پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

مباحثى پيرامون ربا

مباحثى پيرامون ربا

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد هفتم

نوشته  : حضرت آیت الله حسین انصاریان

يقينى است كه انسان براى اداره امور زندگى‏اش به انواع نعمت‏ها و وسايل طبيعى نيازمند است، و نياز او به ماديات قابل انكار نيست.

خداوند متعال سفره‏اى گسترده و پر از انواع نعمت‏ها براى انسان قرار داده و براى رسيدن به انواع نعمت‏ها كانال‏هاى مشروعى از انواع برنامه‏ها مانند زراعت، صنعت و تجارت و ساير معاملات منطقى براى وى مقرر نموده است.

اجراى اين امور كه منجر به رسيدن به لقمه پاك، و سهل شدن اداره زندگى و معيشت است «جز به وسيله تعاون و تشريك مساعى افراد نوع، امكان‏پذير نبوده و همين احتياج متقابل پايه اصلى اجتماع و تمدن بشرى است و زندگانى فرد و بقاء نوع تنها در سايه اجتماع و همراهى و الفت ميسر مى‏گردد.

بر اين پايه روح تمدن و رابطه الفت خانواده بشر بايد در همه شئون زندگى محفوظ بوده و حس تعاون و تراحم و مودت در همه حال تقويت شود، و مطابق نظامات عادلانه اقتصادى و مقياس‏هاى انسانى، بهره‏مندى و استفاده از منابع طبيعى براى همه افراد تأمين شده و در عين حال آزادى عمل و تصرف اشخاص در موضوعات اقتصادى، به رعايت مصلحت نوع و با ضرر نرساندن به ديگران محدود گردد و از گسستن تعادل كه منجر به فساد و خونريزى و بالاخره انقراض بشر مى‏گردد جلوگيرى به عمل آيد.

شريعت اسلام كه كامل‏ترين و واقع‏بين‏ترين شرايع است، به اين نكته يعنى حفظ روح اجتماع در همه مقررات اجتماعى و اقتصادى و سياسى و اخلاقى خود اهميت فراوان داده و در بيان تمدن بشر، آن را سنگ زاويه شمرده است.

گذشته از كليات نصوص كتاب و سنت كه در اين مورد پافشارى كرده است، بررسى عميق و نظر دقيق در جزء به جزء قوانين اسلام روشن مى‏سازد كه در همه شئون زندگى، مصلحت نوع را بر منفعت فرد مقدم داشته و هم‏چنين دفع مفسده را به جلب منفعت ترجيح داده است، به ويژه اگر ضرر عمومى و كلى بوده، و نفع فردى و جزئى لحاظ شده باشد.

در آيه تحريم شراب مى‏فرمايد:

در مورد شراب و قمار از تو مى‏پرسند به آنان بگو، هر دو مايه تبهكارى و گناه بزرگ است، گرچه منفعتى هم از نظر كسب و تحصيل مال در بردارد، ولى ضرر و فساد آن بسى بيشتر از منفعتى است كه در آن وجود دارد. «1» روى همين اصل و پايه مشاهده مى‏شود اسلام در عين حال كه مال را از نظر اضافه ملكيت مربوط به اشخاص مى‏داند و مالكيت خصوصى را قبول دارد، از جنبه ديگر آن را به عموم نسبت داده و قوام معيشت همگانى شناخته است و تصرفات افراد را محدود به رعايت مصلحت نوعيه يا عدم مفسده نموده است.

لا تَأْكُلُوا أَمْوالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْباطِلِ: «2»

در اموال خود به باطل دخل و تصرف نكنيد.

وَ لا تُؤْتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِياماً: «3»

سفيهان و سبك مغزان را در صرف كردن مال آزاد نگذاريد كه اين اموال مايه معيشت و قوام امر زندگى همه شماست.

به همين جهت در هر سه مرحله يعنى: به دست آوردن، نگاه داشتن، و به مصرف رسانيدن مال، شروط و حدودى معين كرده است، كه در صورت تخلف از آن مقررات، احدى يا اصلًا مالك مالى شناخته نشده، يا استقلال تصرف از او سلب شده است.

مثلًا نمى‏توان از راه‏هاى منجر به فساد و تنازع مانند: غارت، غصب، سرقت، خيانت، تدليس، اغفال، ربا مالى به دست آورد، و همه اين‏ها در قانون اسلام اكل به باطل و غير مجاز شمرده شده است.

