پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

بحثى ديگر در ازدواج موقت‏

بحثى ديگر در ازدواج موقت‏

منابع مقاله:

کتاب   : تفسير حكيم جلد هشتم

نوشته  : حضرت آیت الله حسین انصاریان

بسيارى از مردم بخاطر نداشتن امكانات مالى و گرفتارى‏هاى ديگر، دسترسى به ازدواج دائم ندارند، و نيز مسافرت‏هاى طولانى و مأموريت‏هاى درازمدت باعث مى‏شوند كه مردها از همسرانشان محروم گردند و نتوانند در انجام وظائف مهم اجتماعى و خانوادگى گام‏هاى مؤثرى بردارند و چه بسا بعضى از ماموران بى‏همسر باشند كه خود موجب گرفتارى بيشترى است، و از طرفى گرفتارى‏هاى زنان در دوران عادت ماهانه يا بيمارى‏هاى دراز مدت و روزگار حمل و باردارى و احياناً ساير ايام مردانشان را از آميزش و بهره‏مندى جنسى محروم سازد، و نيز طولانى بودن ايام تحصيل در اين دوران اخير و بعد از آن، و قرار گرفتن در مدار دانشجوئى آن هم توأم با فقر مالى و احياناً رفتن به كشور ديگر براى ديدن دوره تخصص، با توجه به مشكلات و مسئوليت‏هاى ازدواج دائم كه انجامش دانشجو را با مشكلات فراوان‏ترى روبرو مى‏كند، و بالاخره زنان بيوه داراى فرزند كه در جوامع شانس ازدواج دائم كمتر دارند، و چه بسا ازدواج دائم براى اين گونه زنان مشكلات افزون‏ترى را بر مشكلاتشان اضافه نمايد، بايد از مخالفان ازدواج موقت چه از سنى مسلكان و چه از روشنفكران كه دنباله‏رو فرهنگ ديگرانند پرسيد اين گروه‏ها و نظائر اينان كه در جامعه كم نيستند با هيجانات شهوت و حملات‏ سنگين غريزه جنسى بايد چگونه مبارزه كنند؟ و خود را از ناراحتى‏هاى طاقت‏فرساى اين نيروى پرقدرت چگونه نجات دهند؟

آيا در اين فرض‏ها استفاده كردن از داروهاى مهلك و نابودكننده غريزه‏ى جنسى معقول است، و آيا رهبانيت و رياضت كشيدن و سركوب غرائز با دست خود كه در اسلام به شدت ممنوع است راه‏گشاى اين مشكل پيچيده است؟ و نهايتا آيا در اين موارد پناه بردن به دامن فحشاو بى‏بند و بارى و تهديد حيثيت خانواده‏ها و جامعه را به لجن فساد عام آلوده كردن از نظر عقل و منطق صلاح است؟

چنانچه اين راه‏ها منطقى و عقلى و شرعى نباشد، دانشمندان اهل سنت كه اكثرشان با ازدواج شرعى زمان‏دار مخالفند و جامعه‏شناسان در اين مورد چه راه‏حلى ارائه مى‏كنند؟

براى نجات از اين راه پر پيچ و خم و خطرناك آقاى راسل فيلسوف معروف انگليسى همان روش‏غربى‏ها و پناه بردن به فحشا و منكرات و شكار شدن مردان را پيشنهاد مى‏كند، و گروهى نيز هر چند تعداد زيادى نيستند راهنمائى به رياضت و رهبانيت مى‏كنند، و علماى اهل سنت يا پاسخ نمى‏دهند، يا راهى كه حضرت حق در آيه‏ى بحث به روى انسان باز كرده به خاطر خوشنودى عمر و به دنبال فرمان او داير بر حرمت ازدواج زمان‏دار حرام اعلام مى‏كنند، ولى اسلام ناب محمدى و فرهنگ قرآنى و فقه اهل بيت كه در هر روزگارى حلال مشكلات و راه‏گشاى انسان‏ها هستند مى‏گويد، راضى به سركوب غرائز و اشاعه‏ى فحشا، و تخريب اخلاق، و بى‏آبرو شدن مردان و زنان و خانواده‏ى آنان نيستم، بلكه نيازهاى طبيعى بايد به صورتى مشروع پاسخ داده شود و چاره اين نوع مشكلات‏ فقط ازدواج موقت و به عبارت ديگر متعه است، چنان كه در آيه‏ى 24 سوره‏ى نساء به طور صريح به اين حقيقت اشاره شده است.

