انسان موجودى مركّب از عقل و قلب و نفس و جسم است.
براى هر يك از نواحى وجود انسان خوبيها و بديهائى وجود دارد، همه خوبيها از جانب حق، و تمام بديها سرچشمهاش خود انسان است.
از جانب وجود مقدسى كه در قرآن مجيد به اوصافى چون رحيم، رحمن، رب، ودود، غفور، كريم، لطيف، رؤوف، بارى، مصوّر، قدوس، عزيز، ياد شده جز خير و خوبى و رحمت و بركت صادر نمىشود.
جهل و حقد و حسد و كينه و كمظرفيتى، و حرص و طمع، و سستى و تنبلى، غير از بدى و شرّ و خسارت و زيان محصولى ندارد.
معرفت و دانش، بصيرت و بينش، حداقل به اندازهاى كه چرخ زندگى را بگرداند، و حيات باطنى و ظاهرى را غرق نور و روشنائى كند، و امور زن و فرزند را اداره نمايد، و ديدى صحيح نسبت به هستى و عالم وجود، به انسان بدهد، كسبش براى انسان از جهتى واجب عينى و از جهت ديگر واجب كفائى است.
تحصيل مسائل اصولى مانند معرفت به حق، علم به قيامت، شناخت نبوت و ولايت، امرى ضرورى و واجب عينى است، كسب مسائل فقهى، و علوم مادى در حدّ نياز واجب كفائى است.
علمودانش، معرفت وبينش، لقمهلذيذ، وخيروخوبى پرقدرتىاستكه حضرت حق همراه باتوفيق لازمبراى رشد وكمال عقل وقوه دركانسان قرار داده است.
عقل كه خودخيرىازجانب حق است، وقتى با خير ديگركه توفيقومعرفت است رفاقت كند، دريائىازنور در باطنوجود، بوجودمىآيد كهاين نورانيتوصفا، قسمتى از امنيت باطن را تأمين مىكند، واين امنيت بطور طبيعى از جانب انسان به زن و بچه سرايت مىنمايد، و آنها هم در جنبانسان از نعمت آرامش باطن برخوردار مىگردند، و در نتيجه فضاى زندگى به نور آرامش تا حدى منوّر مىگردد.
دانش دين به اندازهاى كه واجب عينى است، و دانش فقه يعنى آگاهى به حلال و حرام، و دانش مادى به مقدارى كه لازم است، در درجه اوّل براى سرپرست خانواده، كه اداره امور زندگى به دست اوست ضرورى است، و در مرحله بعد در سايه مرد خانه كه تحقق قسمتى از زمينههاى لازم به عهده اوست، براى زن و فرزند، تا در مملكت كوچك خانه ملّتى بامعرفت و بابينش و بابصيرت، و آگاه و بيدار در كنار هم زندگى كنند، و از شرّ جهل و زيان بىسوادى، و خسارت نفهمى درامان باشند.
آرى معرفت به اندازه سعه وجوديش امنيت ايجاد مىكند، و جهل و بىسوادى زيان و خسارت.