منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد ششم
نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان
عفو الهى نسبت به معصومان عليهم السلام از جهت روحيات اخلاقى و رسيدن به فناى ذاتى حق است؛ امّا بندگان و رهپويان صالح كه قصد رسيدن به مقامى بس بلند بر پايه اراده تام و خالص الهى به دور از هر گونه شرك و دوگانگى دارند، تنها در سايه كسب فيض از درياى عفو خداوند توفيق مىيابند..
در اين فراز كه حضرت سجاد عليه السلام مىفرمايد:
ستم و جنايت بر تو گران و سخت نمىآيد.
مقصود اين نيست كه خداوند بىاراده و بىتوجّه به نظام امور است. و هر اتفاقى رخ مىدهد بر باد فنا برود و براى حق تعالى مهم نباشد كه به آنچه از ظلم و گناه و تجاوز در سراسر دنيا به خاطر آزمايش انسان يا كوتاهى و نادانى بشر پديد مىآيد، بىتفاوت گذر كند؛ بلكه مراد اين است كه همه چيز در مقابل عظمت حضرت حق بىنهايت كوچك است و هر امر بزرگى و حيرت انگيزى كه تفكّر و محاسبه ما از آن در بماند در برابر قدرت برتر او ناچيز است و درياى وجود فيّاض و خلّاق حق سراسر آفرينش را فرا گرفته است.
از آن جمله عفو و غفران الهى كه مانند ابرى پر بركت بر وجود انسان سايه انداخته است و او را تا رسيدن به مقصد نهايى يارى مىرساند، البته آنچه كه از منابع لغوى و تفاسير معصومان عليهم السلام به ويژه در اين باب استفاده مىشود؛ واژه «عفو» در هر زمينهاى به كار رفته، مفهومى بالاتر از معناى غفران و مغفرت دارد. به عنوان نمونه در آيات شريفه آمده است:
إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَفُوًّا غَفُورًا» «1»
يقيناً خدا همواره گذشتكننده و بسيار آمرزنده است.
فَأُوْلئِكَ عَسَى اللَّهُ أَن يَعْفُوَعَنْهُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَفُوًّا غَفُورًا» «2»
پس اينانند كه اميد است خدا از آنان درگذرد؛ و خدا همواره گذشت كننده و بسيار آمرزنده است.
لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ» «3»
يقيناً خدا او را يارى مىدهد؛ زيرا خدا باگذشت و بسيار آمرزنده است.
در حقيقت آوردن دو واژه عفو و غفران در كنار هم تأكيد مهمى بر لطف بزرگ و رحمت واسعه الهى است كه خداوند علاوه بر آمرزش، گذشت و چشمپوشى مىكند و به همه بندگان مؤمن هم سفارش فرموده است كه پس از بخشيدن، از روى بزرگوارى گذشت كنند.
يأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِنَّ مِنْ أَزْوَ جِكُمْ وَ أَوْلدِكُمْ عَدُوًّا لَّكُمْ فَاحْذَرُوهُمْ وَ إِن تَعْفُواْ وَ تَصْفَحُواْ وَ تَغْفِرُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ» «4»
اى اهل ايمان! به راستى برخى از همسران و فرزندانتان [به علت بازداشتن شما از اجراى فرمانهاى خدا و پيامبر] دشمن شمايند؛ بنابراين از [عمل به خواستههاى بىجاى] آنان [كه مخالف احكام خداست] بپرهيزيد، و اگر [از آزار و رنجى كه به شما مىدهند] چشمپوشى كنيد و سرزنش كردن آنان را ترك نماييد و از آنان بگذريد [خدا هم شما را مورد الطاف بىكرانش قرار مىدهد]؛ زيرا خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
تفاوت آن دو كلمه چه در كنار هم يا در يك جمله آمده باشد در مفهوم بسيار روشن است؛ زيرا غفران از ماده
«الغُفرة»
به معناى پوشاندن چيزى يا سرپوش و پوشش دادن بر چيزى است ولى در اصطلاح آيات و روايات، آمرزش و بخشيدن در زبان و عمل است.
امّا عفو به مفهوم گذشت و پاك كردن اثر و نشانه و دورى از گناه است آنگاه كه در تعقيبات نماز آمده است:
الْلَّهُمَّ إِنّى أَسْأَلُكَ العَفْوَ وَ العافِيَةَ وَ المُعافاةَ فى الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ. «5»
بار خدايا! از تو بخشش و تندرستى و آسايش را در دنيا و آخرت خواستارم.
ريشه آن سه كلمه همگى در دورى و پرهيز از عذاب و بيمارى و سختى است.
در جاى ديگر اين تفاوتها بيشتر مشخص مىگردد كه در دعا آمده است.