از حضرت باقر (ع) روايت شده:

«احلها فى كتابه و على سنة نبيه فهى حلال الى يوم القيامة:» «1»

خداوند آن را در قرآن مجيد و سنت پيامبرش حلال نموده و تا روز قيامت حلال و مشروع است.

از حضرت صادق (ع) روايت شده:

«ليس منا من لم يؤمن برجعتنا و لم يستحل متعتنا:» «2»

هر كه منكر رجعت ما و ازدواج موقت باشد و آن را حلال و مشروع نداند از ما نيست.

و نيز آن حضرت فرمود:

«المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة:» «3»

متعه حكمى است از جانب خدا و پيامبرش كه در قرآن و سنت از آن ياد شده است.

 

اهل سنت و متعه‏

با توجه به روايات اهل بيت و روايات فراوانى نظير آنها در كتاب‏هاى اهل سنت و از همه مهم‏تر با نظر به آيه‏ى 24 سوره‏ى نساء و مشروعيت و حليت ازدواج موقت يك موضوع مسلم انكار ناپذير و كارى شرعى و ضرورت اسلامى‏

و اجتماعى است، و هيچ مسلمانى دليل قانعكننده اى بر عدم حليت آن نمى‏تواند اقامه كند.

در كتاب‏هاى معتبر اهل سنت و از جمله در صحاح سته كه علماى مذاهب مختلف سنت آنها را هم چون قرآن صحيح و معتبر مى‏دانند روايات مهمى نقل شده كه ازدواج موقت بر اساس حكم حق در قرآن و سنت پيامبر تشريع شده و صحابه و در زمان رسول خدا و ابوبكر و عمر به آن عمل كردند، جز اين كه عمر به ميل خودش آن را بر مسلمانان حرام و ممنوع نمود.

علامه امينى صاحب كتاب جهانى و استوار الغدير پس از بررسى كامل كتاب‏هاى اهل سنت احاديث مربوطه به حليت متعه را از خود آنان نقل كرده و نهايتاً مى‏گويد:

«نزلت آيه المتعة فى كتاب الله عزوجل و لم تنزل آيه بعدها تنسخها:» «4»

اين جمله از صحاح آنان نقل شده كه مؤلفان همه آنها مى‏گويند: آيه متعه و ازدواج موقت در قرآن مجيد آمده و سپس هيچ آيه‏اى اين حكم را نسخ نكرده است.

مسلم كه از علماى مورد توجه اهل سنت است مى‏گويد: جابر بن عبدالله انصارى نقل مى‏كند كه ما در زمان رسول خدا و ايام حكومت ابوبكر به آيه‏ى متعه عمل مى‏كرديم و اين سنت جارى بود تا اين كه عمر آن را ممنوع و حرام اعلام كرد! روزى ابوحنيفه كه رهبر مذهبى گروه زيادى از اهل سنت است به محضر حضرت صادق آمد و از آن حضرت درباره‏ى ازدواج موقت سئوال كرد و گفت: از قانون متعه به من خبر ده كه آيا قانون حقى است، حضرت با تعجب فرمودند:

«سبحان الله ما قرأت كتاب الله عزوجل: فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فريضه.»

سبحان الله مگر آيه‏ى 24 سوره‏ى نساء را نخوانده‏اى، سپس آيه را قرائت كرد، ابوحنيفه گفت: به خدا سوگند گويا من تا به حال اين آيه را نديده‏ام!

در كتاب صحيح ترمذى كه فوق‏العاده مورد اطمينان اهل سنت است آمده: شخصى از اهالى شام از عبدالله بن عمر فرزند حاكم پس از ابوبكر در مورد حج تمتع و در حديثى ديگر درباره‏ى متعه سؤال كرد كه نظرت در اين مورد چيست؟ فرزند عمر با كمال صراحت پاسخ داد من اينها را حلال مى‏دانم، مرد شامى گفت: مگر پدرت اينها را حرام نكرده؟ عبدالله گفت: اگر پدرم از اين امور نهى كند، پيامبر خدا آنها را اجازه داده، آيا من سنت مقدس رسول خدا را رها كرده و از گفته‏ى پدرم تبعيت نمايم، آنگاه برآشفت و گفت برخيز و از نزد من بيرون رو.

