منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد ششم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
بيشتر نارسايىهاى روحى و روانى و جسمى انسان تا آسيبهاى اجتماعى و زيستى او در هر زمان به ويژه دوران تمدن بشرى معلول فقر دينى و اخلاقى و وابستگى شديد به ظاهر پر زرق و برق دنياى فريبنده است. و همه دردهاى بشرى در سايه عمل به دستورهاى انبيا و اولياءاللّه قابل درمان است. در قيامت دوزخيان نمىتوانند از نعمتهاى بهشتى بهره گيرند اين محروميّت در حقيقت يك نوع تحريم تكوينى است؛ زيرا قرآن دليل اين محروميت را بازيچه قرار دادن دين و آيين برشمرده است و با ذكر صفات دوزخيان از جمله آن سرنوشت شوم را به دست خودشان فراهم ساختهاند كه مىفرمايد:
الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَوةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَآءَ يَوْمِهِمْ هذَا وَمَا كَانُواْ بَايتِنَا يَجْحَدُونَ» «1»
آنان كه دينشان را سرگرمى و بازى گرفتند و زندگى دنيا آنان را فريفت، پس ما امروز از ياد مىبريمشان، همان گونه كه آنان ديدار امروزشان را از ياد بردند وهمواره آيات ما را انكار مىكردند.
اين امور سبب شد كه آنها در لجنزار شهوات فروروند و مؤاخذه رستاخيز را به دست فراموشى بسپارند. گفتار پيامبران و آيات حق را انكار كنند. پس خداوند هم آنان را فراموش كند كه بدترين درد در قيامت است. چون كسى كه مسائل سرنوشتساز خود را جدى نگيرد به كفر مطلق و انكار همه حقايق مىرسد. و دين براى او دردمند و دست و پاگير خواهد بود.
در مواعظ حضرت على عليه السلام آمده است:
پيرمردى رنج سفر كشيده از ايشان درباره شديدترين مصيبت پرسيدند، فرمود: مصيبت در دين. «2» دين گريزى، بزرگترين مصيبت است. آن كه دين را از دست دهد در ورطه كفر و گمراهى مىافتد و در حقيقت دين غارت شده، كه بد دردى است.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
إِذا حَضَرَتْ بَلِيَّةٌ فَاجْعَلُوا أَمْوالَكُم دُونَ أَنْفُسِكُم، وَ إِذا نَزَلَتْ نازلةٌ فَاجْعَلُوا أَنْفُسَكُمْ دُونَ دِينِكُم وَ اعْلَمُوا أَنَّ الهالِكَ مَنْ هَلَكَ دِينُهُ وَ الحَريبَ مَنْ حُرِبَ دِينُهُ. «3»
چون بلايى فرا رسد مالهاى خود را سپر جانهايتان كنيد و چون حادثهاى پيش آيد جانهايتان را فداى دينتان كنيد. و بدانيد كه هلاك گشته كسى است كه دينش هلاك شده باشد و غارت شده كسى است كه دينش به غارت رفته باشد.
حضرت صادق عليه السلام درباره وضعيت مرد مؤمن آل فرعون در ذيل آيه: فَوَقاهُ اللَّهُ سَيَاتِ مَا مَكَرُواْ ...» «4» فرمود:
منظور مؤمن آل فرعون است به خدا سوگند او را قطعه قطعه كردند امّا خداوند نگذاشت كه به دينش آسيب برسانند. «5» حكايت بسيارى از انبياى الهى و صالحان زمين اين گونه است كه جسمشان در زير آماج شكنجهها و آزارهاى سخت قرار مىگرفت ولى هرگز آنان دينشان را با دنياى مشركان و كافران معامله نكردند.
به اين جهت حضرت صادق عليه السلام در هر مصيبتى دعا مىفرمود:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى لَمْ يَجْعَلْ مُصيبَتى فى دِينى. «6»
خدا را سپاس كه مصيبت مرا در دينم قرار نداد.