و هم‏چنين در نگاه داشتن مال به منظور احتكار و يا بخل و مضايقه از بذل آن به مستمندان و يا امتناع از صرف در مصالح عمومى كه از آن به‏ فِي سَبِيلِ اللَّهِ* تعبير شده است احدى مجاز نمى‏باشد.

وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ ...: «4»

كسانى كه به آنچه خداوند به فضل و احسان خود در اختيارشان قرار داده بخل مى‏ورزند، تصور نكنند نفعى از آن خواهند برد، بلكه به عاقبت شوم آن دچار خواهند شد.

هم‏چنان كه انباشتن ثروت، و بخل نسبت به آن در مصارف لازم حرام است به همان صورت صرف كردن مال به شكل اسراف و تبذير و روش‏هاى سفيهانه و هوس‏آلود نيز بكلى ممنوع است:

كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا: «5»

بخوريد و بنوشيد و زياده‏روى نكنيد.

وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذِيراً: «6»

در مصرف كردن مال هيچ‏گونه حيف و ميل روا مدار.

و از سوى ديگر انسان را به اكتساب و تحصيل مال به وسيله كارهاى توليدى مانند زراعت و صنعت و تجارت كه راه طبيعى و مستقيم آن است هدايت كرده و در آيات قرآن توجه او را به بركات زمين و استفاده از آب و خاك و مواد ديگر طبيعت جهت توليد و تكثير مايه معيشت خود معطوف داشته است.

فَلْيَنْظُرِ الْإِنْسانُ إِلى‏ طَعامِهِ، أَنَّا صَبَبْنَا الْماءَ صَبًّا، ثُمَّ شَقَقْنَا الْأَرْضَ شَقًّا، فَأَنْبَتْنا فِيها حَبًّا، وَ عِنَباً وَ قَضْباً، وَ زَيْتُوناً وَ نَخْلًا، وَ حَدائِقَ غُلْباً، وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا، مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ: «7»

انسان لازم است توجه داشته باشد چگونه و از چه راهى غذايش را به دست مى‏آورد، ما آب باران را افشانديم، و زمين را شكافتيم، آنگاه انواع دانه‏ها و ميوه‏ها در آن رويانديم، و انگور و سبزيجات و زيتون و درخت خرما، و بوستان‏هاى پر از درخت تناور و بزرگ و ميوه و چراگاه، تا مايه‏ى برخوردارى شما و دام‏هايتان باشد.

و نيز خاطرنشان ساخته است كه از خاك شيرين و حاصل‏خيز مى‏توان بهره‏بردارى كرد نه از زمين شوره‏زار

وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذِي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلَّا نَكِداً: «8»

در سنت آفرينش از سر زمين پاك و مستعد گياهان سودمند به اذن خدا مى‏رويد، و از خاك‏ناقابل جز مشتى علف هرز آن هم با مشقت فراوان چيزى به بار نمى‏آيد.

و منافع دام‏پرورى را كه از فروغ فلاحت است به تفصيل گوشزد نموده است.

وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَكُمْ فِيها دِفْ‏ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ: «9»

چهارپايان را براى بهره‏مندى شما آفريد، از پشم آنها جامه‏هاى گرم كننده به دست مى‏آوريد، و سودها از آنها نصيب شما مى‏شود و از گوشتشان مى‏خوريد.

وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ جُلُودِ الْأَنْعامِ بُيُوتاً تَسْتَخِفُّونَها يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَ يَوْمَ إِقامَتِكُمْ وَ مِنْ أَصْوافِها وَ أَوْبارِها وَ أَشْعارِها أَثاثاً وَ مَتاعاً إِلى‏ حِينٍ. «10»

و از پوست چهارپايان خانه‏هاى سبك كه در سفر و حضر بكار مى‏گيريد به سود شما قرار داد و از پشم و كرك و موهاى آنها تا زمانى معين وسايل زندگى و كالاى تجارت براى شما پديد آورد.

و نيز انسان را به فعاليت در صنعت تشويق نموه و مخصوصاً او را به معدن آهن كه اساس صنايع است و در دوران صلح و جنگ منافع بى‏شمارى دارد توجه داده:

وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ: «11»

معدن آهن را به وجود آورديم، از آن ابزار جنگ مى‏توان ساخت و سودهاى فراوانى براى مردم دارد.

