اهل استطاعت درس مى‏دهد كه از استطاعت مالى و بدنى خود در راه اعتلاى كلمه حق بكوشيد و به نداى تمام مظلومان و مستمندان و دردمندان جواب مثبت داده و همه ساله با تشكيل دادن اين اجتماع عظيم، به رفع نيازها و گرفتارى‏هاى ملل اسلامى اقدام كنيد و گرفتاران در بند اسارت را برهانيد و براى حفظ استقلال مادى و معنوى امت اسلامى ايجاد ضمانت نماييد.

كعبه، درس محبت و دوستى و درس اخوت و برادرى و درس عدل و مواسات و صفا و صميميت مى‏دهد.

كعبه، در پرتو عظمت و معنويتى كه دارد، راهنماى مسلمانان به سوى سعادت‏ دنيا و آخرت است و به غير مسلمانان هم راه ايجاد اتفاق و اتحاد را آموخته و به آنان مى‏گويد: براى رفع مشكلات اجتماعى، نياز مبرم به يك مجتمع سالم و پاك دارند.

[هُدىً لِلْعالَمِينَ‏].

و وسيله هدايت براى جهانيان است.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- آل عمران (3): 96.

(2)- فخر الدين عراقى.

(3)- فخر الدين عراقى.

(4)- آل عمران (3): 96.

 

منبع
  • پایگاه عرفان