رسول اللَّه صلى الله عليه و آله فرمود:
اگر كسى بخواهد كه نامه عمل او در قيامت بازگشايى نشود و به رسوايى نكشد؛ بخواند:
الْلَّهُمَّ إِنَّ مَغْفِرَتَكَ أَرْجى مِنْ عَمَلى وَ إِنَّ رَحْمَتَكَ اوْسَعُ مِنْ ذَنْبى الْلَّهُمَّ إِنْ كانَ ذَنْبى عِنْدَكَ عَظيماً فَعَفوُكَ اعْظَمُ مِنْ ذَنْبى. «6»
بار خدايا! همانا آمرزش تو از عمل من اميدوار كنندهتر و مهربانى تو از گناه من گستردهتر است، بار خدايا! اگر گناهم نزد تو بزرگ است، گذشت تو از گناه من بزرگتر است.
يعنى آمرزش پروردگار از اعمال و كردار آدمى اميدوارتر و در مقابل رحمت و عفو خداوند از گناه بنده گستردهتر و بزرگتر است.
بنابراين آمرزش و بخشش خداوند از ظواهر اعمال و حركات زبانى است ولى گذشت و پاكسازى اثر گناهان؛ دورى از مجازات روحى و باطنى است كه از الطاف رحمانيّه حق تعالى است.
سيره درخواست كنندگان عفو
درخواست كنندگان عفو بايد سه رويه را سيره خود قرار دهند:
1- خويش را در برابر حق، بزرگ نبيند و هر كه خود را جداگانه فرض كند، غرور بىنيازى و كمال كاذب به او دست مىدهد، در نتيجه از حق دور مىشود.
2- از تكرار اعمال خلاف پرهيز كند و با توبه، گذشته را جبران كند؛ زيرا اصرار بر گناه كوچك، غفلت از محضر الهى است و اين سبب ارتكاب گناهان بزرگ مىشود و كوتاهى در برابر گناه كوچك هم از گناهان بزرگ است.
3- پيوسته در طلب مغفرت و عذرخواهى باشد؛ زيرا قلب انسان گاهى در اثر آلودگىهاى نفس زنگار مىگيرد و به وسوسههاى شيطانى تمايل پيدا مىكند پس بنده حق هر چه با خدا آشناتر شود، در مراتب بالاتر خود را مقصرتر و تكاليف را بر خويش سنگينتر مىيابد و با افزايش معرفت به كمال مطلق نزديكتر مىشود پس احساس كمبود و نقص بر او نمايانتر مىشود و حالت شرمندگى و حياى شديد او را فرا مىگيرد و به مكارم بيشترى دست مىيابد. كه از آن مكرمتها، اهل عفو شدن است.
امام على عليه السلام مىفرمايد:
الْعَفْوُ تاجُ الْمَكارِمِ. «7»
گذشت و بخشودن، افسر خصلتهاى والاى انسانى است.
به ويژه در هنگام اوج قدرت؛ فضيلت گذشت آشكار مىشود. زمانى كه قدرت كسى به همراه گذشت باشد و بخشندگى تهيدست به همراه نيازمندى او؛ پس او را به كمال مىرساند و بزرگوارى بىنهايت مىشود.
عربى باديه نشين به رسول اللّه صلى الله عليه و آله عرض كرد: اى رسول خدا! روز قيامت چه كسى به حساب خلايق مىرسد؟
فرمود: خداى عز و جل.
عرب گفت: به خداوند كعبه سوگند نجات يافتيم.
حضرت پرسيد: چگونه، اى باديه نشين؟
عرض كرد: زيرا كريم هر گاه قدرت يابد ببخشايد. «8» به اين جهت امام صادق عليه السلام به عبداللّه بن جندب مىفرمايد:
وَ اعْفُ عَمَّنْ ظَلَمَكَ كَما أَنَّكَ تُحِبُّ أَنْ يُعْفى عَنْكَ فَاعْتَبِرْ بِعَفْوِ اللَّهِ عَنْكَ. «9»
از كسى كه به تو ستم كرده گذشت كن، همچنان كه دوست دارى از تو گذشت شود. از بخشايش خدا نسبت به خودت پند گير.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- نساء (4): 43.
(2)- نساء (4): 99.
(3)- حج (22): 60.
(4)- تغابن (64): 14.
(5)- بحار الأنوار: 83/ 51، باب 38، حديث 56؛ المصباح، كفعمى: 25.
(6)- بحار الأنوار: 83/ 37، باب 38، حديث 44؛ المصباح، كفعمى: 20.
(7)- غرر الحكم: 245، حديث 5001.
(8)- كنز العمال: 14/ 627، حديث 39749؛ مجموعة ورّام: 1/ 9.
(9)- تحف العقول: 305؛ بحار الأنوار: 75/ 284، باب 24، حديث 1.