و هم او را به تجارت كه وسيله انتقال مواد معيشت از محلى به محل ديگر، و توزيع آن ميان مصرف كنندگان و مبادله كالاهاى مورد نياز طرفين است هدايت كرده است.

هُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ ذَلُولًا فَامْشُوا فِي مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِهِ: «12»

اوست خدائى كه زمين را به سود شما زير پاى شما هموار كرده است در مناطق و اقاليم آن سفر كنيد و روزى‏هايى را به دست آورده مصرف نمائيد.

خلاصه آن كه انسان بايد مواهب عقلى و نيروى جسمانى خود را در تهيه وسائل زندگى از طرق مقرر و طبيعى آن به كار اندازد و به موازات افزايش نسل مواد معيشت را نيز تكثير و توليد كند و با موازين عدل و انصاف همه بندگان خدا از آن برخوردار گردند و از هر آنچه كه نظام اقتصادى و عدالت اجتماعى را مختل مى‏سازد جداً پرهيز نمايند.

به طورى كه ملاحظه مى‏كنيد متأسفانه جامعه اسلامى بر خلاف آئين اسلام از ديرزمان به بلاى خانمان سوزى دچار شده و به تدريج عارف و عامى، خواه و ناخواه به سوى آن كشانيده شده‏اند معاملات ربوى است، به اين معنا كه بدهگار علاوه بر اصل بدهى خود مبلغى هم به حساب روز يا ماه يا سال در سر وعده به طلبكار بپردازد و يا در سررسيد مقدار سود را بر سرمايه افزوده و سود ديگرى بر مجموع آن ببندند كه اين يكى از ظالمانه‏ترين نوع رباخوارى و در حقيقت درندگى و خونخوارى است.

 

زشتى ربا در ملل جهان‏

تاريخ نشان مى‏دهد كه سودجوئى از راه پول در عرف ملل پيشين عمل زشت و ناپسند محسوب مى‏شده و رباخوارى و ربا خواران را نكوهش مى‏نموده‏اند و آن را ظلم مى‏شمردند.

در نظر مردم چنين رباخواران جز در وقت وام دادن مورد اعتناى مردم نبودند و بنابر يك مثل چينى قديمى دزدان عمده صرافى مى‏كنند. «13» روشن است كه ربا خواران تا چه حد نفرت‏انگيز بوده است.

در هند قرون وسطى نيز مردم از جنبه مذهبى از آن كراهت داشتند و دورى مى‏جستند، مگاستنس مى‏گويد: هنديان نه پول خود را به تنزيل مى‏دادند و نه مى‏دانستند چگونه بايد قرض كرد. «14» در ميان ايرانيان ربا خوارى رايج نبوده، ولى باز پس دادن وام را امر واجب و مقدس مى‏شمردند. «15»

 

مسئله ربا در تورات‏

در شريعت تورات نيز صريحاً از ربا منع شده است، در سفر خروج مى‏گويد: اگر نقدى را به يكى از قوم من كه در نزد تو فقير است قرض بدهى، مثل تقاضا كننده مباش و ربا بروى مگذار. «16» و در سفر لاوى آمده: و اگر برادر تو فقير شده نزد تو تهيدست شود او را دستگيرى نماى اگر چه غريب و يا ميهمان باشد.

تا آن كه با تو زندگانى نمايد نقد خود را به او به ربا مده و خوراك خود را به مرابحه به او مده. «17»

و در سفر مثنى آورده: با برادرت معامله سودى مكن نه معامله نقره نه معامله آذوقه، نه معامله هر چيزى كه جهت سود داده مى‏شود. «18» در كتاب نحميا مى‏گويد: در دلم مشورت كرده اعيان و سروران را عتاب كرده به ايشان گفتم كه از شما هر كس از برادران خود ربا مى‏گيريد و جماعت بسيارى به خلاف ايشان گذاشتم. «19» گذشته از شرايع آسمانى چنان كه ذكر شد رباخوارى در فكر ساده و بى‏آلايش ملل و اقوام پيشين يك نوع عمل ظالمانه و دور از انصاف به شمار مى‏رفته ولى بتدريج عادات زشت در آن تأثير نموده و به قياس كالا يا خانه كه به اجاره واگذار مى‏شده عنوان جديدى براى آن تراشيده و به نام اجرت و مال الاجاره متداول نمودند، ولى با تغيير دادن عنوان نمى‏شد و نمى‏تواند باشد، آثار شوم آن را از افكار عمومى و محيط اقتصادى بزدايند، چه مخصوصاً در نظام طبقاتى وسيله قاطعى در دست سرمايه‏داران و از پا درآوردن بدهكاران بود، روى اين اصل در تمدن‏هاى بعدى سود و بهره را به درصدى اندك محدود نموده و زايد بر آن را غير قانونى اعلام كردند و براى آن مجازات معين شد!

