قرآن، تبيين گر هدايت و ضلالت
اختيار در انتخاب بهشت و جهنم
اراك، مسجد الزهراء محرم 1376
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
قرآن كريم، سراسر آيات خود را، هدايت و راهنمايى به نفع مردم مىداند. در عرصهگاه پاك هدايت، همه خوبىها و زشتىها بيان شده است. خداوند به انسان اختيار تام داده تا راهش را خودش انتخاب كند، چون اگر پروردگار آزادى ما را از ما بگيرد، و مانند بسيارى از موجودات، خودش ما را در عرصه خوبىها قرار بدهد، و از زشتىها حفظ كند، اين قرار گرفتن در خوبىها و حفظ از بدىها، نه ارزش دارد و نه مزد.
بهشتى شدن و يا جهنمى شدن در اختيار ما است. در هزار و چند آيهاى كه درباره قيامت داريم، يك آيه نداريم كه اهل جهنم، جهنم رفتن خودشان را به وجود مبارك حضرت حق نسبت بدهند. هيچ اهل جهنمى در قيامت نمىگويد خدا مرا به جهنم آورد. بلكه صريح و روشن مىگويد: جهنم محصول كاركرد خودم مىباشد، و كارى به پروردگار ندارد.[1]
درباره بهشتىها هم ده آيه در قرآن پشت سر هم قرار دارد كه در اين ده آيه، يك سلسله مسائل عالى و عملى و اخلاقى مطرح است كه اهل بهشت در دنيا، اين مسائل عملى را تحقق و واقعيت اخلاقى را ظهور دادهاند.
ارث بران فردوس
در پايان آن ده آيه، پروردگار مىفرمايد:
« أُوْلَئِكَ هُمُ الْوَ رِثُونَ »[2]
اينها ارث بر هستند، ارثى كه حق خودشان و مربوط به خودشان مىباشد. بايد اين ارث را ببرند، چه چيز را ارث مىبرند:
« الَّذِينَ يَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ هُمْ فِيهَا خَــلِدُون »[3]
بهشت فردوس را ارث مىبرند. چه كسى اين بهشت را براى آنها به ارث گذاشته است؟ قرآن مىفرمايد: اعمال و اخلاق آنها. خودشان باعث شدند كه بهشت براى آنها ارث بشود.
بىارزشى عمل از روى اجبار
اما اگر آزادى را از كسى بگيرند، و او را بالاجبار به عمل پاكى وادار كنند؛ دوست ندارد نماز بخواند، علاقه ندارد بيايد و در پيشگاه مقدس حضرت دوست تواضع كند، خوش ندارد كه صورتش را به فروتنى و خاكسارى در پيشگاه حضرت محبوب به خاك بگذارد، اسلحه پشت گردنش مىگذارند و مىگويند: يا اين دو ركعت نماز را بخوان، يا تو را مىكشيم و او به خاطر اسلحه نماز مىخواند.
قرآن مجيد مىفرمايد: اين نماز هيچ ارزش و مزدى ندارد، چون در آن آزاد نبوده و اختيار نداشته است.هم چنين اگر كسى را بالاجبار بگويند: اين گناه را مرتكب شو، اگر چه آن شخص در واقع هم علاقه ندارد كه اين گناه را مرتكب شود. اين فرد علىرغم ميل باطنى مرتكب گناه شود، اين گناه جريمه و كيفر ندارد، خشم و غضب خدا را در پى ندارد، چون خارج از اختيار شخص بوده و به اختيار و اراده خودش نبوده است.
ارزش عملِ با اختيار و از روى عقل
البته در كنار اين آزادى براى درك خير و شر، درك خوبى و بدى، يافتن درستى و نادرستى، خداوند عقل را قرار داده است، به نظر نمىآيد كه هيچ مكتب و مدرسه و دينى به اندازهاى كه اسلام، قرآن و اهلبيت عليهمالسلام به عقل بها دادهاند، بها داده باشد. اولاً در قرآن مجيد بيش از هزار آيه در رابطه با عقل نازل شده است، اين گوهر گرانبهايى كه واسطه دريافت واقعيات است، و در روايت و اخبار هم يك باب مستقل و مفصلى تحت عنوان «باب العقل و الجهل» مطرح است.
