رحمانيت يعنى تجلى اراده حضرت حق در برنامههاى مادى. الان بدن، خوراكىها، لباس، پوشاك، خانه، مركب، هوا و خورشيد، همه در رابطه با رحمانيت خدا هستند.
وجود مقدس انبيا عليهمالسلام واقعيات معنوى قوانين پروردگار، حلال و حرام خدا، هدايت الهى در ارتباط با رحيميت حضرت حق است. ابتدا به رحيميت شده است. چنانچه ابتدا به رحمانيت نيز شده يعنى هر انسانى تا آنجايى كه حجت خدا همه جانبه بر او تمام شده و نور هدايت از هر راهى كه شما فكرش را بكنيد، بر او ظاهر شود.
به قول شيخ انصارى: گاهى ممكن است از افتادن پيراهن از روى بند، يا از پريدن يك كلاغ، يا از ريختن آب، يك نفر به يك حكمى قطع پيدا بكند.
مىگويد: اگر يك نفر از هر راهى دليل و واسطهاى براى رسيدن به قطع نسبت به حكمى پيدا كند قطع او حجت است و مىتواند به قطع خود عمل كند.
ممكن است پروردگار بزرگ عالم يك پشه را عامل هدايت قرار بدهد:
« إِنَّ اللَّهَ لاَ يَسْتَحْيىِ أَن يَضْرِبَ مَثَلاً مَّا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا »
ممكن است آدم 50 سال گمراه باشد و يك دفعه با ديدن خودش در آينه هدايت بشود. ممكن است آدم چهل سال گمراه باشد و يك اتفاقى بيفتد كه خودش هم در ايجاد آن اتفاق خيلى مؤثر نبوده و همان وسيله هدايتش بشود.
پروردگار بزرگ عالم از هر راه ممكن، هدايتش را به بندهاش رسانده است، حالا با بعثت پيامبران عليهمالسلام يا امامت امام عليهمالسلام يا نزول كتاب، يا جوشش فكرى، يا برخورد به يك رفيق خوب.
خدا اول براى هدايت بندهاش، همه درها را مىزند و همه راهها را باز و جادهها را براى او صاف مىكند، اما وقتى كه عبد با كمال پررويى قبول هدايت نكرد، اين حالت عدم قبول كه چهل سال طول كشيده، حالا مانند يك امر رسوبى تمام وجودش را مىگيرد كه اين هم كار خداست.
« خَتَمَ اللَّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ عَلَى سَمْعِهِمْ وَ عَلَى أَبْصَـرِهِمْ غِشَـوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ »
انسان با ديدن اين آيات، معناى:
« يس* وَ الْقُرْءَانِ الْحَكِيمِ »
را مىفهمد. اين كه چرا صفت حكيم را براى كتابش آورده است، اين واقعا بجا مصرف شده است؛ زيرا دهان هر كسى را با يك آيه مىبندد.