پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه شانزدهم (1) – (متن کامل + عناوین)

هدايت تكوينى و تشريعى - جلسه شانزدهم (1) – (متن کامل + عناوین)

هدايت در طهارت و پاكى باطن

طهارت باطن، ضامن بقاى دنيا و آخرت

يزد، مسجد حضيره محرم 1380

الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.

وجود مقدس حضرت حق در قرآن كريم، مردم را به پاكى همه جانبه دعوت فرموده است. پاكى را هم طبيعت نشان داده و هم علم، ثابت كرده است كه ضامن بقا و دوام است.

آب تا هنگامى كه در آغوش پاكى به سر مى‏برد، آب است؛ پاك كننده، قابل خوردن، قابل استفاده كردن در موارد گوناگون زندگى است. اما وقتى كه بو مى‏گيرد، رنگ عوض مى‏كند، ميكروب در او دخالت مى‏كند، و در يك كلمه «آلوده» مى‏شود، قابل استفاده نيست. در همه جاى طبيعت اين مسأله هست. پاكى، هم ضامن دوام است، و هم عامل ارزش و حفظ هويت. او علاقه ندارد بندگان آلوده شوند:

« وَ لاَ يَرْضَى لِعِبَادِهِ الْكُفْرَ »[1]

من از اين كه شما بندگانم دچار آلودگى بشويد، خوشم نمى‏آيد، نفرت دارم. من مى‏خواهم همه شما پاك باشيد، و پاكى شما هم پاكى جامع و كامل باشد، به همين خاطر كلمه طهارت را در اكثر آيات قرآن با تشديد ذكر كرده است؛ «مطّهّرين، متطهّرين».

پاكى فكر، دل، اخلاق، عمل، ارتباط، منش و كردار، ضامن بقا و دوام شما است، عامل ارزش شما است. اين قدر به شما ارزش مى‏دهد كه شما را مورد توجه خاص پروردگار عالم، انبيا، ائمه و فرشتگان قرار مى‏دهد. خيلى عجيب است كه در سوره مؤمن، نقل مى‏كند كه تمام ملائكه عرش و اطراف عرش كه ملائكه مقرب هستند به طور پيوسته دعاگوى پاكان روى زمين و كسانى كه به طرف پاكى در حركت هستند مى‏باشند. دعايى كه خداوند متعال استجابتش را قطعى قرار داده است، چون دعا كننده فرشته است و پاك و دعاى او به جا است.

رحمت خدا شامل پاكان

بسيار در روايات از قول انبيا و ائمه لفظ «رحم الله» داريم، كه دعا است.[2] چه كسى را مى‏گويد؟ كسانى كه اين رشته پاكى‏ها در آنها هست، يا دنبال رفتن به سوى پاكى هستند. دعاى چه پيامبرى را خدا برمى‏گرداند؟ چقدر امامان ما بر  پاكان عالم و كسانى كه در حركت به جانب پاكى هستند دعا كردند.

مى‏دانيد اين دعاها براى انسان چه مى‏كند؟ مى‏دانيد اين دعاها چه فيوضاتى را نصيب شما مى‏كند و چه مشكلاتى را از شما حل مى‏كند؟ والله پاكان عالم و آنهايى كه به سمت پاكى در حركت هستند، درصد مشكلاتشان با ناپاكان قابل قياس نيست؛ مشكلات پاكان عالم خيلى كم است؛ اين قدر كم است كه خودشان به آن مشكلات توجهى ندارند، يعنى وجود پاكان، به وجود آورنده مشكل نيست. اگر پاكان مشكل دارند، از طرف يك ستمكار مشكل دارند، مشكلى كه ستمكار ايجاد مى‏كند، براى خودش گناه كبيره است، دردى كه انسان پاك از اين مشكل مى‏كشد، براى او فضيلت مضاعف نزد پروردگار است:

« وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَىْ‏ءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَ لِ وَ الْأَنفُسِ وَ الثَّمَرَ تِ وَبَشِّرِ الصَّـبِرِينَ »[3]

احتساب مشكلات پاكان به عنوان عبادت

يك انسان پاك وقتى مشكل پيدا مى‏كند و به خاطر آن مشكل، چند ناله مى‏زند، پروردگار به فرشتگان نويسنده نامه عمل كه اسمشان را در قرآن آورده ـ كرام الكاتبين ـ مى‏گويد: ناله‏اش را به پاى او عبادت بنويسيد. مشكلات براى پاكان چندان مهم نيست؛ چون مشكلات، پاكى روانى در زندگى مى‏آورد، سهل بودن امور را مى‏آورد، پاكى خيلى كارها ارزش دارد. اين حرف پروردگار مهربان شما است كه من علاقه دارم شما در همه امور ظاهرى و باطنى پاك باشيد و يا پاك بشويد.

