مطلبى در آيات قرآن مجيد است كه فراوان به چشم مىخورد و كمتر سورهاى در قرآن هست كه اين مطلب صريح و روشن و آشكار در آن ذكر نشده باشد. اگر در قرآن مجيد هم نبود، تك تك مردان و زنان عالم آن را قبول داشتند.
خطرات فراوانى به صورت مايه و به تعبير علمى به صورت قوه و استعداد از درون بشر، بشر را تهديد به تخريب بناى شخصيت، كرامت، ارزش انسان و تهديد به محروم شدن انسان از سعادت و سلامت مىكند؛ چه در دنيا، براى آنهايى كه فقط دنيا را قبول دارند و چه در آخرت، براى آنهايى كه به توفيق حق ايمان به آخرت دارند و در بيرون از وجود انسان، برنامهها و امورى است كه مىتوانند خيلى راحت و آسان با اين مايههاى خطر دست به يكى شده و هم آغوش شوند و بشر را زير بار طاقت فرساى خودشان پايمال كنند، و او را از اهدافى كه پروردگار در خلقت او داشته دور كنند و نگذارند اين چند روزى كه
در دنيا به سر مىبرد، با پروردگار عالم معامله كند و ارتباط برقرار كند و زمينههاى ظهور حالات عاليه انسانى را در خودش ظهور بدهد.
آيا در بين همه مردان و زنان عالم، كسى هست كه منكر غرور و حسد و بخل و هواى نفس و عناد و لجبازى بشود؟ منكر كينه ورزى و دشمنى و بد دلى و سوء ظن باشد؟ منكر ريا و نفاق و دورويى و كوردلى باشد؟ شما از تك تك مردم كه بپرسيد جواب مىدهند: اينها يا در وجود بشر كار مىكند، يا لااقل در كمين او هست.