وقتى نوبت به انسان رسيد از سه طريق هدايت خود را نصيب انسان كرد. اول: از طريق فطرت و عقل. دوم: از طريق نبوت انبيا و امامت امامان. سوم: از طريق كتب آسمانى و قرآن كريم.
در مجموعه اين سه رشته، دوتا برنامه براى بشر بيان كرد و تمام. يكى تمام خوبىها را و يكى همه بديها را و بعد با زبان فطرت و با زبان انبيا و با زبان آيات از بشر دعوت كرد به همه خوبىها آراسته شو و از هر چه بدى است جدا بمان.
اما در قرآن كريم:
« وَ قَلِيلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّكُورُ »
با اين كه هدايت من به نفع دنيا و آخرت انسان است:
« أَلَمْ نَجْعَل لَّهُ عَيْنَيْنِ * وَ لِسَانًا وَ شَفَتَيْنِ * وَ هَدَيْنَـهُ النَّجْدَيْنِ »
چشم به شما ندادم كه ببينيد، زبان ندادم بپرسيد و اعلام كنيد و همه بدىها و خوبىها را براى شما نگفتم؟ اقرار به اين واقعيات نمىكنيد.
تا بىخبرى ز ترانه دل
هرگز نرسى به نشانه دل
روزانه نيك نمىبينى
بى نان و آب شبانه دل
تا چهره نگردد سرخ از خون
كى سبزه دمد ز دانه دل
از خانه كعبه چه مىطلبى
اى از تو خرابى خانه دل
از موج بلا ايمن گردى
آنگه كه رسى به كرانه دل
در مملكت سلطان وجود
گنجى نبود چو خزانه دل