حقانيت پيامبر صلىاللهعليهوآله از زبان انبياى گذشته
مهديه تهـران دهه دوم صفر 1365
الحمدلله رب العالمين و صلّى الله على جميع الانبياء والمرسلين و صلّ على محمد و آله الطاهرين.
در قطعه دوم آيه هشتاد و هفت سوره مباركه آل عمران، وجود مقدس حضرت حق مىفرمايد: آنهايى كه در اين دنيا هستند، و خودشان حق بودن رسول من صلىاللهعليهوآله را شاهد بوده و هستند:
« وَشَهِدُواْ أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ »[1]
جالبتر از آن اين كه پروردگار عالم در قرآن مجيد مىفرمايد: حق بودن پيغمبر صلىاللهعليهوآله، براى اهل زمان موسى و عيسى و ابراهيم عليهمالسلام هم معلوم بوده است. با اين كه آن وقت پيغمبر صلىاللهعليهوآلهظاهرا در دنيا نبودند.از زمان ابراهيم و موسى و عيسى عليهمالسلام تا ظهور پيغمبر صلىاللهعليهوآلهچند هزار سال طول كشيده است؟ نزديكترين پيغمبر به پيغمبر اسلام صلىاللهعليهوآله در بين انبيا عليهمالسلام عيسى مسيح عليهالسلام است كه نزديك به شش قرن بين حضرت عيسى و رهبر اسلام فاصله بوده است.
خبر از پيامبر صلىاللهعليهوآله در تورات و انجيل
قبل از اين كه حضرت به دنيا بيايند، پروردگار عالم مىفرمايد: من اوصاف و صفات و هويت و شخصيت رسولم را در تورات موسى و انجيل عيسى بيان كرده بودم:
« مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى التَّوْرَيةِ وَالإِْنجِيلِ »[2]
دعاى ابراهيم عليهالسلام بر بعثت پيامبر صلىاللهعليهوآله
ابراهيم عليهالسلام كه خانه كعبه را ساخت، تكيه به ديوار خانه داد، چند دعاى مهم كرد كه يك دعايش هم اين بود:
« رَبَّنَا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ »[3]
معروف است كه فاصله بين حضرت ابراهيم عليهالسلام و پيغمبر صلىاللهعليهوآله اسلام شش هزار سال است، شايد هم بيشتر بوده باشد.
بعد از زمان ابراهيم عليهالسلام، شش هزار سال ديگر بنا بوده پيغمبرى صلىاللهعليهوآله مبعوث به رسالت بشود.[4]
بيان سه ويژگى پيامبر صلىاللهعليهوآله از زبان ابراهيم عليهالسلام
ابراهيم عليهالسلام از بعثت اين پيغمبر صلىاللهعليهوآله به مردم مكه خبر داده بود كه: شما منتظر باشيد در اين شهر معلمى خواهد آمد كه سه كار او را من برايتان مىگويم.
يكى اين كه: آيات خدا را بر شما مىخواند. البته در متن آيه دارد:
« يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِكَ »
او آيات را براى شما تلاوت مىكند. تلاوت با قرائت فرق مىكند.
اين آياتى كه او برايتان مىخواند، چيست؟ همان آيات آفاق و انفس است و هم آيات كتاب خودش ـ قرآن ـ است.
دوم اين كه: مفاهيم عالى قرآن را كه بالاترين كتاب خدا است، به شما ياد مىدهد؛
« وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْحِكْمَةَ »
اينها را ابراهيم عليهالسلام مىگويد و پروردگار در سوره بقره نقل مىكند.
سوم اين كه:
« وَ يُزَكِّيهِمْ »
اين معلم شما را از نظر عوارض نفسى تزكيه مىكند و شما را تبديل به يك انسان پاك مىكند. البته همه اينها در گرو اين است كه شما به حرف پيغمبر گوش بدهيد.
اطلاع پيامبران عليهمالسلام از بعثت پيامبر صلىاللهعليهوآله
حق بودن او را چند هزار سال قبل از اين كه به وجود بيايد، انبياى گذشته خبر دادند. از زمان ابراهيم، موسى، عيسى عليهمالسلام خبر داده شده است.
من يك سلسله اطلاعاتى قبل از ظهورش و يك سلسله اطلاعاتى هم بعد از ظهور خودش را بيان مىكنم.
