منابع مقاله:
کتاب : تفسير و شرح صحيفه سجاديه جلد هشتم
نوشته: حضرت استاد حسین انصاریان
از آن جا كه ابر و باران و باد، وجودشان در پهنه طبيعت بستگى به عالىترين منبع انرژى يعنى خورشيد دارد، لازم است چند سطرى درباره اين نعمت عظيم الهى كه گوشهاى از تجلّى رحمت حضرت حق به قسمتى از عالم وجود است براى آگاهى شما بيان شود.
مسير زمين و هر جرم سماوى ديگر در اين فضاى حيرت آور تقريباً به شكل دايره است؛ زيرا خورشيد جسمى است بسيار بزرگ، به تنهايى از زمين و هشت سيّاره ديگر بازهم بزرگتر و سنگينتر است، و هر سيّاره را با نيروى شگرف به سوى خود جذب مىكند.
اين قوه جذب به مركز را ثقل يا جاذبه مىنامند، در همان حال هر سيّاره با قوه گريز از مركز خود، از خورشيد مىگريزد، و اگر نيروى جاذبه خورشيد نبود سيّاره چنان در فضا دور مىشد كه هيچگاه باز نمىگشت.
حركت خورشيد و ماه
پس دو نيروى متضاد در كار است: نيروى سيّاره كه آن را از خورشيد دور مىكند، و نيروى خورشيد كه سيّاره را به سوى آن مىكشاند. هيچ يك از اين دو نيرو بر ديگرى نمىچربد و غلبه نمىكند، پس هر سيّاره بر روى مدارى به دور خورشيد مىگردد و اين سير بى انتها را در طى قرون و اعصار ادامه داده و مىدهد.
وَ الشَّمْسُ تَجْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَهَا ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَليمِ* وَ القَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتّى عادَ كَالعُرْجُونِ الْقَديمِ* لَاالشَّمْسُ يَنْبَغى لَها انْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَلَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِوَ كُلٌّ فى فَلَكٍ يَسْبَحُونَ» «1»
و خورشيد [نيز براى آنان نشانهاى از قدرت ماست] كه همواره به سوى قرارگاهش حركت مىكند. اين اندازهگيرى تواناى شكستناپذير و داناست،* و براى ماه منزلهايى قرار داديم تا اين كه به صورت شاخه كهنه هلالى شكل و زرد رنگ خرما برگردد [و باز به تدريج بدر كامل شود،]* نه براى خورشيد اين توان هست كه به ماه برسد، و نه شب از روز پيشى مىگيرد، و هر كدام در مدارى شناورند.
اين آيه به وضوح حركت خورشيد را به طور مستمر بيان مىكند. دانشمندان در اين عصر با انواع ابزار و آلات علمى، و تحقيقات مداوم شبانه روزى كشف كردهاند كه: خورشيد با مجموعه منظومه شمسى در وسط كهكشان ما به سوى يك سمت معين و ستاره دور دستى كه آن را ستاره وگا ناميدهاند در حركت مىباشد.
حركت دادن خورشيد اين كره بسيار عظيمى كه يك ميليون و دويست هزار مرتبه از كره زمين بزرگتر است، آنهم با حركت حساب شده در اين فضاى بى كران از هيچ كس ميسّر نيست جز از خداوندى كه قدرتش فوق همه قدرتها و علم و دانشش بى انتهاست.
ذلِكَ تَقْديرُ الْعَزيزِ الْعَلِيم» «2»
اين اندازهگيرى تواناى شكستناپذير و داناست.
منظور از منازل همان منزلگاههاى بيست و هشت گانه است كه ماه قبل از محاق و تاريكى مطلق طى مىكند؛ زيرا هنگامى كه ماه سى روز تمام باشد تا شب بيست و هشتم در آسمان قابل رؤيت است، ولى در اين شب بيست و هشتم به صورت هلال بسيار باريك زرد رنگ و كم نور و كم فروغ در مىآيد، و در دو شب باقى مانده قابل رؤيت نيست كه آن را محاق مىنامند، البته در ماههائى كه بيست و نه روز است تا شب بيست و هفتم معمولًا ماه در آسمان ديده مىشود، و دو شب باقى مانده محاق است.
