منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هفتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
رازدارى و پرده پوشى و ستّاريت و غفّاريت حضرت حق بسيار در قرآن مجيد و روايات و دعاها آمده است.
انسان گناه مىكند، مرتكب معصيت واشتباه و خطا مىگردد، از اوامر حضرت محبوب سرپيچى مىكند، به محرمات و نواهى الهيه خود را آلوده مىسازد، بى حيايى و بى شرمى را به اعلا مرتبه مىرساند، روزى حق را مىخورد و در كمال جسارت و پررويى با حضرت او به مخالفت بر مىخيزد، عدل و انصاف و عقل و وجدان حكم مىكنند كه حضرت زمينهاى فراهم آورد، تا آبروى گناهكار در بين اقوام و نزديكان و مردم كوچه و بازار بريزد، اما مسئله برخورد پروردگار با بنده گنهكار به طور كامل بر عكس اين برنامه است.
تا جايى كه عبد با دست خودش در ميان مردم نسبت به آبرو و شخصيّتش پرده درى نكند، محال است حضرت ربّ العزه نسبت به او پرده درى كند و به آبرويش لطمه بزند.
به خصوص كه عبد از ايمان و اخلاق هم برخوردار باشد و از اين كه آبرويش بريزد واهمه و ترس داشته و در مقام خوف و خشيت به سر برد.
لغت شناسان عرب، در توضيح لغت «غفر» آن را به معناى پوشاندن و مستور داشتن معنا كردهاند، روى اين حساب، مىتوان صفت غافر را درحضرت حق به معناى ساتر و پوشاننده دانست.
راغب در مفردات مىنويسد:
اغْفِرُوا هذَا الْامْرَ بِغُفْرَتِهِ اىْ اسْتُرُوهُ بِما يَجِبُ انْ يُسْتَرَ بِهِ. «1»
آنگونه كه واجب است و بايستى پوشيده شود او را مستور دار.
پرده پوشى حق در آيات
«يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا انْ تَتَّقُوا اللّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً وَ يُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَ اللّهُ ذُوالفَضْلِ الْعَظيمِ» «2»
اى اهل ايمان! اگر [در همه امورتان] از خدا پروا كنيد، براى شما [بينايى و بصيرتى ويژه] براى تشخيص حق از باطل قرار مىدهد، و گناهانتان را محو مىكند، و شما را مىآمرزد؛ و خدا داراى فضل بزرگ است.
يا ايُّهَا النَّبِىُّ قُلْ لِمَنْ فى ايْدِيكُمْ مِنَ الْاسْرى انْ يَعْلَمِ اللّهُ فى قُلُوبِكُمْ خَيْراً يُؤْتِكُمْ خَيْراً مِمّا اخِذَ مِنْكُمْ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ» «3»
اى پيامبر! به اسيرانى كه در اختيار شمايند، بگو: اگر خدا خيرى در دلهاى شما بداند، بهتر از مالى كه [در برابر آزادى شما] از شما گرفتهاند به شما مىدهد، و گناهانتان را مىآمرزد و خدا بسيار آمرزنده و مهربان است.
يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَديداً* يُصْلِحْ لَكُمْ اعْمالَكُمْ وَ يَغْفِرْلَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ مَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ رَسُولَهُ فقَدْ فازَ فَوْزاً عَظيماً» «4»
اى اهل ايمان! از خدا پروا كنيد و سخن درست و استوار گوييد.* تا [خدا] اعمالتان را براى شما اصلاح كند و گناهتان را بر شما بيامرزد. و هركس خدا و پيامبرش را اطاعت كند، بىترديد رستگارى بزرگى يافته است.
تفصيل آيات غفران و عفو با خواست حق در تفسير سى و يكم در باب توبه خواهد آمد.
پرده پوشى حق در روايات
كتمان سرّ كه از اوصاف حضرت حق تعالى است در بيان حضرت رضا عليه السلام چنين آمده است:
لايَكُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِناً حَتى يَكُونَ فيهِ ثَلاثُ خِصالٍ: سُنَّةٌ مِنْ رَبِّهِ، وَ سُنَّةٌ مِنْ نَبِيِّهِ، وَ سُنَّةٌ مِنْ وَلِيِّهِ. فَالسُّنَّهُ مِنْ رَبِّهِ كِتْمانُ سِرِّهِ، قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ:
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ احَداً الّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ ...» «5». «6»
مؤمن از ايمان بى بهره است مگر در او سه خصلت باشد: خصلتى از خدا و خصلتى از پيامبر و خصلتى از امام.
اما خصلت از خدا رازدارى اوست، در قرآن مجيد فرموده: آگاه به پنهان اوست و هيچ كس را از آن پنهان آگاه نمىكند مگر رسولانى كه انتخاب كرده ...