كسب پاكى ظاهر و باطن با اقتدا به قرآن و اهل بيت  عليهم‏السلام

حالا من مى‏خواهم پاك شوم، فكر پاك، قلب پاك و اخلاق پاك پيدا كنم، چه كار بايد بكنم؟ پيش چه كسى بروم؟ به چه منبعى مراجعه كنم؟ خودش مى‏فرمايد: منبع پاكى، قرآن است كه روش پاكى را به شما ارائه مى‏دهد:

« كَلاَّ إِنَّهَا تَذْكِرَةٌ * فَمَن شَآءَ ذَكَرَهُ * فِى صُحُفٍ مُّكَرَّمَةٍ »[4]

و بعد اين پاكانى كه من براى شما قرار داده‏ام قرآن طريق وصول به پاكى را براى شما بيان مى‏كند:

« إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا »[5]

آنها همه پاكى‏ها را دارند؛ پاكى اخلاقى.

اول بهار بود، امام حسين  عليه‏السلام لب پنجره نشسته بودند. در باغچه ريحان كاشته بودند. مدينه خاكش براى سبزيجات خيلى عالى است. يكى از كارگران خانه امام حسين  عليه‏السلام كه حتما او را خريده بودند ـ آن وقت‏ها غلام و كنيز مى‏خريدند،اسلام كارى كرد كه طبيعتا اين خريد و فروش نابود شد، بردگى  را از بين برد. اگر اسلام غلام و كنيز مى‏خريد، نه براى اين كه بار از آنها بكشد، مى‏خواست آنها را تربيت كند و بروند ـ كنيزى آمد لب باغچه نشست و چندين شاخه ريحان را از خاك بيرون كشيد و ريشه‏هاى گلدارش را قيچى كرد، يك نخ بست، آورد كنار پنجره و به ابى عبدالله  عليه‏السلام داد.

امام حسين  عليه‏السلام اولين بار كه بو كشيد، فرمود: در راه خدا آزاد هستى، گفتند: چه كار كرده كه آزادش كردى؟ فرمود: خدا در قرآن به من اين اخلاق را ياد داده است:

« وَإِذَا حُيِّيتُم بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّواْ بِأَحْسَنَ مِنْهَآ »[6]

هر كس براى شما كار خوبى كرد، شما بهتر از آن را جواب بدهيد.[7]

پاكى اخلاق، پاكى نگاه، پاكى گوش، پاكى گفتار، پاكى دست، پاكى قدم، پاكى شكم، از همه بالاتر در روزگار ما پاكى شهوت، كه آدم روز قيامت وارد بر خدا بشود كه اين شهوتى كه به ما دادى، خرج شيطان نكرديم.

اثر همنشينى با پاكان

خدا مى‏فرمايد:

« وَلَـكِن يُرِيدُ لِيُطَهِّرَكُمْ وَلِيُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ »[8]

من خواسته‏ام با قرآن و اهل‏بيت  عليهم‏السلام شما به پاكى برسيد. نمى‏دانيد ارتباط با قرآن و اهل‏بيت چه مى‏كند؟ يك شعر زيبا براى شما بگويم:

شبى در محفلى با آه و سوزى

 شنيدستم كه مرد پاره دوزى

چنين مى‏گفت با پير عجوزى

 گلى خوشبوى در حمام روزى

رسيد از دست محبوبى به دستم

گرفتم آن گل و كردم خميرى

 خميرى نرم و تازه چون حريرى

معطر بود و خوب و دلپذيرى

 بدو گفتم كه مشكى يا عبيرى

كه از بوى دلاويز تو مستم

همه گلهاى عالم آزمودم

 نديدم چون تو و عبرت نمودم

چو گل بشنيد اين گفت و شنودم

 بگفتا من گلى ناچيز بودم

و لكن مدتى با گل نشستم

گل اندر زير پا گسترده پر كرد

 مرا با همنشينى مفتخر كرد

چو عمرم مدتى با گل گذر كرد

 كمال همنشين در من اثر كرد

وگرنه من همان خاكم كه هستم[9]

انسان، بى قرآن و اهل‏بيت  عليهم‏السلام حيوان ناطقى بيش نيست. بالاتر از اين، انسان بدون قرآن و اهل‏بيت  عليهم‏السلام يك مرده زنده‏نما است.

