منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد ششم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
در مسئله روزى خواه مادى يا معنوى، حكمت الهى وجود دارد. خداوند در رزق موجودات تفاوت و اندازه بر اساس گنجايش هر مخلوقى مقرّر داشته است. و بر پايه علم و بينشى كه نسبت به قابليت و استعداد هر يك از بندگانش دارد، فراخور حالش روزى مىدهد. همه انسانها نمىتوانند از روزىهاى مادى و معنوى به طول يكسان بهرهمند باشند؛ زيرا چنانكه آيه شريفه مىفرمايد:
إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرّزْقَ لِمَن يَشَآءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِيرَاً بَصِيرًا» «1»
يقيناً پروردگارت رزق را براى هر كه بخواهد وسعت مىدهد، و [براى هر كه بخواهد] تنگ مىگيرد؛ زيرا او به [مصلحت] بندگانش آگاه و بيناست.
هيچ كارى را حق تعالى بدون حساب و علت انجام نمىدهد؛ پس تقدير و مقدرات حكيم مطلق بر اساس آن احاطه فيّاض بر ماهيت و سرنوشت موجود است. و انسان چون داراى صفات و ظرفيّت محدود است و در زمان و مكان معينى جاى مىگيرد پس بر گذشته و آينده خويش احاطه ندارد، بنابراين بر صلاح و فساد امورش آگاه نيست و زمينه گمراهى و تباهى خود را فراهم مىسازد.
در آيه ديگر مىفرمايد:
وَ لَوْ بَسَطَ اللَّهُ الرّزْقَ لِعِبَادِهِلَبَغَوْاْ فِى الْأَرْضِ وَ لكِن يُنَزّلُ بِقَدَرٍ مَّا يَشَآءُ إِنَّهُ بِعِبَادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ» «2»
و اگر خدا روزى را بر بندگانش وسعت دهد، در زمين سركشى و ستم كنند، ولى آنچه را بخواهد به اندازه نازل مىكند؛ يقيناً او به بندگانش آگاه و بيناست.
بسيارى از عوامل تباهى انسانها از فزونى رزق و مال زياد است كه بنده خدا از راه حرام كسب مىكند و آن را به حساب زرنگى و تلاش زياد خود قرار مىدهد. و اين را نمىداند كه داشتن امكانات و اندازه طبيعى دارايى و قناعت ورزى است كه انسان را در سير معنوى موفق مىكند و سبب رشد و كمال معنوى او مىشود. و حرص و زيادخواهى و فقر روحى باعث ركود روانى و بىتوفيقى است كه زمينهساز شكست درونى انسان مىشود.
امام باقر عليه السلام مىفرمايد:
الْكَمالُ كُلُّ الْكَمالِ التَّفَقُّهُ فِى الدِّينِ، وَ الصَّبْرُ عَلَى النَّائِبَةِ، وَ تَقْدِيرُ الْمَعِيشَةِ. «3»
همه كمال حقيقى، عبارت از فهم در دين و شكيبايى در برابر بلاى سخت و اندازه نگه داشتن در خرج زندگى است.
در اين سخن بايد انديشه كرد چه نيكوست كه جايگاه كسب روزى هم پاكيزه باشد كه اين نشانه خوشبختى بنده خوشروزى است.
«ابوعبيده به امام صادق عليه السلام عرض كرد: دعا كن كه خداوند روزى مرا در دست بندگانش قرار ندهد. امام فرمود: خداوند چنين كارى نمىكند. او روزى بندگان را در دست يكديگر قرار داده است، اما از خدا بخواه كه روزيت را در دست بندگان خوبش قرار دهد كه اين از خوشبختى است.» «4» و گاهى تنگى و گسترش روزىها، جهت آزمايش روحيه انسان است تا سپاسگزار از ناسپاس معلوم گردد. و توانگر از تهيدست و تنگدست؛ بازشناخته شوند.
اميرمؤمنان على عليه السلام در وصيت خود به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود:
اگر توانى كارى كنى كه از كسى جز خداوند نعمتى به تو نرسد، چنين كن؛ زيرا تو به قسمت خويش خواهى رسيد و سهم خود را خواهى گرفت. و البته روزى اندكى كه از سوى پروردگار پاك رسد ارزشمندتر است از نعمت بسيارى كه از آفريدگان او به تو رسد؛ گرچه همه چيز از اوست. «5» گاهى محروميّت از رزق يا اندك شدن بركت مال به جهت عوامل سوزاننده سرچشمه فيض آن است كه در بيان معصومان عليهم السلام اسباب آن آمده است.
پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله فرمود:
هر كه حقّى از حقوق برادر مسلمان خود را پايمال سازد، خداوند بركت روزى را بر او حرام گرداند مگر آن كه توبه كند. «6» امام باقر عليه السلام فرمود:
بنده گناه مىكند و به سبب آن روزى از او گرفته مىشود. «7» امام صادق عليه السلام فرمود:
حرام خوارى زياد؛ روزى را نابود مىسازد. «8» بنابراين كسى كه به اندازه كفافش بسنده مىكند، به آسايش دست مىيابد و از زندگى آسان و بانشاطى برخوردار مىشود. و از كمى رزق و روزى گلايه نمىكند؛ زيرا اين خواسته پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله است كه به ابوذر فرمود:
اى اباذر! من دعا كردم كه خداوند بزرگ مرتبه روزى دوستداران مرا به قدر كفاف عطا كند و به دشمن من مال و فرزند زياد دهد. «9» از دعاهاى حضرت على عليه السلام است كه حفظ حرمت انسانى را در كرامت روزى مىطلبد:
اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهى بِالْيَسارِ وَ لاتَبْذُلْ جاهى بِالْاقْتارِ، فَاسْتَرْزِقَ طالبى رِزْقِكَ وَ اسْتَعْطِفَ شِرارَ خَلْقِكَ، وَ ابْتَلى بِحَمْدِ مَنْ اعْطانى، وَ افْتَتَنَ بِذَمٍّ مَنْ مَنَعَنى وَ انْتَ مِنْ وَراءِ ذلِكَ كُلِّهِ وَلِىُّ الْاعْطاءِ وَ الْمَنْعِ انَّكَ عَلى كُلِّ شَىءٍ قَديرٌ. «10»
بار خدايا! آبرويم را به بىنيازى حفظ فرما و حرمتم را به تنگدستى نشكن، تا از آنان كه روزى تو را خواهند روزى خواهم و از شرار مردم خواستار عطوفت باشم و به ثناى كسى كه به من ببخشايد دچار آيم و به بدگويى آن كه از بخشيدن به من دريغ ورزد مبتلا گردم و تو ماوراى اين همه، اختيار دار بخشش و منعى، چه اين كه بر هر چيز توانايى.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- اسراء (17): 30.
(2)- شورى (42): 27.
(3)- الكافى: 1/ 32، حديث 4؛ بحار الأنوار: 75/ 172، باب 22، ذيل حديث 5.
(4)- تحف العقول: 361؛ بحار الأنوار: 75/ 244، باب 73، حديث 108.
(5)- نهج البلاغه: نامه 31.
(6)- بحار الأنوار: 101/ 293، باب 10، حديث 2؛ وسائل الشيعة: 27/ 325، باب 9، حديث 33850.
(7)- الكافى: 2/ 270، حديث 8؛ بحار الأنوار: 70/ 318، باب 137، حديث 6.
(8)- تحف العقول: 372؛ بحار الأنوار: 75/ 256، باب 23، ذيل حديث 108.
(9)- مكارم الأخلاق: 463.
(10)- نهج البلاغه: خطبه 216.