ريشههاى گريز از دين
بخش عمده از مصايب دينى مربوط به ريشههاى گريز از دين است. از نظر قرآن مجيد گريزهاى انسان برگرفته از خلق و خو و روحيات اوست. راه دين روشن و هموار است ولى دل بيمار و چشم آلوده، تاريك بين است. با بررسى آيات ريشههاى اصلى دين گريزى به شرح زير است:
1- انديشيدن در آفرينش جهان و نياز انسان به خالق قادر، او را به مبدأ هستى و برنامه دين رهنمون مىسازد ولى بىخردى و تفكّر نكردن در هدف و آثار و نشانههاى خلقت، انسان را به كوردلى و بيهودگى و پوچى مىرساند.
2- دين خدا با سرشت و فطرت آدمى هماهنگ و استوار است ولى گروهى از مردم از حقيقت فطرى فرار مىكنند و دين باور نيستند.
3- توجه به راهنمايى انبيا و برنامههاى تربيتى اولياى الهى در ساختن بشر مؤثّر است ولى بىاعتنايى به آموزههاى انسانساز؛ بشر را گمراه مىسازد.
4- آيات و پندهاى قرآن مجيد وسيله شناخت حق و باطل و خير از شر است ولى انسان ضعيف از كتاب اللّه فاصله مىگيرد و بهره كافى نمىبرد.
5- استدلال و معجزات و نشانههاى آفرينش، ابزارى براى اثبات حقّانيت دين است. ولى مردم با بهانه جويى و مشكل تراشى با آيات حق مقابله مىكنند.
6- سنّتهاى غلط و خرافات و باورهاى نادرست پيشينيان سدى در برابر پيشرفت دين است و مردم با پيروى از نياكان خود از دين باورى مىگريزند.
7- نيازمند بودن انسان به غنى مطلق؛ وابستگى روحى و روانى در وجود او پديد مىآورد، امّا رفاه و آسايش زياد به خاطر غرق شدن در ماديات او را از خالق يكتا غافل مىكند. و سبب پيدايش روحيه خودخواهى و غرور و فراموشى عيوب نفس مىگردد.
8- پيروى از هواى نفس و آرزوهاى دراز و حسدورزى از انگيزههاى رد دعوت پيامبران و انكار ولايت جانشينان برحق آنان بوده است. يكى از مصايب بزرگ دينى كه بر بشر كنونى وارد شده، كنار زدن جانشينان برحق پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله بود؛ پس منافقان مسير اسلام را منحرف ساختند و جمعيت مسلمان را متفرق نموده و مذاهب پراكنده به وجود آوردند.
9- دنيادوستى، ريشه بسيارى از مفاسد است. علاقه زياد به دنيا و دنياپرستى سبب مىشود كه عدهاى اين را در اعتقاد يا در عمل كنار بگذارند. هر چند سرچشمه همه اينها بىخردى و بىسوادى است. ولى از عوامل اصلى مبارزه مستكبران با پيامبران و ائمه اطهار عليهم السلام و مجريان دين، حب دنيا بوده كه دين را مانع هواهاى نفسانى و راه حق را مزاحم خواهشهاى حيوانى مىديدهاند.
10- بيمارىهاى اخلاقى مانند دورويى، كوردلى، خودبينى، چشم تنگى، ناشنوايى مصلحتى، از موانع بزرگ تسليم و پذيرش دين حق بوده است؛ پس تكبر كافران و منافقان صدر اسلام اجازه نمىداد كه آيات خداوند يا اندرزهاى پيامبر خدا را بشنوند بلكه آنها را وعده فريب مىدانستند و حتى در مقابله با حق درخواست عذاب مىكردند؛ زيرا تكبر آنان ريشه در تكبّر شيطان داشت و كبر سبب انكار حق و حقيقت مىشود.
