ابن ابى الحديد از دانشمندان بزرگ اهل سنت است. مىگويد: بعد از رحلت پيامبر صلىاللهعليهوآله حكومتى كه برپا شد، براى محكم كردن جاى پاى خود، شروع به پول پخش كردن كرد. او در « شرح نهج البلاغه » خود مىنويسد:
همه را شناسايى كردند و به تك تك آنها پول مىدادند. براى چه؟ براى رفع فقر مردم؟ نه خير، براى گرفتن جلوى زبان، قلم و دست مردم كه مبادا چند روزى بگذرد، مردم بفهمند چه جريانى اتفاق افتاده و به طرف اميرالمؤمنين عليهالسلام برگردند.
اين را شيعه ننوشته است، بلكه دانشمند بزرگوار اهل سنت نوشته است. حق ابن ابى الحديد بود كه به خاطر مكتبش اين قضيه را نقل نكند و روى آن سرپوش بگذارد، ولى انصاف به خرج داده و نقل كرده است؛ چون زمان ابن ابى الحديد با زمان پيغمبر صلىاللهعليهوآله خيلى فاصلهاش كم بوده وحدود سه قرن فاصله داشته است.
پول پخش كردند. بين چه كسانى؟ كسانى كه: « قلبه مشغول بالدنيا »
اين كه بيت المال است و پروردگار جاى مصرفش را در هشت جايگاه، معين كرده است، ديگر معنا ندارد.
كسى كه حاكم شده بود: « قلبه مشغول بالدنيا » به تقسيم خدا كار ندارد، به تقسيم خودش كار دارد. اگر با خدا كار داشتند كه قطعا بعد از رحلت پيغمبر صلىاللهعليهوآله مىآمدند به اميرالمؤمنين عليهالسلاممىگفتند: ما دو ماه قبل در غدير خم با تو بيعت كرديم و بيعت ما نيز سر جاى خود باقى است.
اين بيمارى خيلى خطرناكى است. پول براى بيت المال است و اجازه مصرف آن به دست پروردگار است. جاى مصرف را معلوم كرده است، اما او مىگويد: پول بيت المال را بايد پخش كرد تا جلوى زبان، دست و قلم مردم را براى كمك به حضرت على و فاطمه عليهماالسلام گرفت.
ما اين پول را پخش مىكنيم كه اين خانواده در غربت كامل قرار بگيرند و بىيار شوند؛ چون وقتى بخواهيم به خانه آنان حمله كنيم، كسى صدايش در نيايد، در خانه را آتش بزنيم، اما كسى مقاومت نكند. دختر پيامبر عليهاالسلام را بين در و ديوار بكشيم و كسى حرف نزند.