اين منزلگاهها كاملًا دقيق و حساب شده است، به طورى كه منجمان از صدها سال قبل مىتواند طبق محاسبات دقيقى كه دارند آن را پيش بينى كنند.
اين نظام عجيب به زندگى انسانها نظم مىبخشد و يك تقويم طبيعى آسمانى است كه با سواد وبى سواد توانايى خواندن آن را دارد، به طورى كه اگر انسان كمى دقت و ممارست در وضع ماه در شبهاى مختلف كند مىتواند با نگاه كردن وضع آن دقيقاً و تقريباً بداند آن شب كدام شب از ماه است.
در آيه چهلم سخن از ثبات و دوام اين نظم سال و ماه و شب و روز است، پروردگار آن چنان برنامهاى براى آنها تنظيم كرده كه كمترين دگرگونى در وضعپيدا نمىشود، و تاريخ بشر به خاطر همين ثبات، كاملًا تنظيم مىگردد.
نه براى خورشيد سزاوار است كه به ماه رسد، و نه شب بر روز پيشى مىگيرد و هر كدام از آنها در مسير خود شناورند.
مىدانيم خورشيد، دوران خود را در برجهاى دوازده گانه در يكسال طى مىكند، در حالى كه كره ماه منزلگاههاى خويش را در يك ماه طى مىنمايد.
بنابراين حركت دورانى ماه در مسيرش دوازده بار از حركت خورشيد در مدارش سريعتر است، لذا مىفرمايد: خورشيد هرگز در حركت خود به پاى ماه نمىرسد، تاحركت يكساله خود را در يك ماه انجام دهد و نظام ساليانه بر هم خورد.
همچنين شب بر روز پيشى نمىگيرد كه بخشى از آن را در كام خود فرو برد و نظام موجود بهم ريزد، بلكه همه اينها مسير خود را ميليونها سال بدون كمترين تغيير ادامه داده و مىدهند و هر كدام از اينها در مسير خود شناورند.
گرماى خورشيد
خورشيد خيلى داغ است ولى نمىدانيد به چه داغى؟ اگر كارخانه فولاد سازى را ديده بوديد، مىديديد كه فلز مذاب از فرط حرارت رنگش سفيد شده است چگونه از دهانه كوره بيرون مىريزد؟
فولاد مذاب 1450 درجه حرارت دارد، اين درجه حرارت خيلى بالاست اما درجه حرارت خورشيد از آنهم خيلى بالاتر است. در سطح خورشيد درجه حرارت نزديك به 6000 درجه و در مركز آن شايد 000000 17 درجه باشد.
همان طور كه مىدانيد ما حيات خود را مديون خورشيديم، خورشيد تقريباً سرچشمه تمام كار مايه ماست.
بى نور خورشيد گياهى رشد نمىكرد، و غذايى به وجود نمىآورد و چون زندگى جانوران بسته به گياهان است، بى نور خورشيد جانورى هم به روى زمين وجود نداشت.
چوب و زغال و نفتى كه هر روز مصرف مىكنيم كارمايه را دراعصار قديم از خورشيد گرفته ودر خود نهفتهاند، وقتى كه زغال مىسوزد كارمايهاى را كه گياهان ميليونها سال قبل از خورشيد گرفته و ذخيره كردهاند به ما باز پس مىدهد.
خورشيد از عناصرى چند كه بر روى زمين هم يافت مىشوند تركيب گرديده است.
تقريباً شصت عنصر از آنها كه بر روى زمينند در خورشيد هم وجود دارند، عناصر اصلى خورشيد عبارتند از هيدروژن، اكسيژن، هليوم، ازت، كربن، آهن و چند فلز ديگر، اما در نتيجه حرارت فوق العاده فلزاتى كه بر روى زمين به شكل جامدند در خورشيد به صورت گاز هستند.
نور خورشيد بسيار خيره كننده است و از قشرى از گازها كه در سطح خورشيدند ساطع مىشود.
ستاره شناسان اين قشر را كره نور ناميدهاند، بالاى كره نور قشر ديگرى از گازهاست به نام كره رنگ، وجه تسميه اين كره، رنگ سرخ درخشانى است كه گازهاى تركيب كننده آن دارند.