انسان آزاد و عاقل است، يعنى خوبىها و زشتىهايش را يا در حد دريافت و درك خود، خوبىها و زشتىهايش را مىفهمد، يا قرآن مجيد و پيامبران و ائمه، خوبىها و زشتىها را برايش بيان مىكنند، برخورد مىكند و خوبى خوب و زشتى زشت را درك مىكند، اينجاست كه بعد از درك خوبى خوب، و زشتى زشت، آزادى خودش را بايد به ميدان بياورد، و عالىترين استفاده را از اين آزادى به كار گيرد. براى انجام خوبىها و فرار از زشتىها، اين قدر هم بيان خوبى و زشتىها به نظر پروردگار از جانب خودش مهم است كه براى اين مسأله كه در حقيقت هدايت بندگان است، يازده قسم پشت سر هم خورده است. كارى كه در تمام قرآن مجيد، جز در اين مورد سابقه ندارد.
يازده قسم خدا به خاطر ارزش هدايت
مثلاً پروردگار درباره سكرات مرگ، يك بار به جان پيامبر صلىاللهعليهوآله قسم مىخورد. يا درباره بعضى از امور دو تا، سه تا قسم مىخورد، اما در باب مسأله هدايت بندگان كه در اين هدايت خوبىها و زشتىهاى اعتقادى و اخلاقى و عملى ازده قسم مىخورد،[4] معلوم مىشود اين مسأله در پيشگاه پروردگار در رأس همه مسائل است. و مسأله هدايت و ارزش هدايت پيش خدا در رأس همه ارزشها است. در بين ما مردم هم همين طور است؛ ما كار خير خيلى داريم؛ نماز با جماعت، روزه، حج، حل مشكل مردم، اينها خيلى ثواب دارد.
حل مشكل مردم، ارزشى بالاتر از ده عمره رجبيه
علامه مجلسى يك روايتى را درباره حل مشكل مردم از امام صادق عليهالسلام نقل مىكند: يك مردى خدمت امام صادق عليهالسلام آمد، گفت: دارم عمره رجب مىروم، امام فرمود: ثواب عمره رجبيه را مىدانى؟ گفت: نه.
عمره، پوشيدن احرام است، لبيك گفتن، هفت دور دور خانه خدا طواف كردن، دو ركعت نماز، سعى صفا و مروه، تقصير، هفت دور طواف نساء و دو ركعت نماز است. انسان زرنگ باشد، كل عمره در يك ساعت و نيم، اعمالش تمام خواهد شد.
از كرم بى نهايت پروردگار، بعيد نيست. ما كه خدا را با خودمان مقايسه نبايد بكنيم. خزانه خدا بى نهايت است، و هر چه هم از آن خرج كند، از آن كاسته نمىشود.
امام صادق عليهالسلام فرمود: ثواب عمره ماه رجب بهتر و بالاتر از اين است كه سطح كره زمين را از طلا پر كنى و در راه خدا صدقه بدهى. شنونده بلند شد كه سريعا برود، امام فرمودند: بيا تا كار ديگرى آموزش بدهم كه از عمره رجبيه ثوابشبيشتر است، عرض كرد: اگر مشكل مرد و زنى را حل كنى، ده برابر عمره رجبيه ثواب دارد.[5]
كارهاى خير و خوب فراوان است اما در بين همه كارهاى خوب، بالاترين آن از نظر ثواب الهى اين است كه يك مرد يا يك زن، باعث هدايت يك گمراه بشوند. حالا در خانوادهاش، در اقوامش، در مغازه، در اداره، در عروسى، در عزا، در يك مجلس الهى باعث بشوند كه يك گمراه هدايت بشود.
