منابع مقاله:
کتاب : تفسير حكيم جلد هشتم
نوشته : حضرت استاد حسین انصاریان
تدبر در نظر لغت به معناى ژرف انديشى و عاقبت انديشى است.
اين لغت چهار بار در قرآن مجيد به كار رفته است، در سه آيه، قرآن كريم مخاطبين خود را به تدبر در اعماق و مقاصد پيام خويش دعوت نموده است، آهنگ و سياق اين آيات نوعى توبيخ و اعتراض را به همراه دارد.
أَ فَلَمْ يَدَّبَّرُوا الْقَوْلَ: «1»
آيا در اين قرآن كه حاوى همه مايه هاى سعادت دنيا و آخرت است و داراى اصول و معارف و احكام استوار مى باشد انديشه عميق نمى كنند؟!
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها: «2»
آيا در قرآن، كتابى كه آيات و معارفش نشان مى دهد وحى است، و هادى مردم به سوى حقايق است، و عمل به آن خير دنيا و آخرت را تضمين مى كند انديشه عميق نمى نمايند مگر بر دلها قفل ها قرار دارد؟
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً: «3»
پس چرا قرآن را عميقاً انديشه نمى كنند، اگر از نزد غير خدا بود در آن اختلاف بسيارى مى يافتند.
مخاطبين اين آيات كسانى هستند كه به حقانيت و وحى بودن اين كتاب به ديده ترديد نگريسته و يا منكر آن مى باشند، و نيز كسانى هستند كه به تقليد و بدون معرفت به آن ايمان آورده و در حقايش انديشه نمى كنند.
در آيه چهارم، محتواى پر خير و بركت قرآن را بيان مى كند تا به واسطه تدبر در آن از بركات عظيمش بهره مند گردند.
كِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَيْكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آياتِهِ وَ لِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبابِ. «4»
اين كتاب پر بركتى است كه آن را به تو نازل كرديم تا آياتش را تدبر كنند و خردمندان متذكر شوند.
با دقت و تأمل در اين آيات و سياق آن مى يابيم كه وحى بودن و الهى بودن قرآن بدون تدبر در آن براى كسى روشن نخواهد شد، و نيز بدون انديشه عميق در قرآن نمى توان از ذخائر بى كران و پر خير و بركت كلام خدا بهره جست، و هم چنين نمى توان از ظلمت شك و ترديد و حيرت و سرگردانى نفاق نجات يافت و به ايمانى راسخ و يقينى استوار رسيد.
و نيز بدون تدبر در قرآن عمق و مغز آيات را نمى توان به دست آورد، و به حقايق شگفت و حيرت آورش پى برد.
آن كه در آيات به تدبر مى نشيند با تمام وجود و با همه مشاعرش در جاى جاى قرآن حضور خدا را حس مى كند، و دل و جانش را از نور خدا سرشار مى نمايد، تعبير «لوجدوا» اين معنا را به خوبى نشان مى دهد.
در بيان اميرمؤمنان است كه مغز و حقيقت ناب و خالص اسلام را شخص متدبر مى يابد:
«فجعله امنا لمن عقله و ... فهما لمن عقل و لبا لمن تدبر:» «5»
خداوند اسلام را مأمن و امنيت قرار داد براى كسى كه به آن متصل شود، و فهم قرار داد براى آن كه تعقل نمايد، و مغز قرار داد براى كسى كه تدبر نمايد.
اين بيانات نقش اساسى تدبر را در وصول به حقيقت قرآن و اسلام به ما نشان مى دهد.
از خود قرآن استفاده مى شود كه كسانى حقيقتاً به اسلام و قرآن ايمان دارند كه كتاب خدا را آنگونه كه شايسته است تلاوت نمايند.
الَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ: «6»
بنابراين آيه آن كه تلاوت شاسته و پيروى از قرآن در زندگى اش نباشد از ايمان تهى و در زمره كسانى است كه همه مايه هاى وجودى اش را از دست داده باشد، چنان كه در دنباله آيه مى فرمايد:
وَ مَنْ يَكْفُرْ بِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ.
با مقايسه اين آيه شريفه با آيه 29 سوره ص كه هدف از نزول و وسيله بهره مندى از قرآن را تدبر در آيات معرفى مى كند، در مى يابيم كه تلاوت راستين و شايسته جريان تدبر در آيات است.
از آنجا كه قرآن طبيب است و ما بيمار، و از آنجا كه قرآن طعام روح است و ما نيازمند به آن، و از آنجا كه حالات و اوضاع روحى در شرايط مختلف و اوقات شبانه روز متفاوت مى باشد، در برخورد با قرآن و تدبر در آن گاه نيازمند شنيدن و وقت ديگر نيازمند به قرائت آن مى باشيم از اين جهت تدبر در قرآن از دو طريق شنيدن يا قرائت مى تواند صورت بگيرد.
تدبر، از طريق شنيدن آيات به شيوه استماع و سكوت همراه با انديشه، و از طريق قرائت به شيوه ترتيل يعنى نيكو و خوب قرائت كردن حاصل مى شود.
وَ إِذا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ أَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ: «7»
چون قرآن بخوانند، به آن گوش فرا دهيد و سكوت همراه با انديشه نمائيد تا به يقين مورد رحمت قرار گيريد.
وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا: «8»
قرآن را به شيوه اى نيك و با تأنّى كه بتوانى مفاهيم آن را درك كنى تلاوت كن.
