قطعه سوم: مربوط به ديد و بصيرت وجود مبارك اميرالمؤمنين عليهالسلام است كه در يك نامه كوتاه به سلمان نوشتند: سلمان!
«فالخوض فى الدنيا سهل»
افتادن در امور مادى خيلى آسان است، اين قدر كانال وجود دارد كه از طريق آن كانالها انسان به آسانى، در امور مادى بيفتد، اين قدر افراد هستند كه سن بالايى ندارند ولى ميلياردها تومان در ايران و ميلياردها پوند و دلار در اروپا و آمريكا پول دارند، آيا مال زحمت بازوست يا از كانال دوز و كلك است، آيا از براى درستى و كار مشروع است يا مال جادههاى انحرافى است.
اين قدر جوان در دنيا هست كه به آسانى در شهوتها افتادهاند؛ آرى، اكنون افتادن در شهوت با يك نگاه، با دوتا نامه، با دو تا تلفن، ميسر است، چالهها و چاههاى شهوت همه جا كنده شده، در فيلمها، پاركها، خيابانها، ادارات، مراكز خصوصى، نهادها كارى ندارد، كافى است يك تاجر به جاى اين كه يك جوان بيكار متدينى را استخدام كند، يك دختر بيست ساله را براى ماشين نويسى و رياست دفترش انتخاب كند و بعد هم او را وسوسه كند كه من همسرم خوب نيست و بعد هر چه پول بخواهى مىدهم و در دام شهوت بيفتد.
اى سلمان! افتادن در امور مادى خيلى آسان است و اما روزى كه در اين امور افتاد، تا بخواهد به سلامت ايمان و سلامت نفس و انسانيت، از اين گرفتارى بيرون بيايد، بسيار كار مشكل و غير ممكنى است.
«والخروج منها مع السلامة شديد»
ممكن است رهايى يابد، اما وقتى كه ديگر پير شده و نمىتواند شهوترانى كند و ايمان و هويت انسانى را از دست داده است، و بايد به طرف جهنم حركت كند،پس با حفظ سلامت بيرون آمدن، بسيار مشكل است كه كسى از اين چاهها رهايى يابد و با خدا آشتى كند و به سوى پروردگار عالم برگردد.
« ثُمَّ كَانَ عَـقِبَةَ الَّذِينَ أَسَــٔواْ السُّوأَى أَن كَذَّبُواْ بِـٔايَـتِ اللَّهِ »
عاقبت ماندن در اين چاهها اين است، كه بشر با آيات خدا و خود خدا و انبيا قطع رابطه كامل مىكند، اين هم يك قطعه.