گذشته از اين كه اين محدوديت‏ها مفاسد ربا را به شرحى كه خواهد آمد از بين نمى‏برد، پايدار هم نخواهد ماند و سرمايه‏داران كه در دولت‏ها نفوذ دارند مترصد فرصت‏اند كه با تراشيدن عنوان تازه مثلا بنام اين كه تسهيل و توسعه وام جهت امور توليدى بالا بردن ميزان سود را ايجاب مى‏كند دولت‏ها را وادار به تجديد نظر در قانون محدود كردن سود بنمايند و تحديد ميزان سود را به توافق طرفين موكول كنند و به بيان ديگر و صريح‏تر:

دست سرمايه‏داران رباخوار را باز بگذارند تا آنان آزادانه حداكثر فشار و استثمار را به طرف مقابل مضطر و نيازمند زير سرپوش توافق تحميل نمايند.

 

ربا از ديدگاه اسلام‏

قانون‏گذار اسلام كه به طبع آزمند و افزون طلبى بشر آگاه است و مى‏داند در اين قبيل مواد، كم آن منتهى به زياده‏روى و بتدريج منجر به فساد مى‏گردد، راه پيشروى و دستبرد به حصار قانونى را كاملًا بسته است و مثلًا از خوردن يك جرعه نوشابه مسكر و يا كسب يك درهم ربا جلوگيرى كرده است و علاوه بر اين كه در مورد قرض سودجوئى را به طور كلى تحريم نموده، از نظر محافظت حريم قانون در خريد و فروش نيز در همه اشياء كه به وزن و يا كيل سنجش مى‏شود در صورتى كه عوضين معامله از يك جنس بوده باشد كم و بيش بودن عوض مقابل را ممنوع نموده است. و گناه يك درهم رباخوارى را اگرچه فرضا در مقابل ميليون‏ها وام و سال‏ها مهلت باشد بيشتر از گناه آن سيه‏كار پليد كه در خانه كعبه با مادر خود مرتكب فحشاء گردد به حساب آورده، در حديثى از رسول اكرم است:

«الربا سبعون جزءاً فايسرها مثل ان ينكح الرجل امه فى بيت‏الحرام:» «20»

گناه رباخوارى هفتاد بخش است كه آسانتر و سبك‏ترش مانند آن است كه مرد در خانه كعبه با مادر خود جمع شود.

«و من اكل الربا ملأ الله بطنه من نار جهنم بقدر ما اكل و ان اكتسب منه ما لا لم يقبل منه شيئاً من عمله و لم يزل فى لعنة الله و الملائكة ما كان عنده منه قيراط:» «21»

كسى كه ربا بخورد به همان اندازه كه خورده است، خداوند شكمش را از آتش دوزخ پر خواهد كرد و چنانچه مالى از طريق ربا به دست آورد هيچ يك از اعمال حسنه او را قبول نمى‏كند، و تا زمانى كه قيراطى از آن مال نزد اوست و به صاحبش مسترد نساخته گرفتار لعنت خدا و فرشتگان خواهد بود.

و لحن قرآن چنان كه در آيه مورد تفسير خوانديد، در مورد ربا بسيار تند و هراس‏انگيز است و در هيچ يك از معاصى كبيره جز در خصوص شرك به خداوند جهان نظير آن وارد نشده است.

بررسى آيات ربا در پايان سوره بقره و برخى از سوره‏ها اين مطالب را به روشنى مى‏رساند.

1- رباخوارى با ايمان به خدا و رسول او و روز جزا منافات دارد و جمله‏ى‏ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ‏ در آيه‏ى 278 سوره‏ى بقره و أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ‏ در آيه‏ى 130 سوره‏ى آل‏عمران به آن تصريح مى‏نمايد.

2- با آلودگى به گناه ربا اميد به آسايش در دنيا و رستگارى در آخرت بى‏مورد است، و رباخواران در زمره‏ى منكران و كافران گرفتار آتش قهر الهى خواهند بود.

