در دعاى كميل آمده است كه طول نمىكشد:
« يا سريع الرضا »
هيچ كس از خدا زودتر راضى نمىشود.
من پدرى را سراغ داشتم كه سى و پنج سال، هر چه رفتند و گفتند كه از پسرش راضى شود، گفت: راضى نمىشوم. آخر هم با نارضايتى مرد. حالا حق و ناحق بودن را نمىدانم، يا بين زن و شوهر اختلاف مىشود، گاهى چندين سال طول مىكشد، بين دو برادر نزاع مىشود، سالها قهر هستند و يكديگر را نمىبخشند، اما خدا مىگويد: اگر به عدد ريگ بيابان و ستارگان آسمان گناه آوردى، همان وقتى كه مىآيى تو را مىبخشم.
شب جمعه، ماه رمضان و شب احيا بيا تا ببخشم؟ نه. مگر روز عاشورا ماه رمضان و شب احيا و شب جمعه بود؟ وقتى «حرّ» به پسرش گفت: على ! چكمهها را از خاك پر كن و به گردن من بيانداز و به سمت ابى عبدالله عليهالسلام ببر، چند قدمى آمد، به امام عليهالسلام عرض كرد:
« هل لى من توبة »
آيا قبولم مىكنى؟ امام فرمود: بله. اين بنده خداى ما است. كسى كه هيچ كس او را نمىشناسد.