در بالاى كره رنگ، قشر سفيد ديگرى است به نام تاج كه فقط به هنگام كسوف در تلسكوب قابل رؤيت است، گاهى زبانههايى تقريباً به اندازه يك ميليون و نيم كيلومتر از تاج زبانه مىكشند، اينها را زبانههاى خورشيد مىنامند.
در فيزيك معمولا انرژى را با واحدى به نام «ارگ» اندازه مىگيرند. گرچه در موارد خاص واحدهاى ديگرى براى انرژى به كار مىرود، مانند «كالرى» براى اندازه گرفتن گرما، يا كيلو وات ساعت براى الكتريسته.
يك ارگ دو برابر انرژى حركتى جسمى است كه جرم آن برابر يك گرم باشد، و با سرعت يك سانتى متر در ثانيه حركت كند.
و بايد گفت كه از لحاظ تجربههاى روزانه زندگى، مقدار انرژيى كه با يك ارگ نموده مىشود بسيار كوچك است.
مثلًا پشهاى كه در حال پرواز است انرژى حركتى برابر با چند ارگ دارد.
براى گرم كردن يك فنجان چاى، چند صد بليون ارگ مورد نياز است، و چراغ روميزى معمولى در هر ثانيه 25 بليون ارگ مصرف مىكند.
يك گرم زغال سنگ خوب چون كاملًا بسوزد 300 بليون ارگ انرژى مىدهد!! با نرخ جارى زغال بهاى هر ارگ برابر است با ... البته بهاى انرژيى كه با سيم برق به خانههاى ما مىرسد از اين گرانتر است.
انرژى اشعه آفتاب كه بريك سانتىمتر مربع در يك ثانيه به حال عمودى بتابد معادل 1350000 ارگ تخمين زده شده، و البته در محاسبه اين رقم مقدارى از انرژى كه به وسيله فضاى اطراف زمين جذب مىشود نيز به حساب آمده است.
اگراين انرژى را از روى بهاى زغال به حساب آوريم، معلوم مىشود كه روزانه معادل چه مقدار ريال انرژى كه بر سطح حياط خانه ما مىتابد از بين مىرود.
اگر بيان خود را با واحد اندازهگيرى معمولى كار تجديد كنيم، نتيجه آن مىشود كه مقدار انرژى روزانه خورشيد كه بر سطح زمين سقوط مىكند براى هر ميل مربعى با انرژى 4690000 اسب بخار است و انرژى كلى سالانه كه از اين راه به سيّاره ما مىرسد چندين ميليون برابر تمام انرژىهايى است كه در سطح زمين از سوزاندن زغال و ساير مواد سوختى به دست مىآيد.
نعمت ابر و باد
خورشيد اين منبع عظيم انرژى در سايه اراده و فرمان حضرت حق، هر روز در سطحى بيش از محيط و عرصه منظومه مىتابد و از اين تابش هزاران اثر پديد مىشود، از جمله آثارى كه از تابش خورشيد به وجود مىآيد ابر است.
آن سوى دريا هوا مرطوب است، آفتاب، هواى مرطوب را گرم مىكند، و در نتيجه هواى مرطوب بالا مىرود، سپس اندكى سرد مىشود و به صورت ابر در مىآيد.
قطرات باران، برف، تگرگ، محصول پر منفعت همين ابر است.
باد در جابهجائى ابرها براى اين كه تمام مناطق زمين را از نعمت برف و باران بهرهمند سازند عامل بسيار مهم و مؤثّرى است. باد از اهميت ويژهاى برخوردار است، اگر جابهجائى هوا نبود، حيات عمرى نداشت.
ما در اعماق اقيانوس بيكرانى از هوا زندگى مىكنيم كه گرداگرد زمين را فرا گرفته است. دانشمندان حدس مىزنند كه اين قشر هوا، بيشتر از سيصد كيلومتر بالاى زمين امتداد داشته و از چند لايه تشكيل شده باشد، ضخامت اين لايهها يكى نيست و حدود آنها هم نامنظم است.
شما با يكى از اين لايهها كه «تروپوسفر» نام دارد آشنا هستيد و آن لايهاى است كه از همه به زمين نزديكتر است و آنچه ما به نام تغييرات جوى مىشناسيم در اين لايه به وقوع مىپيوندد.