امام صادق عليه السلام فرمود:
اوْحَى اللّهُ عَزَّوَجلَّ الى داوُدَ النَّبِىِّ عَلى نَبِيِّنا وَ آلِهِ وَ عَلَيْهِ السَّلام: يا داوُدُ، انَّ عَبْدِىَ الْمُؤْمِنَ اذا اذْنَبَ ذَنْباً ثُمَّ رَجَعَ وَتابَ مِنْ ذلِكَ الذَّنْبِ وَ اسْتَحْيى مِنّى عِنْدَ ذِكْرِهِ غَفَرْتُ لَهُ وَ انْسَيْتُهُ الْحَفَظَةَ وَ ابْدَلْتُهُ الْحَسَنَةَ، وَلا ابالى وَ انَا ارْحَمُ الرّاحِمينَ. «7»
خداوند عز و جل به داود پيغمبر خطاب كرد: اى داود! هرگاه بنده من گناهى مرتكب شد، سپس به من برگشت و از آن گناه توبه كرد و به وقتى كه به ياد آن گناه آمد، از من شرمنده شد، او را مىبخشم و حافظان عمل را نسبت به آن گناه فراموشى مىدهم و آن را تبديل به حسنه مىكنم و از اين همه باكى ندارم كه من مهربانترين مهربانانم!
پرده پوشى حق در ادعيه
در دعاى جوشن كبير آمده است:
يا حَبيبَ مَنْ لاحَبيبَ لَهُ، يا طَبيبَ مَنْ لاطَبيبَ لَهُ، يا مُجيبَ مَنْ لا مُجيبَ لَهُ، يا شَفيقَ مَنْ لا شَفيقَ لَهُ، يا رَفيقَ مَنْ لا رَفيقَ لَهُ، يا مُغيثَ مَنْ لا مُغيثَ لَهُ، يا دَليلَ مَنْ لا دَليلَ لَهُ يا انيسَ مَنْ لا انيسَ لَهُ، يا راحِمَ مَنْ لا راحِمَ لَهُ، يا صاحِبَ مَنْ لا صاحِبَ لَهُ. «8»
اى دوست آن كه براى او دوستى نيست، اى طبيب آن كه براى وى طبيبى نيست، اى پاسخ دهنده آن كه جوابگو ندارد، اى غمخوار بى غمخوار، اى رفيق بى رفيق، اى فريادرس بى فريادرس، اى راهنماى بى راهنما، اى همدم بى همدم، اى رحم كننده بر آن كه رحم كننده ندارد، اى همنشين بى همنشين.
اين واقعيّتها وقتى به گناهكار ارائه شود، چه حالى نسبت به حضرت حق پيدا مىكند؟ گنهكار به خاطر گناهان زيادش احساس غربت، بى حالى، سرگشتگى، مرض، تنهايى و هزار درد مىكند، وقتى آگاه شود خدا كيست و داراى چه اوصاف حميدهاى است، براى پرواز به سوى او بال و پر باز مىكند و به آمرزش خويش و اين كه با چنين خدايى پرده از كارش برداشته نمىشود، اميدوار مىگردد.
يا عُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى، يا رَجائى عِنْدَ مُصيبَتى، يا مُونِسى عِنْدَ وَحْشَتى، يا صاحِبى عِنْدَ غُرْبَتى، يا وَليى عِنْدَ نِعْمَتى، يا غِياثى عِنْدَ كُرْبَتى، يا دَليلى عِنْدَ حَيْرَتى، يا غِنائى عِنْدَ افْتِقارى، يا مَلْجَأى عِنْدَ اضْطِرارى، يا مُعينى عِنْدَ مَفْزَعى.
اى توشهام در سختيم، اى اميدم در گرفتاريم، اى همدمم در وحشتم، اى هم صحبتم در غربتم، اى سرپرستم در نعمتم، اى فريادرسم در غم زدگيم، اى راهنمايم در سرگردانيم، اى داراييم در تهيدستى ام، اى پناهم در ناچاريم، اى پشتيبانم در پريشانيم.
يا عَلّامَ الْغُيُوبِ، يا غَفّارَ الذُّنُوبِ، يا سَتَّارَ الْعُيُوبِ، يا كاشِفَ الْكُرُوبِ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، يا طَبيبَ الْقُلُوبِ، يا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، يا انيسَ الْقُلُوبِ، يا مُفَرِّجَ الْهُمُوِم، يا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ.
اى داناى غيبها، اى آمرزنده گناهان، اى پوشاننده عيوب، اى برطرف كننده غمها، اى دگرگون كننده دلها، اى پزشك دلها، اى روشن كننده دلها، اى همدم دلها، اى زداينده اندوهها، اى راحتگر از غمها.
