خدايا ! همه را گفتى، اهل ذكر، طاعت، شكر، عشق، محبت و نعمت. از ما گناهكاران چيزى نمىگويى؟ چرا نگويد؟
« و أهل معصيتى لا أُويِسُهُمْ من رحمتى »
آنهايى كه اهل گناه بودند، در گناه افتادند، گنهكار را كه نمىكشند. ما نفهميديم، جاهل و ضعيف بوديم، با ما چه مىكنند؟ چه جواب زيبايى داده
است: آنها را نااميد نمىكنم و دست رد به سينهشان نمىزنم. چه كار مىكند؟
« ان تابوا »
اگر با من آشتى كنند، برگردند و تصميم بگيرند كه بين آينده و گذشته كاملاً تفاوت بگذارند و آينده را داشته باشند. بقيهاش را از سه آيه قرآن استناد مىكنم.
اگر با چند گناه توبه كنند، توبه آنان را مىپذيرد؟ حدى هم ندارد يعنى اگر از هزاران گناه توبه كنند، آنها را مىبخشم. فقط گونهاى خاص از گناهش را مىگويد: به من ارتباطى ندارد، آن هم گناه ماليى است كه بين شما و مردم است. حل كردن آنها را خودت مىدانى و مردم، ولى چون امر من است كه مال مردم را نخور، بالاخره من نيز در اين زمينه امر كرده و ناچار به رسيدگى هستم.
اما گناهان بين من و خودت حدّى دارد كه با چند گناه بخشيده مىشويم؟ خداوند در قرآن كريم مىفرمايد:
« إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا »
چند گناه را مىبخشم را اصلاً مطرح نكنيد. اگر به تعداد ريگهاى بيابان و ستارگان آسمانها گناه داريد، با توبه واقعى من آنها را مىبخشم. كار من بخشيدن است. اگر بيايى و بگويى: ديگر اين كار را نمىكنم، من نيز مىگويم: ديگر تو را عذاب نمىكنم.