توفان، ابر، مه، تگرگ، برف و هر چه ديگر كه به هوا مربوط بدانيم در تروپوسفر واقع مىشود.
چه چيز موجب تشكيل تودههاى هوا در تروپوسفر مىشود؟ شايد هيچ گاه حدس نزنيد كه موجب پيدايش اين تودهها، خورشيد است.
اختلاف درجه حرارت بين دو نقطه زمين كه به طور مساوى گرم شده باشند موجب وزيدن بادهاست.
آيا مىدانيد در زندگى جانداران و گياهان چقدر ارزش دارد؟
آيا مىدانيد چه نظم فوق العادهاى در وزش باد، در جهان طبيعت مىباشد؟
باران را باد درست مىكند، اگر بادى نبود بارانى نبود، دانشمندان طبيعى مىگويند:
ابر موجودى است الكتريكى، موجودات الكتريكى اگر از يك نوع باشند يكديگر را دفع مىكنند، و اگر از دو نوع باشند همديگر را جذب مىكنند.
از خاصيتهاى باد آن است كه در ميان دو نوع موجود الكتريكى جمع مىكند، در نتيجه تجاذب حاصل مىشود، و اتحاد الكتريكى تحقق پيدا مىكند.
باران نتيجه آن اتحاد مىباشد.
پس تنها عامل مؤثّر در ازدواج دو موجود الكتريكى كه فرزندى از آن به نام باران پديد مىآيد، باد است.
اگر بادهاى موسمى كه از سوى اقيانوس مىآيد و در مناطق گرمسير مىوزد، نبود زندگى از شدّت گرما در آنجاها بسيار دشوار مىشد.
باد شدت گرما را مىشكند و آن مناطق را براى زندگى آسان، آماده مىسازد، يكى از اين مناطق هندوستان است كه بر حسب منطقه، گرمسير است ولى باد آن جا را قابل زيست ساخته است.
بادهاى دريايى و زمينى كه شبانه روز، در كرانههاى مناطق حارّه مىوزد زندگى را در بندرهاى آن جا ممكن گردانيده است.
بادهاى گرمى از مناطق حارّه به سوى سردسيرها روانه مىشوند و از سردى آن جا مىكاهند، مانند گلف استريم براى انگلستان، و گلف ورد براى ژاپن.
شدت گرماى زير خط استوا بر اهل دانش روشن است. و نيز آنها مىدانند كه گرماى استوايى به حسب طبع بالا مىرود، در برابر از قطب شمال و جنوب هواهاى سردى به طور مايل به سوى مناطق استوايى روان است لذا آن جا قابل زيست مىباشد.
باد وضع باران مناطق را تغيير مىدهد، در اندونزى و مانند آن فصل باران را تابستان قرار داده است، در لبنان فصل باران زمستان مىباشد.
در بعضى مناطق كه شايد بخش دارجيلينگ هند از آنها باشد، فصل باران تمام سال است، مقدار باران در دارجيلينگ به يازده متر در سال مىرسد.
اختلاف فصول باران درزمين موجب اختلاف انواع نباتات مىشود تا بشر بتواند از هر گونه نباتى بهره بردارد و استفاده كند.
بيشتر نباتات، داراى دو جنبه هستند، نرينه ومادينه، مانند خنثى كه هر دو خصوصيت را دارا مىباشد، اگر نباتات تلقيح شوند خوب ميوه خواهند داد، و اگر تلقيح نشوند بر خوبى نمىدهند.
تلقيح هائى كه به دست بشر مىشود، ويژه درخت خرما و پيوند درختانى است كه مورد خواسته بشر قرار گرفته است، ولى تلقيح بقيه درختان را از نرينه آنها به مادينه آنها باد انجام مىدهد.
تلقيح بادى در درخت خرما نيز تأثير دارد، تلقيح بادى، عبارت از گرفتن ذرّاتى از اين درخت است و رساندن آنها به درخت ديگر كه همانند آن است.
البته تلقيح به وسيله حشرات نيز انجام مىشود.
آنچه ياد شد نمونهاى از خدمات باد بود، هر چند باد خدماتش بسيار بيش از اينهاست.
پی نوشت ها:
______________________________
(1)- يس (36): 38- 40.
(2)- يس (36): 38.