 

فرزند متعه مخالف متعه‏

مسلم از عالمان اهل سنت نقل مى‏كند كه عبدالله بن عباس «كه از راويان مورد وثوق اهل سنت است» به شدت ازدواج موقت را تبليغ مى‏كرد، و در برابر عبدالله بن زبير با اين قانون مصرانه مخالفت مى‏ورزيد و از آن منع مى‏كرد، و از اين جهت با عبدالله بن عباس به شدت دشمنى مى‏ورزيد و او را مسخره مى‏كرد. «5»

روزى عبدالله بن زبير در اوج قدرتش كه بر بخشى از سرزمين اسلامى حكومت داشت در مكه مشغول سخنرانى بود، بناگاه عبدالله بن عباس وارد مسجد شد، پسر زبير از ديدن او به خشم آمد و خطاب به مردم گفت: اين مرد نابينا كه به سوى شما مى‏آيد، خداوند قلبش را نيز مانند چشمش كور كند كه به عايشه ام‏المؤمنين و اصحاب پيامبر لعن و نفرين مى‏كند و ازدواج موقت را كه نوعى زناست حلال مى‏داند!

عبدالله كه در اواخر عمرش نابينا شده بود اين سخنان را شنيد و با كمك غلامش عكرمه به نزد عبدالله بن زبير آمد و به او گفت: اى پسر زبير به اين دستور الهى و سنت نبوى در زمان رسول خدا عمل شده و هيچ حكمى بر نسخ و باطل كردن آن نيامده است، و دليل من گفتار فرزند صحاك «يعنى عمر حاكم پس از ابوبكر است» كه فرياد زد: دو متعه حج و نكاح در زمان رسول خدا حلال بوده و من آنها را حرام اعلام مى‏كنم، و هر كس به آنها عمل كند وى را شكنجه نموده و به كيفر مى‏رسانم، اى پسر زبير ما شهادت عمر را در حلال بودن آنها مى‏پذيريم اما تحريم و بدعت او را ابداً قبول نمى‏كنيم، و اين مسئله را آگاه باش كه تو از متعه و ازدواج موقت متولد شده‏اى و اگر باور ندارى هنگامى كه نزد مادرت رفتى از او بپرسى كه جريان عباى عوسجه چيست؟

ابن عباس اين را گفت و سپس به راهى كه در پيش داشت ادامه داد، فرزند زبير در حالى كه لبريز از خشم و ناراحتى شده بود نزد مادرش آمد و قصه را گفت، مادرش داستان را به اين صورت بيان كرد: روزى پدرت زبير نزد پيامبر بود و از نداشتن همسر شكايت داشت، رسول خدا يكى از دو عبا را كه عوسجه به آن حضرت داده بود به پدرت بخشيد، و سپس پدرت با مهريه قرار دادن آن عبا با من ازدواج موقت كرد و تو ثمره آن ازدواج هستى، اى پسر مگر به تو نگفتم‏

كه با بنى‏هاشم از در مجادله و درگيرى وارد مشو، زيرا هرگز نمى‏توانى در برابر بيان و گفتار محكم آنان مقاوت نمائى؟ «6»

 

تحريم متعه به دلخواه حاكم‏

اگر كتاب‏هاى مهم فقهى و حديثى اهل سنت را بررسى كنيد، نشان مى‏دهد كه ده‏ها حديث معتبر در باب متعه و مشروعيت ازدواج موقت در آنها ثبت است و اعلام شده كه اصحاب رسول خدا به اين حكم الهى و سنت نبوى عمل نموده‏اند و از همه روشن‏تر گفتار عمر بن خطاب حاكم معرفى شده ابوبكر است كه با كمال صراحت شهادت مى‏دهد كه اين نوع ازدواج در زمان رسول خدا مشروع و حلال بوده، ولى من از پيش خود حرام مى‏كنم و انجام دهندگانش را مجازات مى‏نمايم.

