پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

 كنجكاوى ملائكه از وجود انسان

كنجكاوى ملائكه از وجود انسان

ملائكه اعتراضى نداشتند، چون خدا را مى‏شناختند، مى‏دانستند كه پروردگار عالم كارش بر اساس حكمت است، اما براى اين كه اين مسأله برايشان حل بشود كه چنين موجودى براى چه آفريده مى‏شود:

 « أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَآءَ »

 مى‏خواهى موجودى را در زمين قرار دهى كه فساد كند، يك فساد همه جانبه، فساد در مال، فكر، اعتقاد، عمل، سياست، شهوت و اخلاق؛ بيان نكرده‏اند چه فسادى و كلى گفته‏اند كه عناصر مادى كه در ساختمان اين موجود به كار مى‏برى، اين عناصر اقتضا دارد كه اين موجود در ارتباط با آنچه نعمت در دنياست، فساد كند، زندگى را نا امن كند، عهد شكنى كند، مردم راگمراه كند، خود را گمراه كند، نعمت‏ها را در غير جاى خودش استفاده كند، اراده دارى چنين موجودى را خلق كنى،

 « وَ يَسْفِكُ الدِّمَآءَ »

 و موجودى كه به خون همجنس خود هيچ احترامى نكند، خون بريزد، هزارتا هزارتا را بكشد؛ اين حقيقتى بود كه ملائكه از خلقت مادى انسان به آن منتقل شدند كه اين موجود با اين وضعش فاسد است، فساد مى‏آورد، اين يك مسأله.

منبع
  • پایگاه عرفان