سليمان با مركب حكومتى در حركت بود، پرندگان بر سرش سايه داشتند، اجنه و مردم از دو طرفش در حركت بودند، به عابدى از عباد بنىاسرائيل گذشت، عابد گفت: پسر داود! به خدا قسم، خداوند ملك عظيمى به تو عنايت كرده.
سليمان فرمود: يك تسبيح در نامه عمل مؤمن بهتر است از ظواهرى كه به فرزند داود داده شده، آنچه به پسر داود دادهاند از دست مىرود، ولى تسبيح خدا در نامه انسان باقى مىماند «1».
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:
دنيا خانه كسى است كه خانه ندارد و به عبارت ديگر: خانه كسى است كه دل به آخرت نبسته و مال كسى است كه مال ندارد، جمع كننده آن بىخرد است، كسىكه آگاهى ندارد بر آن نيست، به ديگران دشمنى مىورزد و كسىكه فهم ندارد به خاطر آن حسادت مىكند و كسى كه يقين ندارد براى آن مىدود .
و نيز آن جناب فرمود:
كسىكه صبح كند و تمام همّتش دنيا باشد، نزد خدا آدم بىمقدارى است، در اين حالت خداوند دلش را خانه چهار خصلت مىكند:
1- غصهاى كه قطع نشود.
2- گرفتارى به صورتى كه از آن آزاد نگردد.
3- فقرى كه غنا به دنبالش نباشد.
4- آرزويى كه به آخرش نرسد .
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله روزى به جمع اصحاب وارد شد و فرمود:
از شما كسى علاقه دارد، خداوند كور دليش را معالجه و وى را صاحب بصيرت كند؟
بدانيد: هر كس تمام ميلش به جانب دنيا رود و آرزويش در اين خانه دراز شود، به همان مقدار كور دلى پيدا مىكند و هر آن كس نسبت به دنيا زهد بورزد و آرزويش را كوتاه نمايد، علم بدون معلم پيدا مىكند و هدايت بدون هادى مىيابد، بعد از من جمعى خواهند آمد كه مملكت جز به خونريزى و تكبر به دست نياورند و ثروت جز با فخر و بخل نيابند و محبت به غير خدا، جز به پيروى از هوا به دست نياورند، هر كس چنين زمانى را ديد و بر فقر حوصله كند در حالىكه توان غنى شدن داشته باشد و بر دشمنى بر غير حق استقامت كند در حالى كه قدرت بر محبت در او باشد و بر ذلت بندگى پايدارى نمايد، در حالىكه مىتواند عزت ظاهرى تحصيل كند و اين همه را براى خدا بخواهد، پروردگار عالم ثواب پنجاه صديق به او عنايت كند .
شخصى به حضرت على عليه السلام گفت: دنيا را برايم وصف كن، فرمود: چه بگويم از خانهاى كه سالم در آن ايمن نيست و مريض در آن پشيمان است، كسىكه در آنجا دچار فقر شود به غصه نشيند و هر كس داراى آن گردد گمراه شود، در حلالش حساب و در حرامش عقاب است .