در كتاب صحيح مسلم آمده كه عمر بر فراز منبر پيامبر خطاب به مردم فرياد زد:

«ثلاث كن فى عهد رسول الله و انا احرمهن و اعاقب عليهن متعة النساء و متعه الحج و قول حى على خير العمل:» «7»

عمل به سه چيز در زمان پيامبر در جريان بوده و حلال دانسته مى‏شد، اكنون من حرمت آن سه حكم را اعلام مى‏كنم و انجام دهندگانش را كيفر مى‏دهم و آنها عبارت‏انداز: ازدواج موقت، حج تمتع و جمله حى‏على خير العمل در اذان و اقامه.

اين گفتار به وسيله عمر در موارد متعدد و براى تهديد مردم تكرار مى‏شد از اين جهت با تغيير اندك و حذف بعضى از عبارات نيز نقل شده است مثل اين عبارت:

«ايها الناس متعتان كانتا على عهد رسول الله انا انهى عنهما و احرمهن و اعاقب عليهن متعة الحج و متعة النساء:» «8»

اى مردم دو متعه در زمان رسول خدا حلال بوده ولى شخص من آنها را حرام اعلام مى‏كند و هر كس مرتكب آنها شود او را به شدت كيفر مى‏دهم و آن دو عبارت‏انداز متعه حج و ازدواج موقت!

صاحب جواهر اين فقيه بزرگ كه اعاظم فقها بر سر سفره كتاب بى‏نظيرش جواهر متنعم‏اند پس از نقل اين داستان از عمر دائر بر تحريم ازدواج موقت به توجيه بى‏پايه اهل سنت براى تبرئه عمر كه حلال خدا را حرام نموده پرداخته كه آنان چنين مى‏پندارند: پيامبر خدا در تشريع قوانين الهى اجتهاد نموده و بر مجتهد ديگر جايز است بر اساس اجتهاد شخصى‏اش با پيامبر و قوانين محكم حق مخالفت كند، و عمر بر پايه اين معنى با قانون حلال ازدواج موقت مخالفت نموده و آن را بر ضد خواسته خدا و پيامبر حرام كرده است و عمر چون مجتهد بوده اين اختيار را داشته كه حلال خدا را حرام و حرام حق را حلال كند!!

برادران اهل سنت كه در اين مورد و موارد ديگر خطاهاى ابوبكر و عمر و عثمان و ديگر حاكمان را در دولت بنى‏اميه و بنى‏عباس و حتى خالد بن وليد را در كشتن مالك بن نويره و افراد قبيله‏اش و انجام زناى محصنه با زنان قبيله به اجتهاد نسبت داده‏اند و با كمال جسارت اعمال ضد قرآن و سنت نبوى آنان را توجيه مى‏نمايند بدون ترديد ناصحيح و بدون شك راه غلط و خطا مى‏پيمايند زيرا اين نوع اجتهادها «در صورتى كه اجتهاد كنندگانش از معارف الهيه و علوم اسلاميه و ابزار اجتهاد تهى بودند» اجتهاد در برابر صريح احكام الهى و صريح دستورات پيامبر و به اصطلاح فقهى اجتهاد در برابر نص است كه عقل عاقلان حتى عقل كم سوادان و بى‏سوادان آن را مردود مى‏داند، و اين اختيار و آزادى و اين حق از جانب خدا و پيامبر به كسى داده نشده كه هر زمان دلخواهش بود به تغيير احكام قرآن و سنت پيامبر برخيزد و حقايق دين را مورد هجوم قرار دهد و كجى و اعوجاج در صراط مستقيم ايجاد كند، و اسلامى بر خلاف اسلام خداوند بسازد.

كسى حق ندارد با اين استدلال واهى و بى‏پايه و سبك كه با اجتهاد مى‏توان به تغير قوانين محكم حق دست يازيد با قوانين خدا و سنت پيامبرش مخالفت كرد.

آيات 4 و 3 سوره نجم، آيات 65 و 66 و 61 سوره نساء، آيه 36 سوره احزاب آيه 7 سوره حشر و ديگر آيات قرآن اينگونه استدلال‏هاى شكمى، و توجيهات خنك و سبك را كه سبب وارد كردن ضربه‏هاى مهلك به اسلام ناب و عامل فرقه فرقه شدن مسلمانان است باطل و حرام و ممنوع اعلام مى‏كند.