يا مَنْ اظْهَرَ الْجَميلَ، يا مَنْ سَتَرَ الْقَبيحَ، يا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَريرَةِ، يا مَنْ لَمْ يَهْتِكِ السَّتْرَ، يا عَظيمَ الْعَفْوِ، يا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يا واسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يا باسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يا صاحِبَ كُلِّ نَجْوى، يا مُنْتَهى كُلِّ شَكْوى. «9»
اى آن كه زيبا را آشكار نمود و كار زشت را پوشاند، اى آن كه به سرعت به جنايت مؤاخذه نكرد. اى آن كه پرده درى ننمود، اى بزرگ گذشت، اى صاحب نيكو گذشت، اى پهناور آمرزش، اى هر دو دست گشاى به رحمت، اى مصاحب با هر گفتگوى سرّى، اى مرجع نهائى هر شكايت.
در دعاى شريف كميل است:
اللّهُمَّ مَوْلاىَ كَمْ مِنْ قَبيحٍ سَتَرْتَهُ. «10»
الهى، مولاى من، چه بسيار كار زشتى كه با لطف و رحمتت بر من گنهكار پوشاندى.
وَ كُلَّ سَيِّئَةٍ امَرْتَ باثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبينَ الَّذينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مايَكُونُ مِنّى، وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحى، وَ كُنْتَ انْتَ الرَّقيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ، وَ الشّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ وَ بِرَحْمَتِكَ اخْفَيْتَهُ وَ بِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ. «11»
با دستورت هر عمل زشتى را نويسندگان بزرگوار در پرونده من ثبت كنند و آنان را گواهانى عليه من قرار دادى به همراه اعضا و جوارحم و خودت نيز از دنبال آنان مراقب من بودى و گواه بر آنچه از آنها پوشيده و مخفى مىماند و اين تو بودى كه بر اثر رحمتت پوشاندى و به فضلت از چشم آنان دور داشتى.
در دعاى عرفه حضرت سيدالشهداء عليه السلام مىخوانيم:
يا مَنْ قَلَّ لَهُ شُكْرى فَلَمْ يَحْرِمْنى، وَ عَظُمَتْ خَطيئَتى فَلَمْ يَفْضَحْنى، وَ رَآنى عَلَى الْمَعاصى فَلَمْ يَشْهَرْنى.
اى آن كه شكرم در برابر نعمت هايش بسيار كم بود، ولى او مرا از سفره احسانش محروم نكرد و گناهم بس بزرگ بود ولى رسوايم ننمود و مرا در انواع معاصى ديد ولى به بدنامى شهرهام نفرمود!
يا مَنْ سَتَرَنى مِنَ الْآباءِ وَ الْامَّهاتِ انْ يَزْجُرُونى، وَ مِنَ الْعَشايِرِ وَ الْاخْوانِ انْ يُعيِّرُونى، وَ مِنَ السَّلاطينِ انْ يُعاقِبُونى، وَلَوِ اطَّلَعُوا يا مَوْلاىَ عَلى مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنّى اذاً ما انْظِرُونى وَ لَرَفَضُونى وَ قَطَعُونى. «12»
اى آن كه مرا از پدران و مادران نسبت به گناهانم در پوشش و پنهانى قرار داد از اين كه با تندى و تلخى از خود براندم و از خويشان و برادران از اين كه به من عيبگيرى نمايند و از حكومتها از اين كه به مجازاتم اقدام كنند و چنانچه اينان از آنچه تو بر من آگاه بودى با خبر مىشدند در اين صورت مهلتم نمىدادند و هر آينه تركم مىكردند و رابطه آنان با من قطع مىشد!
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- المفردات، راغب اصفهانى: ماده «غفر».
(2)- انفال (8): 29.
(3)- انفال (8): 70.
(4)- احزاب (33): 70- 71.
(5)- جن (72): 26- 27.
(6)- بحار الأنوار: 72/ 68، باب 45، حديث 2؛ الكافى: 2/ 241، حديث 39.
(7)- بحار الأنوار: 6/ 28، باب 20، حديث 30؛ وسائل الشيعة: 16/ 74، باب 86، حديث 21017.
(8)- البلد الأمين: 407؛ المصباح، كفعمى: 254، دعاى جوشن كبير.
(9)- البلد الأمين: 404؛ المصباح، كفعمى: 250، دعاى جوشن كبير.
(10)- البلد الأمين: 188؛ مصباح المتهجّد: 845؛ دعاى كميل.
(11)- البلد الأمين: 190؛ مصباح المتهجّد: 849.
(12)- بحار الأنوار: 95/ 220، باب 2، اعمال مخصوص يوم عرفة؛ إقبال الأعمال: 344، دعاى عرفه.