شيخ اعظم، فقيه بزرگ، خاتم مجتهدان مادرش را تا نزديك حمّام به دوش مىگرفت و او را به زن حمامى سپرده، مىايستاد، تا بعد از پايان كار او را به خانه برگرداند.
هر شب به دستبوسى مادر مىآمد، و صبح با اجازه او از خانه بيرون مىرفت.
پس از مرگ مادر به شدت مىگريست فرمود گريهام براى اين است كه از نعمت بسيار مهمى چون خدمت به مادر محروم شدم، شيخ پس از مرگ مادر با كثرت كار و تدريس و مراجعات تمام نمازهاى واجب عمر مادرش را خواند، با آنكه مادر از متديّنههاى روزگار بود.