3- حالت رباخواران شبيه به حالت شخص مصروع است كه در آن حال هرگز به مفاسد ناشى از عمل خود توجه ندارد و در خراب‏كارى هم چنان پيش‏ مى‏رود و به حكم آن كه سجاياى نفس در جوهر آن ثابت مى‏ماند و بصورت متناسب با آن سجايا در مى‏آيد، طبعاً در جهان ديگر نيز با قيافه مصروعانه و رسوا بپاى برمى‏خيزد.

4- آزمندى و سودپرستى فكر صحيح را از مغز عليل آنان ربوده و به غلط مى‏پندارند، ربا هم مانند خريد و فروش است كه علاوه بر سرمايه، سودى هم عايد فروشنده مى‏گردد، در صورتى كه چنين نيست و خريد و فروش نوعا دور محور عرضه و تقاضا مى‏چرخد و كالا و بهاى آن در مقابل همديگر قرار گرفته و به مصلحت و رضاى طرفين انجام مى‏پذيرد برعكس ربا كه وسيله استثمار و استعباد بوده و مالى بدون عوض و به محض تحميل برطرف مقابل به دست مى‏آيد، و به ملاحظه‏ى اين تفاوت جوهرى و مباينت واقعى، خداوند بيع را حلال و ربا را حرام كرده است.

5- رباخوارى ظلم فاحش بوده و آثار شوم آن در هر دو جهان دامنگير ستمكار خواهد شد و درست در نقطه‏ى مقابل صدقات قرار گرفته است كه در آن مالى بدون عوض به مستمندان بذل مى‏شود و اينجا مالى بلا عوض از نيازمندان دريافت مى‏گردد، و روى همين اصل خداوند به ربا وعيد به نابودى و به صدقات وعده افزايش داده است.

6- رباخوار منفور خداوند و كافر به نعمت او و دور از رحمت حق تعالى است، چون در نعمت مال سوء استفاده كرده و برخلاف دستور و در غير مورد مشروع آن به مصرف رسانده است و هم عاطفه رأفت و رحم بر نيازمندان را از دل خود زدوده و به سزاى آن از درگاه حق رانده خواهد شد.

7- خدا و رسولش رسماً به رباخوار اعلان جنگ داده‏اند، و عاقبت كار جنگ‏آوران با خدا و رسول جز شكست و خذلان ابدى و عذاب دائمى نخواهد بود.

 

مفاسد و زيان‏هاى وحشت‏انگيز ربا

به طورى كه در سطور پيش اشاره شد، يكى از هدف‏هاى مهم شارع مقدس اسلام حفظ رابطه مودت و رحمت ميان افراد بشر است، تا بر اساس تراحم و محبت نيازمندى‏هاى آنان به كمك يكديگر، بدون سوءاستفاده از احتياج طرف مقابل مرتفع گردد و هر فرد متمكن آن چنان كه با زن و فرزند خود به علاقه‏ى محبت و يگانگى رفتار مى‏كند، در آسايش ديگران هم كوشش نمايد و زائد بر خرج خود را به ميل و رغبت و مواسات در دسترس فرد محتاج بگذارد، چنان كه در قرآن مجيد آمده است:

وَ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ لا تُشْرِكُوا بِهِ شَيْئاً وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ بِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى‏ وَ الْجارِ الْجُنُبِ وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً: «22»

خداوند را به توحيد و به دور از شرك عبادت كنيد، و به پدر و مادر نيكى نمائيد، و نيز به خويشاوندان و يتيمان و همسايه نزديك و همسايگان دور و به همه‏ى آنان كه با شما مصاحبت و آشنائى دارند و غريبان و بردگان نيكى و احسان كنيد.

احسان و نيكى به مردم را آن چنان مهم شمرده است كه آن را در رديف پرستش خداى يگانه كه وظيفه اولى و حتمى انسان است آورده، و شعاع دايره احسان را به حدى وسعت داده كه عارف و عامى و خويشاوندان و بيگانگان و غريب و بومى را در بر گرفته است، و در حديث نبوى نيز وارد شده است.

«من كان له فضل ظهر فليعد به على من لا ظهر له و من كان له فضل زاد فليعد به على من لازاد له:»

هر يك از شما مركبى فوق احتياج خود دارد، در اختيار فرد نيازمند بگذارد، و هر كدام توشه‏ى اضافى دارد به محتاج آن بذل كند.

روايت كننده حديث مى‏گويد: زمينه بيان آن حضرت نشان مى‏داد كه چيزى از مواد معيشت از اين دستور مستثنى نيست.

