پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

طرح سازنده بنيان تشريعى انسان

طرح سازنده بنيان تشريعى انسان

نقشه و طرح خدا، قرآن كريم و فرمايش‏هاى انبيا و ائمه طاهرين  عليهم‏السلام است. عناصرى كه در آن بخش از ساختمان به كار مى‏رود، ايمان، عمل صالح، اخلاق حسنه و احوالات ملكوتى است كه با به كار گرفتن اين مجموعه، از حالت بشر بودن، يعنى ساختمان گِلى در مى‏آيد و ساختمان او، انسانى ساخته مى‏شود.

اگر به آيات قرآن دقت كنيد، هر جا لغت «بشر» آمده است، كلمه خاك، گل،
لجن، « حمأ مسنون » و از قبيل اين لغات در كنار آن آمده است، اما در هر جا لغت «انسان» آمده است، مسأله هدايت، احسن تقويم، سميع، بصير، عالم، آگاه، مؤمن، متوكل و صابر بودن و اين عناوين زيباى ارزشى آمده است:

 « فَجَعَلْنَـهُ سَمِيعَا بَصِيرًا »

 ضمير « جعلناه » به كلمه انسان برمى‏گردد.

« خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ مِن نُّطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَّبْتَلِيهِ فَجَعَلْنَـهُ سَمِيعَابَصِيرًا »

 اگر كلمه بشر در آيه بود، قطعاً «سميعاً بصيراً» نمى‏فرمود.

 « خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ فِى أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ »

« خَلَقْنَا الاْءِنسَـنَ فِى كَبَدٍ »

« أَيَحْسَبُ أَن لَّمْ يَرَهُ أَحَدٌ »

« أَيَحْسَبُ الاْءِنسَـنُ أَن يُتْرَكَ سُدًى »

« إِنَّ الشَّيْطَـنَ كَانَ لِلاْءِنسَـنِ عَدُوًّا »

« للبشر » نمى‏فرمايد ؛ چون شيطان با گِل، شكل و استخوان بندى شما كارى ندارد.

در جنبه گِل بودن انسان كه شيطان خود را خيلى بالاتر مى‏داند ؛ چون وقتى به ملائكه و او گفتند: به آدم  عليه‏السلام سجده كنيد، همه به جز ابليس سجده كردند:

 « وَ إِذْ قُلْنَا لِلْمَلَئِكَة اسْجُدُواْ لِأَدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَ اسْتَكْبَرَ »

 به او گفتند:

 « مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ »

 چه چيزى باعث شد كه وقتى امر به سجده كردم، سجده نكنى؟ گفت:

 « خَلَقْتَنِى مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِينٍ »

 او را از ماده خاك زمين، ماده بى‏ارزش و پست درست كردى، ولى مرا از ماده نارى و نورى ساختى، من به اين موجود پستِ بى‏ارزش سجده كنم؟ يعنى جنبه بشرى ما را ديد، لذا گفت: شما كمتر هستيد.

اگر او نيز مانند فرشتگان، جنبه انسانى ما را مى‏ديد ـ البته نخواست ببيند ـ سجده مى‏كرد؛ چون خيلى‏ها بر اثر كبر مى‏خواهند كه عمداً نشنوند و نبينند.

انسان بودن شما او را وادار كرد كه در مقابل شما موضع‏گيرى كند. پس هر 
كجا در قرآن كلمه انسان آمده است، بعد از اين كلمه پرمعنا و شريف، ارزش‏ها ذكر شده است، اما هر جا كه لغت بشر آمده ساختمان گِلى انسان مطرح است.

منبع
  • پایگاه عرفان