پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

حاكميت اخلاق بر زندگى بشرى

حاكميت اخلاق بر زندگى بشرى

اگر يك كشور همه با هم با محبت باشند، همه عاشق هم باشند، همه بار همديگر را بردارند، چه مشكلى مى‏ماند؟ نماز خوب است، اما حلاّل اين مشكلات نيست. روزه خوب است، اما انسان ضعف مى‏كند، مى‏خواهد به خانه برود. حج خوب است، ولى انسان در مملكتش نيست. جهاد خوب است، اما درگيرى با دشمن است. اخلاق انسان را با همه برنامه‏هاى انسانى و خانوادگى و اجتماعى رابطه مى‏دهد. و در اين رابطه است كه صاحبان اخلاق هر بارِ افتاده‏اى را، عاشقانه از زمين برمى‏دارند.

در حاكميت اخلاق يك دختر بى‏جهيزيه نمى‏ماند. يك پسر بى زن نمى‏ماند. يك نفر بى‏كار نمى‏ماند. درب اتاق مديرها بسته نمى‏شود.

در جو اخلاق انسان دلسوز و نرم است. با مردم راحت و نسبت به مردم مهرورز است. در حاكميت اخلاق است كه با عشق بار پيرزنى را در بيابان به دوش مى‏كشد.

مشك را تا در خانه آورد. پيرزن به او گفت: بارك الله، بيا داخل، آب و شير برايت بياورم. فرمود: كارى دارم، بايد بروم.

گفت: ميل خودت است، هفت هشت قدم پيامبر نرفته، بچه‏ها رسيدند، گفت: عزيزانم! اين مردى كه لباسش از همه كهنه‏تر است، يك تشكرى از او بكنيد، تعارفش هم كردم، داخل نيامد، بچه‏ها دويدند، يكى از آنها به پيامبر عرض كرد: بايست، دو نفر ديگر نزد مادرشان رفتند و گفتند: مادر! فهميدى چه كسى بود كه بار تو را آورد؟ گفت: نه، گفتند: همانى كه چند سال است مى‏گويى مرا ببريد  مدينه او را ببينم، مادر گفت: خاك بر سر من شد، پيغمبر بار من را به دوش كشيد، مادر داشت سكته مى‏كرد.

بارى نبايد در مملكت روى زمين بماند. اگر انسان متخلق به اخلاق انسانيت باشد، خيلى مهم است.

گفتند: يا رسول الله! اگر بروى مادر ما ناراحت مى‏شود. مادر ما مى‏خواست شما را ببيند، چند دقيقه برگرد و در خيمه بنشين، بگذار مادر ما شما را ببيند. گفت: عيبى ندارد، برمى‏گردم.

 صدق و سعادت ثمر دين بود

هر كه خوش اخلاق، خوش آيين بود

درصد بالايى از كسانى كه در قيامت نجات پيدا مى‏كنند، ايمان و عمل صالحشان توان نجات دادنشان را ندارد، به جز اخلاق. انبيا و ائمه طاهرين  عليهم‏السلام چه اخلاقى داشتند.

منبع
  • پایگاه عرفان