« اسْتَجِيبُواْ لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُمْ لِمَا يُحْيِيكُمْ »[10]

پروردگار مى‏فرمايد: شما بدون من و پيامبر و اهل‏بيت مرده هستيد. مرده خبيث، ناپاك و آلوده است. حالا اگر كسى آمد با قرآن و معلمان قرآن همراه شد پاك مى‏شود.

هديه‏هاى خدا به پاكان

پروردگار در قرآن مى‏فرمايد: در پاكى پنج هديه به شما مى‏دهم.

1 ـ دريچه دل پاكان را به روى مفاهيم و اعماق قرآن باز مى‏كنم.

« إِنَّهُ لَقُرْءَانٌ كَرِيمٌ * فِى كِتَـبٍ مَّكْنُونٍ * لاَّ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ »[11]

حكايتى از ملا فتحعلى سلطان آبادى[12] در پاكى باطن

عالمى بزرگوار در اراك به نام ملافتحعلى سلطان آبادى بود. سلطان آباد، اسم قديم اراك است. مرحوم آيت الله العظمى حكيم دو كتاب دارد به نام «حقايق» دو جلد است. در جلد اول، از قول مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر نقل مى‏كند، مى‏گويد: من با پنج نفر از هم درسى‏هايم، زمانى كه همه عالم، با معرفت و مجتهد بوديم، ده يازده تا علم را متخصص بوديم، تصميم گرفتيم بياييم نزد ملا فتحعلى سلطان آبادى اراكى در سامرا و تفسير قرآن بخوانيم.

خدمت عالم رسيديم، گفتيم: حاضر هستيد به ما قرآن درس بدهيد؟ گفت: چه وقت؟ گفتيم: امشب بياييم بعد از نماز مغرب و عشاء؟ گفت: تشريف بياوريد.

عالم واقعى از اين كه وقف خدمت به مردم باشد لذت مى‏برد. عالم شيعه آنچه به او دادند، واجب مى‏داند كه به مردم بدهد. روحانى شيعه خودش را دلسوز مردم مى‏داند. مردم را، فرزندان پيامبر  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله و على  عليه‏السلام مى‏داند:

«انا و على ابوا هذه الامة»[13]

در نبود پيغمبر و على، عالم براى مردم دلسوزى مى‏كند. مردم هم به عالم واجد شرايط شيعه دل‏بسته‏اند.

سيد اسماعيل صدر مى‏فرمايد: شب اول اين آيه را مطرح كرد:

« وَ لَـكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الاْءِيمَـنَ وَ زَيَّنَهُ فِى قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّ شِدُونَ »[14]

نصف آيه در آلودگى‏هاى باطنى است. يك ساعت اين آيه را براى ما گفت، ما پنج نفر لذت برديم، كه اين حرفها را اين عالم اراكى از كجا آورده است؟

« لاَّ يَمَسُّهُ إِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ »[15]

پاكان به اعماق آيات قرآن راه دارند، اين را خود قرآن مى‏گويد.

جلسه كه تمام شد، پنج نفرى گفتيم: اين عالم اراكى هر چه حرف در اين دنيا بود، راجع به اين آيه به ما گفت. ما كه اين حرفها را در هيچ تفسيرى نديده بوديم.

گفتيم: فردا شب چه آيه‏اى را مطرح بكند. نشستيم در جلسه، عالم گفت:

« وَ لَـكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الاْءِيمَـنَ وَ زَيَّنَهُ فِى قُلُوبِكُمْ وَكَرَّهَ إِلَيْكُمُ الْكُفْرَ وَ الْفُسُوقَ وَ الْعِصْيَانَ أُوْلَئِكَ هُمُ الرَّ شِدُونَ »

ما نگاهى كرديم كه ايشان ديشب اين آيه را تمام كرد، ديگر چه مى‏خواهد بگويد؟ آن شب از دل اين آيه برنامه‏هايى را براى ما گفت كه ما را بهت زده كرد. شب سوم باز همان آيه را عنوان كرد.

 پی نوشت ها:


[1] ـ زمر 39 : 7؛ «و كفر را براى بندگانش نمى‏پسندد .»

[2] ـ مستدرك الوسائل: 11/255، باب 17، حديث 12917؛ «عَنْ أَمِيرِ الْمُؤمِنِينَ  عليه‏السلام أَنَّهُ قَالَ رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً أَلْجَمَ نَفْسَهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ بِلِجَامِهَا وَ قَادَهَا إِلَى طَاعَةِ اللَّهِ بِزِمَامِهَا.»

