پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

شناخت معايب كلام‏

شناخت معايب كلام‏

خوش به حال آن كس كه از طريق عنايت حق كلام معيب و صواب و فوائد خاموشى را شناخته كه خاموشى، اخلاق پيامبران و شعار برگزيدگان حق است.

[وَمَنْ عَلِمَ قَدْرَ الْكَلامِ أحْسَنَ صُحْبَةَ الصَّمْتِ، وَمَنْ أشْرَفَ عَلى‏ لَطائِفِ الصَّمْتِ وَائْتُمِنَ عَلى‏ خَزائِنِهِ كانَ كَلامُهُ وَصَمْتُهُ عِبادَةً]

هر كه قدر و اندازه كلام را بشناسد و به صحيح و غلط و حق و باطل آن راه برد، البته مصاحبت و رفاقت با خاموشى را نيكو خواهد شمرد و هر كه بر لطايف و فوايد خاموشى آگاه شد و خاموشى را نگهبان امين اسرار و حقايق قلبى خود قرار داد، كلام و سكوتش عبادت است.

 [وَلا يَطَّلِعُ عَلى‏ عِبادَتِهِ هذِهِ إلّاالْمَلِكُ الْجَبّارُ]

بر قدر و قيمت و عظمت اين بندگى، جز خداى آگاه كسى آگاه نيست.

به قول عارف معارف، شيخ حسن مصطفوى:

تشخيص سخن گفتن كه آيا موافق رضاى پروردگار متعال است و آيا بر خلاف هوا و هوس و خودنمايى است و آيا به منظور اظهار حق و روى اخلاص در نيّت است و آيا نفسانى و آيا موجب نورانيّت قلب خواهد شد يا موجب كدورت و ظلمت و آيا به صلاح دين و شرع است يا به ضرر دين؟ كار هر كسى نيست.

انبيا و اوليا و آنان كه دل‏هاى منور و پاك دارند، مى‏توانند اين قسمت‏ها را تشخيص دهند و از عهده اين موضوعات به خوبى برآيند و بايد افراد متوسط تا مى‏توانند كمتر سخن بگويند و پيش از سخن گفتن، اگر چه يك جمله و بلكه يك كلمه آرى يا نه باشد، مختصر تأمّلى نمايند، يعنى متوجه باشند كه حرفى را كه مى‏خواهند بزنند، روى خودنمايى و هوا پرستى و يا اهانت به ديگرى و تحقير و يا به مقتضاى حسد و خودبينى و ساير صفات ذميمه نفسانى صورت نگيرد.

خداوندا! در زبان و در سخن گفتن آن، چه خطرهاست و چه انسان‏هايى در طول حيات به وسيله ريسمان زبان به قعر جهنم افتادند و چه نيكانى بد شدند و چه پاكانى در كنار زبان آلوده گشتند؟

خداوندا! ما در برابر اين عضو عظيم آن گونه كه بايد قدرت حفظ خود را نداريم، بر ما بيچارگان و ضعيفان رحمت‏آور و دست ناتوان را بگير و از شر هر گناهى به خصوص، گناهان زبان حفظ فرما و قفل خاموشى از غير حق براى ابد بر زبان ما بگذار.

اين بنده خطاكار در مقام مناجات با حضرت حق و التماس به پيشگاه با عظمت دوست و بارگاه رحمت حضرت يار عرضه داشته‏ام:

اى كرمت روشنى زندگى‏

 

بندگيت چشمه پايندگى‏

ارض و سما جمله زمين بوس تو

 

نغمه عشق است زناقوس تو

لذت عالم همه در ياد تست‏

 

خاطر عشاق درت شاد تست‏

گلشن عالم زتو دارد صفا

 

درد همه از تو رسد بر شفا

درد من اى دوست گناه من است‏

 

سوى عنايات تو راه من است‏

گر نپذيرى چه كند بنده‏ات‏

 

چيست بگو چاره شرمنده‏ات‏

زنگ گنه بر دل من چيره بين‏

 

روز مرا از سيهى تيره بين‏

دامن آلوده من ننگ من‏

 

واى بر اين صلح من و جنگ من‏

     

كاش نبودم به جهان اى حبيب‏

 

تا كه نمى‏گشت گناهم نصيب‏

اى غم تو روشنى شام من‏

 

محو كن از بزم گنه نام من‏

كام مرا داروى غفران بريز

 

آبرويم پيش پيمبر مريز

بار گنه پاك كن از نامه‏ام‏

 

مغفرت خويش نما جامه‏ام‏

غرقه درياى كرم كن مرا

 

مرغ نواخوان حرم كن مرا

داغ غمت بر دل مسكين گذار

 

تا كه بنالد به درت زارزار

     

منبع
  • پایگاه عرفان