پی نوشت ها:
[1] ـ مدثر 74 : 42 ـ 46؛ « مَا سَلَكَكُمْ فِى سَقَرَ * قَالُواْ لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ * وَ لَمْ نَكُ نُطْعِمُ الْمِسْكِينَ * وَ كُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَـاءِضِينَ * وَ كُنَّا نُكَذِّبُ بِيَوْمِ الدِّينِ »
[2] ـ مؤمنون 23 : 10؛ «اينانند كه وارثاناند.»
[3] ـ مؤمنون 23 : 11؛ «وارثانى كه [ از روى شايستگى ] بهشت فردوس را به ميراث مىبرند [ و ]در آن جاودانهاند .»
[4] ـ اشاره به آيات سوره شمس مىباشد.
[5] ـ الأمالى للطوسى: 694، مجلس 39، حديث 1478؛ إرشاد القلوب: 1/146، الباب السادس
و الأربعون؛ «عَنِ الصَّادِقِ عليهالسلام أَنَّهُ سُئِلَ أَيُّ الْأَعْمَالِ أَفْضَلُ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ قَالَ مَا مِنْ شَيْءٍ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ يَعْدِلُ هَذِهِ الصَّلاَةَ وَ لاَ بَعْدَ الْمَعْرِفَةِ وَ الصَّلاَةِ شَيْءٌ يَعْدِلُ الزَّكَاةَ وَ لاَ بَعْدَ الزَّكَاةِ يَعْدِلُ الْحَجَّ وَ فَاتِحَةُ ذَلِكَ كُلِّهِ وَ خَاتِمَتُهُ مَعْرِفَتُنَا وَ لاَ شَيْءَ بَعْدَ ذَلِكَ كَبِرِّ الاْءِخْوَانِ وَ الْمُوَاسَاةِ يبذل [بِبَذْلِ الدِّينَارِ وَ الدِّرْهَمِ فَإِنَّهُمَا حَجَرَانِ مَمْسُوخَانِ بِهِمَا امْتَحَنَ اللَّهُ خَلْقَهُ بَعْدَ الَّذِي عَدَّدْتُ لَكَ وَ مَا رَأَيْتُ شَيْئاً أَسْرَعَ غِنَاءً وَ لاَ أَنْفَى لِلْفَقْرِ مِنْ إِدْمَانِ حَجِّ هَذَا الْبَيْتِ وَ صَلاَةٌ فَرِيضَةٌ تَعْدِلُ عِنْدَ اللَّهِ أَلْفَ حَجَّةٍ وَ أَلْفَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَاتٍ مُتَقَبَّلاَتٍ-وَ الْحَجَّةُ عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنْ بَيْتٍ مَمْلُوءٍ ذَهَباً لاَ بَلْ خَيْرٌ مِنْ مِلْءِ الدُّنْيَا ذَهَباً وَ فِضَّةً يُنْفَقُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ الَّذِي بَعَثَ مُحَمَّداً بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً] لَقَضَاءُ حَاجَةِ امْرِئٍ مُسْلِمٍ وَ تَنْفِيسُ كُرْبَتِهِ أَفْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَجَّةٍ وَ طَوَافٍ وَ عُمْرَةٍ حَتَّى عَدَّ عَشَرَةً ثُمَّ رَفَعَ يَدَهُ وَ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ لاَ تَمَلُّوا مِنَ الْخَيْرِ وَ لاَ تَكْسَلُوا فَإِنَّ اللَّهَ عز و جل وَ رَسُولَهُ غَنِيَّانِ عَنْكُمْ وَ عَنْ أَعْمَالِكُمْ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ إِنَّمَا أَرَادَ اللَّهُ عز و جل بِلُطْفِهِ سَبَباً يُدْخِلُكُمُ الْجَنَّةَ بِه.»
وسائل الشيعه: 16/365، باب 26، حديث 21774؛ «عن ابى عبداللّه عليهالسلام: مشى المسلم فى حاجة أخيه المسلم خيرٌ من سبعين طوافاً بالبيت.»
ادامه دارد . . .