در اين تاريكى چنان خدا را گم مىكند كه طبق قرآن مجيد، تمام علم و فرهنگش:
« مَا يُهْلِكُنَآ إِلاَّ الدَّهْرُ »
روزگارى ما را آورده بود و بعد نيز ما را مىبرد و پرونده ما تمام است.
اما اگر پرونده تمام است، خيلى از سؤالات را نمىتوانيد جواب بدهيد و اگر همه وجود شما به روزگار بستگى دارد ـ روزگار مرا آورد و مرا مىبرد ـ ما مىپرسيم: پس جايگاه عدالت در اين جهان، كجاست؟ نمىتوانند جواب بدهند. اگر بگويند: عدالت جايگاه دارد، مىگوييم: اگر عدالت جايگاه دارد، جريمه يزيد
و يزيديان به خاطر حادثه كربلا كه در اينجا داده نشد، پس كجا بايد داده شود؟ و اگر بگويد: عدالت هيچ جايگاهى ندارد، باز سؤال مىكنيم: به چه دليل با نداشتن جايگاه براى عدالت، حسين بن على عليهماالسلام با همه ارزشهايش ضرر كرده و يزيد با همه بىارزشىهايش سود كرده است؟ اين را چگونه تحليل مىكنيد؟