امام صادق عليه السلام به عبداللّه بن سنان مىفرمايد:
سَتُصيبُكُم شُبْهَةٌ فَتَبْقُونَ بِلا عَلَمٍ يُرى وَ لا إِمامٍ هُدى وَ لا يَنْجُو مِنها إِلَّا مَنْ دَعا بِدُعاءِ الغَريقِ. قُلتُ: كَيْفَ دُعاءُ الغَريقِ؟ قالَ: يَقُولُ: «يا اللَّهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ ثَبِّتْ قَلبِى عَلى دِينِكَ.» «7»
به زودى به شبههاى گرفتار خواهيد شد كه نه نشانهاى براى پيدا كردن راه خواهيد ديد و نه پيشوايى كه هدايتتان كند، از آن شبهه تنها آن كسى رهايى يابد كه دعاى غريق را بخواند. عرض كردم: دعاى غريق چگونه است؟
فرمود: مىگويى خدايا! بخشايشگر! مهربانا! اى دگرگون كننده دلها! دل مرا بر دينت استوار بدار.
بدترين بدبختى
شدت شقاوت و بزرگى نامحدود آن در ذات عمل سبب دخول در آتش است.
امام على عليه السلام فرمود:
وارِدُ النَّارِ مُؤبَّدُ الشَّقاءِ. «8»
آن كه به دوزخ درآيد براى هميشه بدبخت است.
اعطاى آرامش و امنيت از سوى حق تعالى در قيامت، تنها در گرو ايمنى از شر نفس و ايمنى ديگران از شر نفس او در دنياست.
كسى كه از شرارت نفس اماره خود در امان نيست و ديگران از بازىهاى نفسانى او امنيت ندارند هرگز در روز معاد به نجات دست نمىيابد.
امروز روز عمل و شتاب در گردآورى گنجينههاى ثواب و خير است. امروز مىتوان به در خانه خدا رفت و براى آينده خود محصولى كاشت تا در روز جزا حرمان درو نكنى و حسرت نخورى.
چه بسيار حضرت حق تعالى هشدار داد و فرمود:
فَأَنذَرْتُكُمْ نَارًا تَلَظَّى* لَايَصْلهَآ إِلَّا الْأَشْقَى* الَّذِى كَذَّبَ وَ تَوَلَّى» «9»
پس شما را از آتشى كه زبانه مىكشد بيم مىدهم.* [كه] جز بدبختترين مردم در آن در نيايند.* همان كه [دين را] تكذيب كرد و از آن روى گردانيد.
شقاوت به معناى فراهم آوردن اسباب كيفر و مجازات و بلاست و شقاوتمندان در دل دوزخ و انواع عذابها گرفتارند كه نتيجه اعمال و گفتار و نيّات انسان در دنياست. اين سرانجام شوم و تاريكى مطلق و سوزناك بازتاب عملكرد آدمى در زندگى است كه به دست خود آتش ساخته است.
آنگاه خداوند مىفرمايد:
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِى النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَ شَهِيقٌ» «10»
اما تيرهبختان [كه خود سبب تيرهبختى خود بودهاند] در آتشاند، براى آنان در آن جا نالههاى حسرتبار و عربده و فرياد است.
در آتش بودن از همين دنياست ولى پرده خاكى بر آن كشيده شده، آدميان در خير و شر آزاد باشند و آب زندگى در جريان باشد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
مؤمن پيوسته از بدفرجامى هراسان است و تا زمان جان كندن و ظاهر شدن ملك الموت؛ يقين ندارد كه به رضوان و خشنودى الهى خواهد رسيد!؟ «11» مولا على عليه السلام مىفرمايد:
إِنَّ حَقِيقَةَ السَّعادَةِ أَنْ يُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالسَّعادَةِ وَ إِنَّ حَقيقَةَ الشَّقاءِ أَنْ يُخْتَمَ لِلْمَرْءِ عَمَلُهُ بِالشَّقاءِ. «12»
خوشبختى حقيقى آن است كه كار انسان به خوشبختى ختم شود و بدبختى واقعى آن است كه فرجام كارش با بدبختى همراه شود.
از حضرت على عليه السلام پرسيدند:
اىُّ الْخَلْقِ أَشْقى؟ قالَ مَنْ باعَ دِينَهُ بِدُنْيا غَيْرِهِ. «13»
كدام مردم بدبختترند؟ فرمود: آن كه دينش را به دنياى ديگرى بفروشد.
