پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

توكل آيت الله بروجردى

توكل آيت الله بروجردى

مرحوم حجت الاسلام فلسفى  رحمه‏الله يك روز براى خودم نقل كرد كه: يك نامه‏اى از حضرت امام خمينى  رحمه‏الله با خط خودشان در تهران آوردند، من نامه را باز كردم، ديدم امام نوشته است: آقاى فلسفى! اين برج آيت الله العظمى بروجردى حقوق طلبه‏ها را ندارد كه بدهد، شما پنج شش نفر از تاجرهاى متدين تهران را دعوت كن، بگو حقوق اين برج را قرض، يا بلاعوض بدهيد. كه نزديك پانصد هزار تومان مى‏شد.

آقاى فلسفى گفتند: من نامه را در جيبم گذاشتم، و به راننده گفتم: ماشين را روشن كن، مى‏خواهيم قم برويم، نامه حضرت امام را آوردم، خدمت حضرت آيت الله العظمى بروجردى رفتم. گفتم: من بدون اجازه شما نمى‏خواهم كارى بكنم، اين نامه را حضرت امام به من نوشته كه من اين كار را بكنم، اجازه مى‏فرماييد؟ فرمودند: نه، عرض كردم: چرا؟ يك دستى به محاسن كشيدند، و اشكشان سرازير شد. فرمود: من هشتاد ساله‏ام، در تمام اين هشتاد سال، در تمام امور اعتمادم به پروردگار عالم بود، سر هشتاد سالگى شما راضى نشويد اعتماد مرا از خدا به طرف بازار تهران بكشانيد. من را از خدا جدا نكنيد، نمى‏خواهم.
گفتم: چشم.

شب را در قم ماندم. فردا صبح نوشته بودند طلاب مى‏توانند بيايند و حقوق آقاى بروجردى را بگيرند. بلند شدم و به منزل آقاى بروجردى رفتم، گفتم: گويا مى‏خواهيد حقوق بدهيد؟ فرمود: بله، ديشب يك تاجر شيعه عرب آمد، بيش از دو ماه حقوق طلبه‏ها را سهم امام داد و رفت. اعتماد به خدا اين چنين مى‏كند.

 « وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ »

بياييم به پروردگار بگوييم:

 «وانا عبدك الضعيف الذليل الحقير المسكين المستكين»

 به خدا بگوييد كه اشتباه كرديم كه دل به وكيل و وزير و رئيس بستيم. اين دل براى تو بوده است، ما به غصب داده‏ايم. چه خانه‏اى را ويران كرده‏ايم و در باطن، چه دلى به چه كسانى داده‏ايم؟ چه كرديم؟ چه امضاهايى پاى چه چيزهايى داديم و پاى چه كسى؟ اگر گناهان ما را نبخشد، چه خواهيم كرد؟

منبع
  • پایگاه عرفان