مستدرك الوسائل: 8/462، باب 93، حديث 10014؛ «عَنِ الصَّادِقِ  عليه‏السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهرَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اسْتَحْيَا مِنْ رَبِّهِ حَقَّ الْحَيَاءِ حَفِظَ الرَّأْسَ وَ مَا حَوَى وَ الْبَطْنَ وَ مَا وَعَى وَ ذَكَرَ الْقَبْرَ وَ الْبِلَى وَ ذَكَرَ أَنَّ لَهُ فِي الآْخِرَةِ مَعَاداً.»

مستدرك الوسائل: 3/166، باب 49، حديث 3281؛ «الْقُطْبُ الرَّاوَنْدِيُّ فِي لُبِّ اللُّبَابِ، عَنِ النَّبِيِّ  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله قَالَ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً قَامَ مِنَ اللَّيْلِ فَصَلَّى وَ أَيْقَظَ أَهْلَهُ فَصَلَّوْا.»

[3] ـ بقره 2 : 155؛ «و بى‏ترديد شما را به چيزى اندك از ترس و گرسنگى و كاهش بخشى از اموال و كسان و محصولات [ نباتى يا ثمرات باغ زندگى از زن و فرزند ] آزمايش مى‏كنيم . و صبركنندگان را بشارت ده .»

[4] ـ عبس 80 : 11 ـ 13؛ «اين چنين [ برخوردى شايسته ] نيست ، بى‏ترديد اين آيات قرآن مايه پند است . * پس هركه خواست از آن پند گيرد ، * در صحيفه‏هايى است ارزشمند.»

[5] ـ احزاب 33 : 33؛ «جز اين نيست كه همواره خدا مى‏خواهد هرگونه پليدى را از شما اهل بيت [ كه به روايت شيعه و سنى محمّد ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام‏اند ] برطرف نمايد ، و شما را چنان كه شايسته است [ از همه گناهان و معاصى ] پاك و پاكيزه گرداند .»

[6] ـ نسا 4 : 86؛ « هنگامى كه به شما درود گويند ، شما درودى نيكوتر از آن، يا همانندش را پاسخ دهيد.»

[7] ـ كشف الغمة في معرفة الأئمة: 2/31، الثامن في ذكر شيء من كلامه  عليه‏السلام؛ «قال أنس كنت عند الحسين  عليه‏السلام فدخلت عليه جارية فحيّته بطاقة ريحان فقال لها أنت حرة لوجه الله فقلت تحييك بطاقة ريحان لا خطر لها فتعتقها قال كذا أدبنا الله قال الله تعالى وَ إِذا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها و كان أحسن منها عتقها.»

[8] ـ مائده 5 : 6؛ «بلكه مى‏خواهد شما را [ از آلودگى‏ها ] پاك كند و نعمتش را بر شما تمام نمايد ، تا سپاس گزاريد .»

[9] ـ سعدى شيرازى.

[10] ـ انفال 8 24؛ «هنگامى كه خدا و پيامبرش شما را به حقايقى كه به شما [ حيات معنوى و ] زندگى [ واقعى ] مى‏بخشد ، دعوت مى‏كنند اجابت كنيد.»

[11] ـ واقعه 56 : 77 ـ 79؛ «كه يقينا اين قرآن ، قرآنى است ارجمند و باارزش ؛ * [ كه ] در كتابى مصون از هر گونه تحريف و دگرگونى [ به نام لوح محفوظ جاى دارد . ] * جز پاك شدگان [ از هر نوع آلودگى ] به [ حقايق و اسرار و لطايف ] آن دسترسى ندارند .»

[12] ـ شرح حال ايشان در كتاب ارزشها و لغزشهاى نفس، جلسه 6 آمده است.

[13] ـ المناقب: 3/105؛ «النبي  صلى‏الله‏عليه‏و‏آله أنا و علي أبوا هذه الأمة أنا و علي موليا هذه الأمة.»

[14] ـ حجرات 49 : 7؛ «ولى خدا ايمان را محبوب شما قرار داد و آن را در دل هايتان بياراست ، و كفر و بدكارى و نافرمانى را ناخوشايند شما ساخت، اينان [كه داراى اين ويژگى‏ها هستند] هدايت يافته‏اند .»

[15] ـ واقعه 56 : 79؛ «جز پاك شدگان [ از هر نوع آلودگى ] به [ حقايق و اسرار و لطايف ] آن دسترسى ندارند .»

ادامه دارد . . .

منبع
  • پایگاه عرفان