قرآن مجيد با لحن‏هاى گوناگون و بيانات متنوع و در عين حال محرك وجدان، به اين موضوع تشويق فراوان نموده و سخاوت را كه از مكارم اخلاق انسانى است تا سرحد به ترجيح خود به ديگران مجاز و ممدوح شمرده است:

وَ يُؤْثِرُونَ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ: «23»

و در عين حال كه شخص به متاعى كه در اختيار دارد محتاج است نيازمند ديگر را بر خويشتن ترجيح مى‏دهد.

چنان كه قرض دادن بدون سود نيز در نگاه قرآن مجيد و سنت از حسنات شمرده شده، و ثواب آن بيش‏تر از صدقه و احسان بلا عوض مقرر گشته است، و خلاصه هدف اسلام آن است كه از پاى در افتادگان به وسيله همنوعان خود يارى شوند، نه آن كه طعمه سرمايه‏داران درنده‏خو گشته به نابودى و خاك سياه نشينند.

و در قسمتى از اخبار ائمه‏ى هدى عليهم السلام در علت تحريم ربا به اين معنا تصريح شده است:

«انما حرم الله الربا لكيلا يمتغو من صنايع المعروف:» «24»

خداوند ربا را حرام كرد به خاطر اين كه مردم از انجام كار نيك نسبت به يكديگر امتناع ننمايند.

 

فساد اقتصادى ربا

پيش از اين دانستيد كه راه راست و طبيعى زندگى انسان همانا كارها و امور توليدى است، و به موازات كثرت نسل فزونى مواد معيشت نيز ضرورت دارد ومسلم است كه رباخوارى چون گنج بى‏رنج است سبب انصراف سرمايه‏داران از عمل توليدى مى‏گردد، و نيازمندان و تهيدستان هم از سعى و كوشش بدون داشتن سرمايه نتيجه به دست نمى‏آورند و قهراً استعدادهاى بشر در هر دو طبقه باطل و معطل گرديده و ابتكار تحصيل و توليد مواد اقتصادى را همگى از دست مى‏دهند، در اين خصوص روايتى وارد شده است:

«لو كان الربا حلالًا لترك الناس التجارات و ما يحتاجون اليه:» «25»

اگر ربا حلال بود، قطعاً مردم تجارت و هر كار لازم و مورد نياز زندگى را ترك مى‏كردند.

و نيز روشن است كه پول ميزان ارزش اجناس و وسيله مبادلات است نه غايت و هدف، و نبايد آن را از وضع طبيعى خود خارج كرده و در استثمار و به زنجير كشيدن ديگران بكار انداخت، و سرمايه اندك و يا نتيجه‏ى فعاليت و كوشش مردمان را بدون عوض تحت اختيار و احتكار معدودى پول‏پرست در آورده و موازين اقتصادى را مختل ساخت، چنان كه در اخبار بسيارى اين معنا تشريح شده است:

«فحرم الله الربا على العباد بعلة فساد الاموال:» «26»

خداوند ربا را حرام كرد به علت آن كه منجر به تباهى اموال مردم مى‏شود.

 

فساد اجتماعى ربا

يكى از عوامل در هم شكننده روح اجتماعى و اخوت انسانى نظام طبقاتى است كه در طول تاريخ انسان از مهم‏ترين مشكلات زندگى بوده و هم اكنون هم به صورت خطرناك و لا ينحل در آمده است، و نيز مسلم است كه تجمع سرمايه از علل ايجاد فاصله طبقات بوده و طبعاً افراد بشر را در دو صف متقابل و متخاصم قرار مى‏دهد، و نتيجه آن را امروز مشاهده مى‏كنيم، و بيم آن است كه هر لحظه اين امر منجر به اصطكاك عمومى و برخورد جهانى گردد، و نسل بشر را به انقراض بكشاند، و با اين وضع چگونه مى‏توان تصور كرد كه شارع اسلام خطر تمركز سرمايه طغيان‏آور را در يك صف، و خطر محرومى و فقر كُشنده را در صف ديگر ناديده گرفته و انتظار داشته باشد كه خاك نشينان در جوار كاخ نشينان و محرومان در كنار محتكران به طور مسالمت‏آميز و برادروار زندگى كنند، آيا اساساً چنين همزيستى عادلانه امكان‏پذير است؟!

روى اين حساب فرهنگ پاك اسلام با قوانين قاطع و وضع مقررات مالى همه جا جلوى تجمع ثروت را در نزد افراد گرفته، به ويژه آنجا كه بدون سعى و رنج مالى به دست آيد.

