اسلام، كه در حقيقت فرهنگ كاملِ وجود مبارك حضرت حق است، و براى تأمين خير دنيا و آخرت مردم، از جانب خدا، به عنوان برترين و بهترين و پرمنفعتترين نعمت عنايت شده شامل سه بخش است.
مؤمنان واقعى به اسلام، مردان و زنانى هستند كه در حد ظرفيت و قدرت و استطاعت و امكان خودشان، اين سه واقعيت تشكيل دهنده بناى اسلام را، در وجود خودشان تحقق و ظهور داده و آشكار كنند.
اين سه واقعيت وقتى ظهور كند، باعث مىشود رحمت خدا و فيوضات بىنهايت حضرت حق، هم در دنيا و هم در آخرت به انسان برسد، چرا كه بين اين سه واقعيت و ظهور رحمت الهى براى عبد، رابطهاى مانند آهن و آهنربا است.
اگر اين سه واقعيت هم در مردم ظهور كند، طبيعتا رحمت خدا و فيوضات الهيه را جلب مىكند، البته اين رحمتى كه در قرآن مطرح است، رحمت خاص الهى مىباشد.
رسول خدا صلىاللهعليهوآله مىفرمايد: رحمتى كه بر اساس اين سه حقيقت به انسان مىرسد، از هر كدامش كه كم داشته باشيم، به همان مقدار از رحمت خدا كم داريم، و معلوم نيست آن رحمت كم براى ما كارى انجام دهد.
اين رحمت و اين فيض بنا نيست مجانى به كسى برسد، حتى به انبيا و ائمه عليهمالسلام. اين رحمت خاص و اين فيض الهى مشروط به تحقق اين سه واقعيت است، و نبود اين رحمت هم باعث مىشود كه زندگى در دنيا، لجن، كوير و مثل زمستان بى برگ و بار، و در نهايت به تعبير پروردگار، آخر كار زندگى تبديل به سراب بشود، يعنى چيزى از آن باقى نماند.
عمرى را انسان رنج ببرد، فعاليت كند، ولى وقت مرگ، هيچ حركت و جنب و جوش و فعاليتى را براى او به حساب نياورند، بگويند: مجموع هفتاد سال عمرت پوچ بود، دستت را به كجا مىخواهى دراز كنى؟ تو ماندى و يك اسكلت استخوانى كه بايد از دنيا به طرف آخرت عبور كنى.