استماع گوش دادن به همراه پذيرش و انصات سكوت توام با تمركز فكر و آرامش باطنى است، ترتيل پيروى و تبعيت لفظى و معنوى از چينش خاص آيات و سير فكرى و روحى در فضاى آن مى باشد.
«الا من اشتاق الى الله فليستمع كلام الله» «9»
پيامبر مى فرمايد: آگاه باشيد هر كه به خداوند اشتياق دارد پس به قرآن گوش فرا دهد.
و نيز آن حضرت مى فرمايد:
«اذا احب احدكم ان يحدث ربه فليقرء القرآن:» «10»
هر گاه يكى از شما عشق به اين داشت كه با پروردگارش سخن بگويد قرآن بخواند.
شيوه مستمر و عمده در مسئله تدبر شيوه ترتيل مى باشد، كه در رأس برنامه هاى خودسازى پيامبر و يارانش در سوره مزمل مطرح گشته است، كه هم مقام خلوت و انس فردى را نظر دارد، و هم در حضور مؤمنان مى تواند مطرح باشد، لكن شيره استماع و انصات مقام حضور در جمع مؤمنان را نظر دارد كه با قرائت آيات توسط يك فرد ديگران بايد به استماع و انصاف بپردازد.
علاوه بر آن اوضاع و حالات روحى گاه اتقضا مى كند كه انسان به جاى شيوه ترتيل، شيوه استماع و انصاف را برگزيند، همان گونه كه اين روش را در عملكرد رسول خدا مشاهده مى كنيم كه گاه به يكى از اصحاب به ويژه به بلال مى فرمودند قرآن بخواند تا او استماع نمايد، چرا كه در آن شرايط تأثير استماع و انصات بيش از ترتيل مى باشد.
نهايتاً بايد با توجه به اوضاع نفسانى خود و با توجه به شرايط خارجى يكى از آن دو شيوه را برگزيد البته گاه فقط شيوه خاص ضرورت مى بايد.
الف: وقتى در تنهائى به سر مى بريم تنها شيوه ترتيل امكان پذير است.
ب: وقتى در جمع قرار داريم و كسى قرائت مى كند شيوه استماع و انصات مطرح خواهد بود.
بايد به اين نكته توجه داشت كه شيوه ترتيل به نوعى شيوه استماع و انصات را در بردارد، چرا كه در واقع قارى دو كار را با هم انجام مى دهد، يكى قرائت قرآن و شنواندن آن به ديگرى، ديگر آن كه آيات را با تمركز باطنى به گوش دل خود مى رساند، و سرزمين وجود خود را پيش از تأثير ديگران در معرض انوار قرآن قرار مى دهد.
براساس توضيح فوق روايتى جامع در تفسير آيه يتلونه حق تلاوته تلاوت راستين را همان تلاوت به شيوه ترتيل و سپس همان جريانات تدبر در آيات معرفى مى نمايد:
روايت به اين مضمون از امام به حق ناطق حضرت صادق نقل شده است:
«فى قول تعالى: يتلونه حق تلاوته: يرتلون آياته، ويتفهمون معانيه و يعملون باحكامه و يرجون وعده و يخشون عذابه و يتمثلون قصصه و يعتبرون امثاله و يأتون اوامره و يجتنبون نواهيه.
وما هو والله بحفظ آياته و سرد حروفه و تلاوة سروه و درس اعشاره و اخماسه، حفظوا حروفه و اضاعوا حدوده و انما هو تدبر آياته يقول الله تعالى: كتاب انزلناه اليك مبارك ليدبروا آياته:» «11»
امام صادق در رابطه با آيه: كسانى كه به آنان كتاب عطا كرديم، آن را آنگونه كه شايسته آن است تلاوت مى كنند فرمود:
آياتش را روشن و شمرده تلاوت مى نمايند، مى كوشند معانى اش را بفهمند و به احكام و دستوراتش عمل كنند، به وعده اش اميد مى بندند، و از هشدارهايش نسبت به عذاب مى تر سند، از داستان هايش سرمشق و الگو مى گيرند، و از مثل هايش پند مى آموزند، دستوراتش را عمل مى كنند، و از آنچه نهى كرده اجتناب مى ورزند.
به خدا سوگند كه حق تلاوت قرآن به حفظ آيات و پشت سر هم خواندن حروف و كلماتش و تلاوت سورهاى و مطالعه حواشى آن نيست، حروف و كلماتش را حفظ كردند و حدود و معانى اش را فرو گذاردند، حق تلاوت به تدبر و تأمل در آيات آن است خداوند مى فرمايد كتابى پر بركت بر تو نازل كرديم تا در آيات آن عميقاً انديشه كنند.
البته پيش از تدبر در آيات متدبر به اصولى نيازمند است كه در پرتو آن با ديدى روشن نه مشوب به قرآن بنگرد تا مسير كاربرد شيوه ها در آيات برايش روشن شود.
اين اصول اساسى بايد از هدايت ها و آموزش هاى امامان معصوم و اهل بيت پيامبر كه يكى از دو ثقلين هستند گرفته شود كه بدون آموزش آن خطر فرو غلتيدن در ورطه تفسير به رأى و انحراف در برداشت ها، متدبر در قرآن را تهديد مى كند. «12»
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- مؤمنون 68.
(2)- محمد 24.
(3)- نساء 82.
(4)- ص 29.
(5)- نهج البلاغه، خطبه 106.
(6)- بقره 121.
(7)- اعراف 204.
(8)- مزمل 4.
(9)- كنزالعمال، خ 2472
(10)- كنزالعمال، خ 2258.
(11)- تنبيه الخواطر، ج 2، ض 236.
(12)- تدبر در قرآن 31.