در قرآن مجيد مى‏فرمايد:

وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ وَ لكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى‏ مَنْ يَشاءُ: «27»

هر آنچه كه بدون رنج و كوشش شما از غنيمت به دست آمده است، مجاهدان را در آن حقى نيست، و همه در اختيار پيامبر خدا گذاشته شده كه به حكم ولايت عامه در مصالح مسلمين صرف نمايد.

ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى‏ فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى‏ وَ الْيَتامى‏ وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ: «28»

هر آنچه كه خداوند از ثروت مردم شهرها به صورت مصالحه نصيب رسول خود نموده است متعلق به خدا و رسول و ذوى‏القرباى او [يعنى اهل بيت‏] و يتيمان بى‏سرپرست و مستمندان و غريبان است و نبايد ميان توانگران دست به دست بگردد.

مضمون دو آيه كريمه اين است كه نمى‏توان اجازه داد اموالى كه بدون سعى و كوشش و زحمت و مشقت به دست آمده، و مى‏بايد در مصالح عمومى و رفع احتياج نيازمندان صرف شود، بين معدودى سرمايه‏داران دست به دست بگردد.

 

ربا از ديدگاه رهبران اسلام‏

با بررسى در سيره و روش و بيانات مؤسس بزرگ اسلام رسول خدا و اميرمؤمنان روشن مى‏شود كه نظام طبقاتى و اختلاف فاحش در سطح معيشت افراد از نظر هر دو بزرگوار محكوم و مطرود بوده و عمرى با آن مبارزه كرده‏اند،

مخصوصاً فرمايشات اميرمؤمنان حاكى از تألم و تأثر خاطر آن حضرت از چنين وضع نابسامان اجتماعى است:

«اضْرِبْ بِطَرْفِكَ حَيْثُ شِئْتَ فَهَلْ تُبْصِرُ إِلّا فَقِيرا يُكابِدُ فَقْرا، اءَوْ غَنِيّا بَدَّلَ نِعْمَةَ اللَّهِ كُفْرا، اءَوْ بَخِيلًا اتَّخَذَ الْبُخْلَ بِحَقِّ اللَّهِ وَفْرا:» «29»

وه! چه منظره دردناك و چه اجتماع ننگين است، هر جا كه نظر مى‏اندازى از سوئى مستندى را مى‏بينى كه با فقر و بى‏نوائى دست به گريبان است، و سوى دير توانگرى كه نعمت خدا را به صورت كفران‏آميزى در هوا و هوس خود صرف مى‏كند، و يا بخيل آزمندى كه حقوق الهى را درباره بندگان او دريغ كرده و به روى هم انباشته است.

در جاى ديگر مى‏فرمايد:

«ما رأيت ثورة موفورة الاوالى جانبها حق مضيع:» «30»

تا كنون نديدم ثروتى در يك جا انباشته شود، بى‏آن كه در اطراف و جوانب آن حقوقى از ديگرن ضايع نشده باشد.

ونيز مى‏فرمايد:

«فما جاع فقير الا بما متع به غنى فالله تعالى سائلهم عن ذلك:» «31»

هيچ تهيدست محرومى گرسنه نمى‏شود مگر آن كه نصيب او در خوشگذرانى ثروتمندى صرف مى‏گردد و خداوند اين طبقه را مورد مؤاخذه و پرسش قرار خواهد داد.

و درباره‏ى سبب مبارزه پى‏گير خود چنين مى‏فرمايد:

«و ما اخذ الله على العلماء ان لا يقروا على كظة ظالم و سغب مظلوم:» «32»

و خداوند از دانشمندان جامعه عهد و پيمان گرفته است كه با خونسردى تماشاگر صحنه‏اى نباشند كه در آن ستگران از تجمع ثروت و اندوخته به حالت تخمه افتاده و ستمديدگان از شدت گرسنگى از پاى در مى‏آيند. جاى شك وشبهه نيست كه رباخوارى يكى از عوامل بارز و مؤثر در تمركز ثروت و به هم خوردن توازن اقتصادى و عدالت اجتماعى است و قرآن مجيد آن را آشكارا ظلم شمرده است. «33»

 

آيا راهى براى فرار از ربا هست؟

با توجه به مطالبى كه در علل تحريم ربا و به زنجير كشيدن اموال مردم از كتاب و سنت آورده شده، و با در نظر گرفتن آن همه تهديد و تشديد و اعلان جنگ از طرف خدا و رسول بر ضد رباخواران چگونه متصور است كه با صحنه سازى و تبديل نام به شكلى كه در اين زمان متداول شده است حقيقت و واقع امر تغيير كند و محرمات مباح گردد، در صورتى كه مناط احكام شرعى حسن و قبح و مصالح و مفاسد واقعى است نه الفاظ و عناوين.

