به ترتيب كه از خورشيد دور مىشويم، زمين سومين سياره منظمومه شمسى است، مقدارى كه زمين به دور ستاره مركزى طى مىكند تقريباً به طول 930 ميليون كيلومتر مىباشد، براى اين كه چنين راهى در مدت 365 روز پيموده شود، سياره ما بايد با سرعت متوسط 29 كيلومتر 700 متر در ثانيه حركت كند، نتيجه اين حركت ظواهر متوالى فضائى است كه ستارگان در آن پراكنده شده و به نظر چنين مىآيد كه خوشيد نيز در مقابل آن جا به جا مىشود، اين ظواهر با آنهائى كه به طور روزانه از دوران كره زمين حاصل مىشوند مخلوط مىگردند.
دوران زمين كه در مدت 23 ساعت و 56 دقيقه و چهار ثانيه در حول محور مايلى كه زاويه آن 23 درجه و 27 دقيقه است انجام مىگيرد و پديده شب و روز پشت سر هم به وجود مىآيد حركتى است مانند حركت انتقالى، و با آن كه ما نيز با همان سرعت در آن كشيده مىشويم به هيچ وجه محسوس نمىباشد.
علاوه بر تناوب روز و شب وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ كه نتيجه اين دوران وضعى است، اين حركت با نتايج بىشمارى از لحظ خود كره زمين و پارهاى نمودها كه در آن واقع مىشود تعبيه مىگردد.
براى تمام قسمتهاى زمين كه ميان قطب شمالى و جنوبى محصور است، تناوبهاى روز و شب دائمى بوده، فقط مدت هر يك از فصلى به فصل ديگر متفاوت است، به تدريج كه به استوا نزديك مىشويم، ناموزونى ميان اين مدتها نقصان يافته و در آنجا تقريباً ثابت مىماند، در اين وقت دوره روشنى 12 ساعت و 5 دقيقه و دوره تاريكى 11 ساعت و 55 دقيقه در انقلابين مىباشد، در صورتى كه در اعتدالين اين دوره 12 ساعت و 45 دقيقه و 11 ساعت و 5/ 55 دقيقه مىباشد. سرعت حركت وضعى كه سبب پديد آمدن شب و روز است، باعث توليد حوزه مغناطيسى در دو قطب زمين شده، طى چرخيدن خود تركيبات آهنى منتشر در فضا را كه كرات ديگر هنگام عبور جا گذاردهاند جذب مىنمايد، چنان كه اكثر دانشمندان منظره صبح كاذب را نتيجه وجود تركيبات آهن در فضا به خصوص نزديك قطب شمال مىدانند.
«اختلاف به معناى در پى هم آمدن يا گوناگون شدن، از آثار بس شگفت و دقيق حركات منظم عموم كواكب و ستارگان، در نظام وسيع، و زمين در تنظيم زندگى ما خاكيان مىباشد، در طول وعرض مكانها و در طول روزها و فصول.
پيوسته اشعهاى از آفاق مختلف مىدرخشد و گسترده مىشود و برمىانگيزد و ميدان زندگى را باز مىنمايد و آفاق آسمانها را مىپوشاند، سپس پرده تاريكى روى مىآورد و چشمانداز زندگى را مىپوشاند و آفاق دور آسمانها را مينماياند و فرمان سكون مىدهد، همين اختلاف است كه قسمتى از زمين را با حرارت بهارى و تابستانى سرسبزى و خرمى مىبخشد و ناحيه ديگرى با سرماى زمستانى مىبندد و پيوسته به خواب و سكون و حركت و بيدارى مىبرد و زمان سيال و يك نواخت را تقسيم مىنمايد.» از پى هم آمدن شب و روز در همه سال و در تمام نواحى زمين و در جميع فصول بر اساس حسابى دقيق و منظم و با احتساب ثانيه و كمتر از ثانيه به راستى از نشانههاى قدرت و حكمت و علم و عدل و ربوبيت حضرت حق است، و هر صاحب خرد و انصافى را به تسليم در برابر حق و وحدانيت آن ذات مقدس وامىدارد، و او را در گردونه فرمان بردارى و اطاعت از آن محبوب ازل و ابد قرار مىدهد، و همه حركات درون و برون انسان را بر اساس نظام متقن جهان هستى منظم مىنمايد، و وى را هماهنگ با حركات عادلانه همه موجودات حركت مىدهد، و به سوى قرب و رحمت و لطف پروردگار رهنمون مىگردد.
قرآن مجيد در برخى از آياتش به گوشهاى اندك از منافع شب و روز اشاره دارد:
وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ وَ النَّهارَ آيَتَيْنِ فَمَحَوْنا آيَةَ اللَّيْلِ وَ جَعَلْنا آيَةَ النَّهارِ مُبْصِرَةً لِتَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ وَ لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ وَ كُلَّ شَيْءٍ فَصَّلْناهُ تَفْصِيلًا:
و شب و روز را دو نشانه «قدرت و ربوبيت و حكمت خود» قرار داديم، سپس اثر شب را محو كرديم، و اثر روز را تابان نموديم، تا شما در روز رزق پاك و حلال پروردگارتان را بطلبيد، و شمار سالها و حساب اوقات را «حتى ثانيه به ثانيه و آن به آن و لحظه به لحظه بدانيد» و هر چيزى را به تفصيل بيان نموديم.
وَ هُوَ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ خِلْفَةً لِمَنْ أَرادَ أَنْ يَذَّكَّرَ أَوْ أَرادَ شُكُوراً:
و اوست خدائى كه شب و روز را جانشين يكديگر قرار داد، براى كسى كه بخواهد شب يا روز متذكر حضرت حق و شئون او و حقايق هستى شود، يا به خاطر اين كه وجود شب و روز از علل به وجود آمدن انواع نعمتهاست با همه وجود به شكر و سپاس فراوان برخيزد.
وَ مِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَ لِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ:
و گوشهاى از رحمت بىنهايت خدا آن است كه شب و روز را به نفع شما آفريد تا در شب آرام گرفته و براى تأمين انرژى هزينه شده بر اثر كار و فعاليت استراحت نمائيد، و در روز با كوشش مثبت رزق و روزى خدا را دنبال كنيد، و براى اين است كه شكر گذار نعمتهاى حق شويد.
آيا مىتوان در صفحاتى محدود، و با قلمى شكسته، و با دانشى بسيار بسيار اندك به منافع شب و روز براى زنگى انسان كه يقيناً قابل شماره نيست پرداخت؟!
تحولاتى كه شب در طبيعت ايجاد مىكند، دگرگونىهائى كه روز در بسيط زمين به وجود مىآورد چگونه زمينه توضيح و تفسير دارد؟
روز زمينهساز فعاليتهاى مادى و معنوى در پرتو نعمتهاى الهى، و شب ظرفى براى استراحت و بخشى از آن براى اهل معرفت و بصيرت عرصه تهجد و عبادت و گريه و زارى براى راه يافتن به مقام قرب حق و ورود به گردونه رحمت و رضايت حضرت دوست است.