همان كسى مىشود كه خداوند به حضرت مسيح عليهالسلام فرمود.
فرمود: هنگام صبح كه از خانه بيرون مىآيى، نسبت به همه مانند آفتاب باش. چون خورشيد وقتى مىتابد، هيچ خانه، لانه، باغ، گلستان، مرغزار، شوره زار، كوير، صحرا، كوه، دريايى و درهاى را استثنا نمىكند و اين انرژى خورشيدى را خرج همه موجودات مىكند. خود موجودات بايد در قيامت جواب اين خرج كردن را بدهند.
وقتى انسان در هر شبانه روز ده بار دربِ رحمان و رحيم به رويش باز شود و در اين خُم بيافتد و رنگ بگيرد، يعنى با گوش، هوش، مشاعر و قلب خود رحمانيت و رحيميت را بگيرد، مانند خورشيد مىشود كه به همه مىتابد.
ديگر اين شخص تلخ نخواهد بود، بلكه در همه جا شيرين است، حتى براى دشمنان، گرچه دشمن نمىفهمد. چون خدا دشمن را « لا يشعرون » ناميده است والا اگر دشمن شعور داشت، پيغمبر اكرم صلىاللهعليهوآله را اعظم نعمت خدا مىديد كه به آنها عنايت كرده است. او واسطهاى است كه بيست و سه سال تلاش مىكند تا
كسى به جهنم نرود و از بهشت محروم نشود. او براى همه آفتاب است:
« إِنَّـآ أَرْسَلْنَـكَ شَـهِدًا وَ مُبَشِّرًا وَ نَذِيرًا * وَ دَاعِيًا إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِوَ سِرَاجًا مُّنِيرًا »
همين تعبيرى كه خدا درباره خورشيد كرده است:
« وَ جَعَلْنَا سِرَاجًا وَهَّاجًا »
همين تعبير را درباره پيغمبر صلىاللهعليهوآله آورده است. او خورشيد است، ولى كافر
و مشرك تا وقتى در فضاى « لا يشعرون » هستند، نمىفهمند. او مىتابد، ولى اينها درك نمىكنند.
« مَــلِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
انسان در شبانه روز ده بار با زبان خودش صداى خدا را به گوش خود بخواند و به هوش و مشاعر خود تحويل بدهد، با اعضا و جوارحش آن را ظهور بدهد، خود را در پيشگاه خدا مىبيند. در دنيا و قيامت، خود را در تحت حكومت اين « مالك يوم الدين » مىبيند.