بنابراين مشاهده مى‏كنيم در هر مورد كه از نظر واقع مفسده‏اى از آنچه ذكر شد مترتب نمى‏شود حتى با صدق عنوان ربا مانعى از آن نمى‏باشد، مانند معاملات ربوى ميان پدر و فرزند و زن و شوهر:

«ليس بين الرجل و ولده ربا:» «34»

ميان مرد و فرزندش ربا نيست.

«و لا بين المرئه و زوجها ربا:» «35»

ميان زن و شوهرش ربا نيست.

زيرا رابطه اتحاد ميان پدر و فرزندش و زن و شوهر به اندازه‏اى مستحكم است كه از نظر شارع اسلام در حكم شخص واحد به شمار مى‏روند، و البته اگر شخص واحد مالى را از اين دست خود به دست ديگرش منتقل كند اشكال و مفسده‏اى به وجود نخواهد آمد.

و اگر اين عمل صورت سازى و سوء استفاده از مواد و مقرراتى كه در موارد ديگر، و در شرايط مخصوص به آن مورد وضع شده است، و پنهان ساختن جرم رباخوارى زير پرده‏ى عناوين ديگر كه مسلما نه در پيشگاه خداوند از نظر مردم پنهان نخواهد ماند، در قانون اسلام به صحت و حليت شناخته شود، آيا منجر به نقض غرض از تحريم ربا نمى‏گردد؟

و آيا ممكن است خود قانون‏گذار به مخالفت و در هم شكستن قانونى كه خود وضع نموده است، اين همه دست‏آويز به دست متمردان و قاچاقچيان بدهد؟ و اگر فرض شود كه خداوند اجازه داده است همه سرمايه‏داران و استثمارگران رباخوارى را به رنگ بيع و شرط و يا ضم ضميمه و امثال آن رنگ‏آميزى كنند و در فساد و خرابكارى همه جا مطلق العنان باشند پس چه حاجت و علتى وضع قانون ربا را به آن شدت ايجاب مى‏كرد؟ و اين به اصطلاح «تبصره» تا چه اندازه وسعت و شمول دارد كه در همه جا و به دلخواه همه كس مى‏تواند قانون را از اثر انداخته و آن را بكلى لغو ونسخ نمايد. «36»

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- بقره 219.

(2)- نساء 29.

(3)- نساء 5.

(4)- آل‏عمران 180.

(5)- اعراف 53.

(6)- اسراء 26.

(7)- عبس 32- 24.

(8)- اعراف 58.

(9)- نحل 5.

(10)- نحل 80.

(1)- حديد 25.

(12)- ملك 15.

(13)- تاريخ عمومى ويل دورانت ج 13، ص 105.

(14)- ويل دورانت ج 2، ص 689.

(15)- ويل دورانت ج 1، ص 544.

(16)- عهد عتيق سفر خروج فصل 22، بند 25.

(17)- سفر لاوى فصل 25.

(18)- سفر مثنى فصل 23، بند 19.

(19)- كتاب نحميا فصل 5 بند 7.

(20)- وسائل ج 12 ص 426.

(21)- وسائل ج 12 ص 427.

(22)- نساء 36.

(23)- حشر 9.

(24)- وسائل ج 12 ص 425.

(25)- وسائل ج 12 ص 424.

(26)- وسائل ج 12 ص.

(27)- حشر 6.

(28)- حشر 7

(29)- نهج‏البلاغه.

(30)- نهج‏البلاغه.

(31)- نهج‏البلاغه شرح عبده ص 131.

(32)- نهج‏البلاغه شرح عبده ص 18.

(33)- ان تبتم فلكم رؤس اموالكم لا تظلمون و لا تظلمون.

(34)- وسائل ج 12 ص 436.

(35)- وسائل ج 12 ص 437.

(36)- اسلام و مسئله رباخوارى نوشته مرحوم آيت‏الله سيد ابوالفضل موسوى زنجانى.

 

منبع
  • پایگاه عرفان