پایگاه اطلاع رسانی

استاد حسین انصاریان

تعجب حضرت موسى عليه‏السلام از رزاقيت خدا

تعجب حضرت موسى عليه‏السلام از رزاقيت خدا

حضرت موسى بن عمران  عليه‏السلام به خداوند عرض كرد: «مى‏خواهم روزى دادن به موجودات را به من نشان بدهى. فرمود: موجودات بى‏شمار هستند، همه آنها را نمى‏شود به تو نشان بدهم، اما نمونه‏اى را به تو نشان مى‏دهم. فردا تنها به كنار
ساحل نيل بيا.

آمد و ديد حشره‏اى از راه دور، از خشكى مى‏آيد و غذاى خيلى مختصرى به دهان او است. خدا فرمود: اى موسى ! اين حشره را تماشا كن ! حشره تا كنار آب آمد. قورباغه‏اى در آمد و دهانش را باز كرد، آن حشره آن غذا را روى زبان قورباغه گذاشت. قورباغه دهانش را بست و فرو رفت.

خدا به حضرت موسى  عليه‏السلام فرمود: با عصا به آب بزن تا راه باز شود. چنانچه وقتى قوم بنى اسرائيل را مى‏خواست از رود نيل ببرد، با نوك عصا به آب زد، دوازده راه خشكى در وسط آب باز شد. فرمود: برو و فرعونى‏ها نيز به دنبال شما مى‏آيند، وقتى شما بيرون رفتيد، من آب را دوباره به هم مى‏آورم و همه غرق مى‏شوند.

حضرت موسى  عليه‏السلام عصا را به آب زد، جاده باز شد. از آن كوچه‏اى كه در آب باز شد پايين رفت. ديد قورباغه نيز آن پايين است. در سنگ چهارگوش سياهى در كف آب، سوراخى شبيه به لانه مورچگان بود.

وقتى مورچه‏ها در بيابان لانه مى‏سازند، مى‏دانند كه باران و برف مى‏آيد، لذا طورى لانه مى‏سازند كه آب در آن نمى‏رود، والا نسل مورچه از بين مى‏رفت. طورى راه‏سازى مى‏كنند كه از ما متمدن‏تر هستند. آنها جلوى سيل را راحت مى‏گيرند، اما ما نمى‏توانيم.

ديد سوراخى مانند لانه مورچه روى اين سنگ سياه است. مورچه‏اى سر خود را از اين لانه بيرون كرد، قورباغه آن غذا را به مورچه داد. مورچه رفت و قورباغه برگشت.

خطاب رسيد: نوك عصا را به اين سنگ بزن تا باز شود. نوك عصا را زد، سنگ باز شد، كرم كورى در اين لانه بود، خطاب رسيد: هر روز غذاى اين كرم
كور را اين گونه مى‏دهم.»

منبع
  • پایگاه عرفان