بر اساس اين آيات در مقام تشريع و قانون‏گذارى نه تنها اصحاب پيامبر و حاكمان حق اجتهاد و دخالت و تغيير احكام را ندارند، بلكه بر طبق آيه قرآن مجيد رسول خدا در تدوين احكام مطيع فرمان حق بوده و از پيش خود رأساً اختيارى ندارد.

مصراً از علماى اهل سنت كه در ورطه هولناكى افتاده، و برخلاف عقل و منطق جنايات حاكمان و عوامل آنان را، و تغييراتى كه در احكام خدا داده‏اند، و دامن به هر معصيتى آلوده نموده‏اند به تكيه بر مسئله اجتهاد توجيه مى‏نمايند و آنان را عادل و مصيب مى‏دانند، شگفت‏آورترين مصونيت را براى آنان قائل‏اند مى‏خواهم گرچه براى يك لحظه هم شده، به خاطر خدا و براى نجات خود از اين توجيهات ضد منطق و حكمت و براى حفظ قيامت خودشان كه در دادگاه‏هاى الهى محكوم نشوند به متن اين آيه شريفه كه صراحت كامل دارد پيامبر هم از پيش خود نمى‏تواند امرى را تشريع، يا حقيقتى را تغير و تبديل دهد دقت كافى كنند، باشد كه از اين توجيهات خطرناك و خطرزا رهائى يافته و استوارى و عظمت مكتب اهل بيت و فقه شيعه را كه برگرفته از امامان معصوم است درك كنند و به جاى تبعيت از ديگران از امامان تعيين شده از جانب رسول خدا تبعيت كنند.

وَ إِذا تُتْلى‏ عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ قالَ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنَا ائْتِ بِقُرْآنٍ غَيْرِ هذا أَوْ بَدِّلْهُ قُلْ ما يَكُونُ لِي أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِي إِنْ أَتَّبِعُ إِلَّا ما يُوحى‏ إِلَيَّ إِنِّي أَخافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ: «9»

چون آيات روشن ما بر آنان خوانده شود كسانى كه ديدار قيامت و محاسبه شدن اعمالشان را اميد ندارند مى‏گويند: قرآنى غير اين قرآن بياور يا آن را به آياتى ديگر كه خوش آيند طبع ما باشد تغيير ده بگو مرا نرسد كه آيات الهى را از نزد خود تغيير دهم‏ من جز آنچه را بر من وحى مى‏شود پيروى نمى‏كنم من اگر پروردگارم را نافرمانى كنم از عذاب روزى بزرگ مى‏ترسم.

علماى اهل سنت و توجيه‏گران اعمال نارواى سردمداران سقيفه و اربابان اموى و عباسى ملاحظه مى‏كنيد كه در اين آيه شريفه تغيير و تبديل احكام حق حتى اگر به دست رسول خدا صورت بگيرد موجب عذاب و كيفر در آخرت شمرده شده است.

اميرمؤمنان على (ع) كه از ديدگاه شما اهل سنت واجب الاطاعه شمرده شده و از خلفاى راشدين محسوب مى‏شود در زيان و خسارت تحريم متعه كه از جانب عمر بر خلاف آيه 15 سوره يونس اعلام شده مى‏فرمايد:

«لولا ان عمر نهى عن المتعة مازنى الاشقى:» «10»

اگر عمر ازدواج موقت را حرام اعلام نمى‏كرد، جز افراد بدبخت و بى‏شرافت كسى زنا نمى‏كرد.

پی نوشت ها:

 

______________________________

(1)- وسائل الشيعه ج 14 ص 437.

(2)- بحار ج 103 ص 320.

(3)- روضة المتقين ج 8 ص 467.

(4)- الغدير ج 6 ص 198.

(5)- شرح من لا يحضره الفقيه ج 8 ص 457.

(6)- مستدرك الوسائل ج 2، 587.

(7)- صحيح مسلم ج 3، باب المتعه ص 38.

(8)- جواهر الكلام ج 30، ص 139.

(9)- يونس 15.

(10)- مجمع البيان ج 5، ص 61- الميزان ج 4، ص 313.

 

منبع
  • پایگاه عرفان