شعر ميرزا صالح فراهانى در وقايع مربوط به پيامبر صلىاللهعليهوآله
البته مىتوانيم كتابى را آدرس بدهيم كه دقيق اين مسائل را پشت سر هم عنوان كرده باشد؛ ميرزا صالح فراهانى واقعا زحمت كشيده و كتابهاى زيادى را مطالعه كرده، تا توانسته تمام اخبار قبل از به دنيا آمدن پيغمبر صلىاللهعليهوآله را راجع به پيغمبر صلىاللهعليهوآله نظام بدهد، و بعد در قالب نظم بريزد:
برخيز شتربانا بربند كجاوه
كز چرخ همى گشت عيان رايت كاوه
از شاخ شجر برخاست آواى چكاوه
و از طول سفر حسرت من گشت علاوه
بگذر بشتاب اندر از رود سماوه
در ديده من بنگر درياچه ساوه
از سينهام آتشكده فارس نمودار
از رود سماوه ز ره نجد و يمامه
بشتاب و گذر كن به سوى عرض تهامه
بردار پس آنگه گوهرافشان سرخامه
اين واقعه را زود نما نقش به نامه
در ملك عجم بفرست با پر همامه
تا جمله ز سرگيرند دستار و عمامه
جوشند چو بلبل به چمن كبك به كهسار
باز در اين قطعه اشاراتى به قبل از ظهور پيغمبر صلىاللهعليهوآله و به دنيا آمدن ايشان كه نشانگر حق بودن وجود مقدس او است.
از اينجا به بعد، مربوط به يك واقعه و حادثه است كه حادثه فريادگر آمدن رسول حقى در جهان است:
بوقحف چرا چوب زند بر سر اشتر
كاشتر بسجود آمده زانو به تبختر
افواج ملك را نگر اى خواجه بهادر
كز بال همى لعل فشانند و ز لب در
از عدتشان سطح زمين يكسره شد پر
چيزى كه عيان است چه حاجت به تفكر
آن را كه خبر نيست فكار است ز افكار
با ابرهه گو خيل به تعجيل نيايد
كارى كه تو خواهى دگر از فيل نيايد
برگو به سپاهت ز ره نيل نيايد
رو تا به سرت جيش ابابيل نيايد
بر فرق تو و قوم تو سجيل نيايد
تا كيد تو در مورد تضليل نيايد
تا صاحب خانه نرساند به تو آزار
بنويس يكى نامه به شاپور ذوالاكتاف
كز اين عربان كتف مبر، نايژه[5] مشكاف
هشدار كه سلطان عرب، داور انصافگسترده به پهناى زمين، دامن الطاف
اين است كه ساسان به دساتير خبر داد[6]
هشدار خدا به يهود و نصارى
اينجا ديگر صحبت انبيا نيست. قرآن صريحا مىگويد: ابراهيم عليهالسلام در خانه كعبه از آمدن رسول حق صلىاللهعليهوآله با سه ويژگى خبر داد. به يهودىها مىگويد: همين تورات فعلى را برداريد و بخوانيد. من قبلاً در اين تورات:
« مَكْتُوبًا عِندَهُمْ فِى التَّوْرَيةِ وَالإِْنجِيلِ »
تمام ويژگىهاى پيغمبر صلىاللهعليهوآله را گفتهام.
به مسيحيان مىگويد: كتاب انجيل را برداريد و بخوانيد، من از آمدن رسول بر حقم خبر دادم.
خدا براى يك معلم چه غوغايى كرده است! و چه عظمتى دارد آن كسى كه شاگرد خوب اين معلم باشد، و چه پست و نامرد است كسى كه حق بودن پيغمبر صلىاللهعليهوآله برايش روشن باشد و شاگرد دزد و غاصب و نامرد و بىمعرفت است. اين معلم را رها كرده و شاگرد شيطان و هواى نفس و رفيقش شده است.
پی نوشت ها:
[1] ـ آل عمران 3 : 86؛ «و به حقّانيّت رسول اسلام شهادت دادند.»
[2] ـ اعراف 7 : 157؛ «نزد خود [ با همه نشانهها و اوصافش ] در تورات وانجيل نگاشته
مىيابند.»
[3] ـ بقره 2 : 129؛ «پروردگارا ! در ميان آنان پيامبرى از خودشان برانگيز ، كه آيات تو را بر آنان
بخواند ، و آنان را كتاب و حكمت بياموزد ، و [ از آلودگىهاى ظاهرى و باطنى ] پاكشان كند.»
[4] ـ تفسير القمى: 1/62، إبراهيم و بناء البيت؛ «... فقال إبراهيم لما فرغ من بناء البيت «رَبِّ
اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَراتِ مَنْ آمَنَ مِنْهُمْ بِاللّهِ وَ الْيَوْمِ الآْخِرِ» قال من ثمرات القلوب أي حببهم إلى الناس لينتابوا إليهم و يعودوا إليهم و أما قوله رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِكَ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ فإنه يعني من ولد إسماعيل عليهالسلام فلذلك قال رسول الله صلىاللهعليهوآله: أنا دعوة أبي إبراهيم عليهالسلام.»
[5] ـ نايژه: شاخههاى ناى كه درون شش قرار دارد، لوله باريك كه آب از آن عبور مىكند.
ادامه دارد . . .