در اين كه دوران حمل براى هر زنى ناراحت كننده و كسالتآور است شكّى نيست، مادرانى كه رنج اين دوران را چشيدهاند و ناراحتى آن را ديدهاند، اگر به خاطر عشق فرزند نبود، از حامله شدن دوباره مىگريختند، چه در اين دوران دستگاههاى مختلف بدن زن به فعاليت عجيبى مىافتد.
بعضى از غدد مترشحه داخلى، ترشحات فراوانتر دارند، و سوخت و ساز بدن بيشتر و سريعتر مىشود، ولى اغلب به علت بىميلىهاى ظاهرى يا تهوعهاى بيجا، زن باردار نمىتواند غذا بخورد و خود را سالم نگهدارد.
عدهاى از خانمها نيز براى حفظ سلامت خود و جلوگيرى از چاقى و يا بزرگ شدن جنين در شكمشان رژيمهاى مخصوص و سخت مىگيرند و سعى مىكنند در اين دوران، خود را از اغلب غذاهاى لازم محروم سازند تا حتىالامكان وزنشان زياد نشود، و يا نوزاد خيلى رشد نكند، كه پوست شكم آنها خراب شود، و چين بخورد، يا موقع حمل ناراحتىها را دوچندان سازد، غافل از اينكه زن حامله بايد در نظر بگيرد كه از ابتداى حاملگى ديگر يك نفر نيست، بلكه دو نفر است، و در تمام دوران حمل لازم است رژيمى داشته باشد، كه سلامتى خود و فرزندش را تأمين كند، نه اين كه از خودش پس از خاتمه حاملگى رگ و پوستى مانده باشد، و نوزادش نيز به علت بىغذائى ضعيف و ناتوان به دنيا آيد.
براى اين كه دوران حمل به راحتى بگذرد، و زن باردار نه زياد چاق شود كه بيمار گردد، و نه آنقدر لاغر بماند كه نتواند بار حمل و رشد كودك را تحمل كند، بايد ميزان غذاى روزانه او را با دستور صحيح تعيين كرد، و كالرى مورد نياز يوميه را با كمال دقت به او رساند.
در زنان حامله به علت ازدياد ترشحات غدد مترشحه داخلى سوخت و ساز بدن سريعتر مىشود، لذا خودبخود اغذيه مصرفى بهتر و زودتر جذب مىگردند، و بنابراين اگر وجود جنين نبود، زن فوراً چاق مىشد، ولى ازدياد فعاليت فقط به علت وجود جنين است، و بنابراين براى رشد سريع اوست، و در صورت كسر تغذيه بدن مادر، مجبور است از ذخائر سابق كه در كبد و مغز استخوان و ساير نقاط بدن مادر مانده استفاده كند و كسرى خود را جبران نمايد.
كودك در رحم براى تشكيلات مختلف وجود خود احتياج به موادّ آهكى و آهنى دارد، و برابر يك مثل مشهور، عقيده دارند كه نوزاد خود را از آهن و كلسيم مىسازد.
آهن براى ساختمان خون نوزاد مورد نياز است و بدون آن هموگلوبين كه هسته اوليه گلبولهاى خون است ساخته نخواهد شد، و نوزاد مجبور است از آهن ذخيره مادر مصرف كند، لذا مادر به تدريج كمخون مىشود، و بدون ترديد نوزاد نيز پس از ولادت كمخون خواهد بود.
براى اينكه مادر، خوب بتواند آهن مورد نياز خود و نوزادش را تأمين كند، بايد روزانه مقدار لازم حبوبات مثل لوبيا، باقلا، عدس، و يا ساير اغذيه آهندار مثل جگر سياه، گوشت، و بالاخره ميوههاى آهندار مثل سيب، انگور، خرما و امثال آنها را مصرف كند.
مواد آهكى اولين سنگ بناى ساختمان بدن نوزاد هستند، چه نوزاد براى تشكيلات استخوانى خود در دوران زندگى داخل رحم، لااقل به 50 40 گرم مواد آهكى نيازمند است و مادر بايد اين مقدار كلسيم را به تدريج همراه غذاى روزانه بخورد، تا به مصرف استخوانبندى جنين برسد، و در غير اين صورت جنينى كه براى تشكيلات خود احتياج به مواد آهكى دارد سعى مىكند، از كلسيم موجود در بدن مادر استفاده كند، لذا مادر بهتدريج استخوانهايش سست مىشود، دندانهايش كرمخورده مىگردد، موهاى سرش مىريزد، و روز به روز به طرف ضعف و ناتوانى مىرود.
مواد آهكى را به صورت لبنيات و اقسام مختلف آن مثل شير، پنير، و ماست، و سرشير و يا حبوبات مثل گندم و جو يا ميوهها مانند گلابى و سيب و امثال اينها مىتوان به مادر خورانيد و از اين راه به تغذيه جنين و رشد او كمك كرد.
اسلام عزيز جهت حفظ سلامت مادر در دوران باردارى، و رشد جنين از جهت جسم و عقل، و زيبا ازكاردرآمدن كودك در رحم دستورات خاص ديگرى در تغذيه مادر، و تغذيه طفل پس از ولادت دارد، كه آنها را در كتب مربوطه مطالعه كنيد.
نوع لباس، رنگ لباس، كفش، رفتوآمد مادر، رفتوآمد افراد محرم و نامحرم در خانه در ايام باردارى زن، و آنچه كه بايد در آن دقت شود، مسائلى است كه فرهنگ پاك حق نسبت به آن راهنمائى دارد.
مادر در ايام حمل، اگر از ذكر خدا، شركت در مجالس الهى، خواندن قرآن، توجه به واجبات، حفظ آرامش غفلت نورزد، در روان و مغز كودك، و رشد روحى و معنوى او اثر بسزائى دارد.
خودِ باردارى در آئين الهى نوعى عبادت، و ثوابى عظيم بر آن مترتب است.
رسول حق (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود:
بَلى اذا حَمَلَتِ الْمَرْأَهُ كانَتْ بِمَنْزِلَهِ الصّائِمِ الْقائِمِ الْمُجاهِدِ بِنَفْسِهِ وَمالِهِ فى سَبيلِ اللّهِ ...
آرى وقتى زن حامله مىشود، به منزله انسان روزهدار، شببيدار براى عبادت، و مجاهد به جان و مال و در راه خدا است.
البته زن و مرد با رضايت يكديگر مىتوانند خود را از بچهدار شدن معاف كنند، ولى با اين كار تجارت بسيار پرسودى را از دست خواهند داد، و در مسئله بچهدار شدن هم نبايد بىقيد و شرط زيست، بلكه لازم است توان و تحمل روحى و بدنى، و حوصله و استقامت خود را نسبت به تربيت اولاد و توجه به او، و بهعهدهگرفتن مخارجش ملاحظه كرد، مبادا تعداد اولاد به اندازهاى شود، كه پدر و مادر از عهده رعايت آنها برنيايند، و خداى ناخواسته افرادى بارآيند، كه مردم از دست آنان بر پدر و مادرشان نفرين كنند.