پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مقام زن در منطق وحى‏

مقام زن در منطق وحى‏

آئين پاك حق‏

 دين مقدس اسلام با اديان و مكتب‏ها در تمام زمينه‏ها فرق‏هاى اصولى و بنيادى دارد.

تشيع كه اسلام تفسير شده اهل بيت پيامبر، و جانشينان بر حق رسول اكرم، و بيان شده امامان معصوم است در نگرش و ديد خود نسبت به توحيد، قيامت، ملائكه، نبوت، امامت، قرآن، فرد، خانواده، جامعه، امور مادى، امور معنوى، مسائل اخلاقى و عملى، زن، مرد، اولاد، كسب و كار، تربيت، سياست، حكومت، و ... با تمام مدرسه‏ها و فرهنگها و آئين‏هاى موجود فرق دارد.

اسلام در اين ناحيه آنچه را مى‏گويد عين حقيقت، و ميزان و مطابق مصاديق واقعى در دنياى ظاهر و باطن، و خلاصه برابر با واقعيات و حقايقى است كه در علم حق و در بستر جهان هستى است.

بيان مفسران حقيقت در آئين اسلام محصول دانش پاك و بينش خدائى آنان، و برگرفته از عمق آيات قرآن مجيد است.

شروع مسائل اين دين از قرآن مجيد، و ابتداى قرآن كريم با وصف رحمانيت و رحيميت و ربوبيت وجود مقدس حق است، و تفسير اين حقايق شروعش از قلب الهى و ملكوتى رسول اسلام و تداومش با بيانات امامان معصوم از على بى ابيطالب تا امام دوازدهم است.

رحمان از اسماء مختص حضرت حق، و در غير خداوند بكار نمى‏رود، اما رحيم وصفى است كه بر غير حق هم اطلاق مى‏گردد.

هر دو صفت ريشه‏اش رحمت، و ترجمه‏اش نسبت به وجود مبارك حق بخشنده و بخشايشگر است.

گروهى از توضيح دهندگان آيات قرآن گفته‏اند: رحمن اشاره به رحمت عام حق نسبت به تمام بندگان از خوب و بد است، و رحيم اشاره به رحمت خاص حق كه مخصوص بندگان صالح و مطيع است.

جلوه وصف رحمانيت در دنيا، و تجلى وصف رحيميت در آخرت است.

اما در خود قرآن مجيد در رابطه با اين تفاوت چيزى ديده نمى‏شود، در قرآن كريم آمده:

ورحمتى وسعت كل شيى.

و رحمت من همه چيز را فرا گرفته.

تجلّى اين صفت در آفرينش موجودات، و روزى آنان، و نجاتشان از حوادث قابل ملاحظه است.

استغاثه به درگاه او با كمك‏گيرى از اين دو وصف، موجب حالتى عرفانى، روحيه‏اى خاص، و نشاطى مخصوص است، كه عكس‏العمل آن توجه و عنايت حق به عبد است.

در آثار اسلامى آمده كه حضرت حق فرمود: حيا مى‏كنم بنده‏ام مرا به رحمانيت و رحيميت بخواند، و من خواسته او را اجابت نكنم.

خلقت خلق و روزى ايشان جلوه رحمانيت، و هدايت و توفيقشان، ثمره رحيميت است.

در قرآن مجيد خود را به نحو ديگر به رحمت ستوده: خيرالراحمين، ارحم‏الراحمين، ذوالرحمه.

براى نزديك كردن حقيقت به ذهن، رسول خدا اين واقعيت را بدين صورت در خور فهم مردم بيان كرده، ورنه عدد و درجه را در آنجا راه نيست.

خداوند را صد رحمت است، كه از آن يكى را در هفت آسمان و زمين پخش كرد، به آن يك درجه بر تمام خلق آنچه مناسب آنان است مى‏بخشايد، و خلق هم بامايه گرفتن از آن بر يكديگر مهر ورزيده ترحم مى‏آورند. و نود و نه درجه آن را نزد خود نگاه داشته، تا روز قيامت بپا شود، آن يك درجه پخش شده در دنيا را به نود و نه درجه بيفزايد و بر مؤمنان و مطيعان پخش نمايد!!

ربّ به معناى مالك است كه مالكيت او بر تمام موحودات هستى و همه عالمين حقيقى و قابل سلب نيست، مالكى كه تدبير و رشد و پرورش موجودات به دست قدرت اوست.

چون پيوند مالكيت و تدبير او با تمام ذرّات هستى حقيقى و ابدى و دائمى و ذاتى است، معنا ندارد كه انسان در برابر ربوبيت او ربّى انتخاب كند، و مالكى اتخاذ نمايد، و تدبيرى و مدبّرى و قانونى جز قانون او قبول كند.

تجلّى توحيد واقعى در تمام شئون حيات و زندگى به اين است كه انسان با تمام وجودش در سايه مالكيت و تدبير او باقى بماند، و هر مالك و مدعى مالكيت، و هر فرهنگ و مدرسه‏اى كه به ستم و بر ضد حق مى‏خواهد، تدبير حيات آدمى را به دست بگيرد نفى كند، و كلمه طيبه «لا اله الا الله» در تمام زواياى حيات معنائى غير از اين ندارد.

آرى تمام نياز ظاهر و باطن آدمى را رحمت حق، و نور ربوبيت او برطرف مى‏كند، و سعادت دنيا و آخرت آدمى را لطف و عنايت و رأفت و مرحمت، و تدبير او تضمين مى‏نمايد.

منبع
  • پایگاه عرفان