براى همه ما ثابت شد كه رشد و كمال و ظهور همه استعدادهاى ما ـ چه در امور معنوى، و چه در امور دنيايى ـ به رابطه ما با وجود مقدس حضرت او بستگى دارد.
كسى كه در حد استعداد و امكان و وسع خودش با اين مرد ملكوتى در رابطه باشد، معنى رابطه هم اين است كه ايشان را به عنوان مهمترين معلم نسبت به همه امور انسانى خودش بداند.
آن وقت اگر اهل انصاف و عقل و انديشه باشد، به حالت قبول مىرسد. بعد از اين كه برايش حالت قبول آمد، برنامههاى ايشان را بايد در حد خودش، يا با تحصيل علم، يا در كنار يك معلم دنبال كند.
برنامههاى ايشان هم در درجه اول كتاب خدا است، و در مرحله بعد فرمايشهاى ايشان خود و اهلبيتش عليهمالسلام.
اين مجموعه شخصيت پيغمبر صلىاللهعليهوآله است كه انسان با رابطه با اين مجموعه، نوع آن شخصيت را كسب مىكند. چه در اعتقاد، چه در اخلاق و چه در عمل، آن وقت انسان محبوب خدا مىشود:
« قُلْ إِن كُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِى يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ »
به مردم بگو: اگر واقعاً خدا را مىخواهيد، و مىخواهيد دلتان منور به نور حق شود، يا در سوره احزاب فرمود: به مردم بگو: اگر يك قيامت آبادى مىخواهيد، اگر اميد داريد كه عنايات خدا به شما برسد و اهل ذكر كثير شويد كه امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: بستگى عمل به واجبات الهيه و پاك نگاه داشتن خود از محرمات، ذكر الهى است.
و تذكر هم داده و مىفرمايد: ما وقتى به شما مىگوييم بياييد و اهل ذكر بشويد، منظور اين نيست كه يك تسبيح در دستتان بگردانيد و يك سلسله كلمات عربى پاك را تكرار كنيد، اين كار را كه همه مىتوانند بكنند. اين ذكر گفتن عمومى است و خيلى مهم نيست.
ممكن است خداى نكرده يك نفر مىخواهد برود زنا كند، اما صد دفعه هم «لا اله الا الله» مىگويد.
يا يك كسى مىخواهد برود و به ناحق كسى را بزند. پشت چراغ قرمز گير كند و بگويد: «الله اكبر»
الان قدمش قدم جرم و معصيت و خطا است، اما «الله اكبر» و «لا اله الا الله» مىگويد.