دين فروشى از آن دسته خسارتهاى بزرگى است كه عاقبت انسان را به شر سوق مىدهد و انسان را رسواى آخرت مىسازد. و برخى هم دنيا را به خاطر پستى آن رها مىكنند پس از ارزشهاى دنياى خوب دورى مىكنند و آنها هم ضرر مىبينند.
از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيدند: بدبخت بزرگ كيست؟ فرمود:
بدبخت كسى است كه دنيا را به خاطر دنيا رها نمايد و بدين سبب دنيا را از دست دهد و آخرت را زيان كند. «14» پس حضرت خطاب به قاضى شريح بن حارث فرمود:
فَانْظُر يا شُرَيْحُ لا تَكُونُ ابْتَعْتَ هذِهِ الَّدارَ مِنْ غَيْرِ مالِكَ اوْ نَقَدْتَ الثَّمَنَ مِنْ غَيرِ حَلالِكَ، فَاذا أَنْتَ قَدْ خَسِرْتَ دارَ الدُّنيا وَ دارَ الآخِرَةِ. «15»
اى شريح، مواظب باش كه اين خانه را از غير مال خود نخريده، يا قيمت آن را از غير مال حلال نداده باشى كه در اين صورت دچار خسارت دنيا و آخرت شدهاى.
سختترين عذابها
در بررسى روايات معصومين عليهم السلام سختترين عذابها و جاودانگى آنها در قيامت براى افراد خاصى دردناكتر است.
1- دانشمندى كه دانشش بر او بهره نداشته باشد
2- كسى كه پيامبرى را كشته باشد يا به دست پيامبرى كشته شده باشد.
3- پيشوايى كه مردم را به گمراهى بكشاند.
4- كسى كه پيكرتراش و نمونه خدايى را مىسازد.
5- شخصى كه خوبى را با بدى جواب مىدهد.
6- آن كس كه از قضاى الهى خشمگين و ناخشنود باشد.
7- كسى كه بنده حرص و طمع باشد.
8- انسان جاهل و نادانى كه راهى نمىشناسد.
بنابراين بايد همتى كرد و دامن از آتش بدى برچيد كه حضرت على عليه السلام مولاى عارفان فرمود:
إِجْعَلْ كُلَّ هَمِّكَ وَ سَعْيِكَ لِلْخَلاصِ مِنْ مَحَلِّ الشَّقاءِ وَ الْعِقابِ وَ النَّجاةِ مِنْ مَقامِ البَلاءِ وَ الْعَذابِ. «16»
تمام كوشش و تلاشت را براى رهايى از جايگاه بدبختى و كيفر و نجات از سراى بلا و عذاب قرار ده.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- أعراف (7): 51.
(2)- بحار الأنوار: 74/ 380، باب 15، حديث 1؛ معانى الأخبار: 199.
(3)- الكافى: 2/ 216، حديث 2؛ بحار الأنوار: 65/ 212، باب 23، حديث 2.
(4)- غافر (40) 45.
(5)- تفسير القمى: 2/ 258، ذيل آيه 45 سوره غافر.
(6)- الكافى: 3/ 262، حديث 42؛ وسائل الشيعة: 3/ 247، باب 73، حديث 3536.
(7)- بحار الأنوار: 52/ 148، باب 22، حديث 73؛ كمال الدّين: 2/ 352، حديث 50.
(8)- غرر الحكم: 169، حديث 3338.
(9)- ليل (92): 14- 16.
(10)- هود (11): 106.
(11)- بحار الأنوار: 24/ 26، باب 25، حديث 4؛ تفسير الامام العسكرى عليه السلام: 239، حديث 117.
(12)- بحار الأنوار: 68/ 364، باب 90، حديث 3؛ معانى الأخبار: 345.
(13)- بحار الأنوار: 72/ 301، باب 76، حديث 1؛ الأمالى، شيخ طوسى: 435، حديث 974.
(14)- بحار الأنوار: 100/ 14، باب 1، حديث 68؛ عدّة الدّاعى: 103.
(15)- نهج البلاغه: نامه 3.
(61)- غرر الحكم: 144، حديث 2591.